تبليغاتX
نور مجذوبان
اخبار دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ( اختصاصی سایت مجذوبان نور* WWW.MAJZOB.ORG*)

واقعه تخریب حسینیه دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در شهرستان بروجرد،با صدوراعلامیه توسط جمعی از طلاب اعزامی از قم و همراهی طلاب بومی!! آغاز شد  وهمین عده هدایت و رهبری جریان تخریب رانیز بعهده داشتند .دراویش به وکالت آقای سعید غلامیان ازاین جماعت !!به دادگاه ویژه روحانیت شکایت نمودند . آقای سعید غلامیان وکیل دراویش بروجرد در گفتگو با خبرنگارسایت مجذوبان نور ،به پرسشهای مطرح شده دراین خصوص پاسخ گفت :

  

مجذوبان نور:آقای غلامیان اخیراً از قول تعدادی از موکلین شما در بروجرد نقل شده است که شما از وکالت در پرونده فقرای بروجرد در دادگاه ویژه روحانیت انصراف داده اید؟ آیا این خبر صحت دارد و شما آنرا تایید می کنید؟

غلامیان : خیر , خبر را درست بعرض شما نرسانیده اند, من کما کان وکالت 70 نفر از فقرای بروجرد را که علیه 42 نفر از افراد روحانی که مهاجمین به حسینیه دراویش بروجرد را رهبری و تحریک کرده اند بعهده دارم و قصد انصراف هم ندارم .ولی حدوداً یک ماه قبل از دادیاری شعبه اول دادسرای ویژه روحانیت خوزستان و لرستان مستقر در اهواز با بنده تماس گرفته و گفتند که چون وکالت در این دادسرا و دادگاه تابع شرایط خاص و صلاحیت ویژه است بر اساس مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام من مجاز به وکالت در این دادسرا نیستم و باید وکیلی را که مورد تایید دادگاه ویژه روحانیت باشد انتخاب کنم. من در این مورد با دادیار محترم شعبه اول مفصلاً صحبت کردم حتی پیشنهاد کردم که من از جانب موکلینم موظف به وکالت هستم و اگر برای تامین نظر شما وکیل دومی انتخاب کنم که حائزشرایط مورد نظر دادسرای ویژه روحانیت باشد آیا من هم خواهم توانست برای تامین نظر موکلینم در کنار وی در مراحل تحقیق و رسیدگی حضور داشته باشم ؟ اما آقای پور محمدی معتقد بودند که حضور بنده نقض غرض محسوب می شود و من مجاز به حضور در دادسرا و دادگاه نخواهم بود .

لذا من از ایشان خواستم که اسامی وکلای صلاحیتدار را برای من ارسال کنند تا به اطلاع موکلین رسانیده و در این مورد تصمیم بگیرند. لذا با موکلین موضوع را در میان گذارده و منتظر نظر ایشان هستم و امیدوارم بتوانم ظرف هفته آینده کتباً مراتب را به دادسرای ویژه روحانیت  تقدیم نمایم .

 

مجذوبان نور: نظر خود شما در مورد ادامه وکالتتان چیست؟

غلامیان : همانطور که عرض کردم من تا زمانی که موکلینم مخالفتی با ادامه وکالت من نداشته باشند به تکلیف خود عمل خواهم کرد .

 

مجذوبا نور: اگر وکالت شما را در دادگاه ویژه نپذیرند شما چه اقدامی انجام خواهید داد ؟

غلامیان : اولاً که طرح شکایت وکالتاً توسط بنده به دادسرای ویژه تقدیم شده و دادسرا نیز پذیرفته است و نیز به بنده اخطار نموده اند که موکلین را در نمایندگی دادسرای ویژه روحانیت در خرم آباد حاضر نموده تا اظهاراتشان ثبت گردد. لذا من در زمان رسیدگی به پرونده موکلینم به دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت مستقر در اهواز مراجعه خواهم کرد و بعید می دانم که ممانعتی برای حضور و دفاع از دعوی بنمایند.

 

مجذوبان نور: در رابطه با مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام برای وکالت در دادگاه ویژه روحانیت چه نظری دارید ؟

غلامیان : قاعدتاً نباید برای حقوق و آزادیهای مشروع  محدودیتی چه در موضوعات عام و چه در موضوعات خاص مانند وکالت ایجاد نمایند و مصوبه مورد بحث در این مورد دارای حرف و حدیثها و انتقادات فراوانی است که از منظر حقوقدانان و صاحبنظران مطرح شده و این مصوبه مجمع مصلحت نظام را با روح و صراحت قانون اساسی مخالف می دانند زیرا حقوق قانونی و آزادیهای مشروع شهروندان را محدود می نماید و این نظرات و انتقادات بدون اینکه  فرصت طرح و بررسی بیابند بدون پاسخ باقی مانده اند و شایسته است که در این باب تصمیم بهتری اتخاذ گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 1:11  توسط نور   | 

مصاحبه (قسمت  دوم ) : دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و امنیت ملی

 

توضیح :  

 ))در پاسخ به سئوالات و ابهامات مخاطبین محترم و رفع شبهه از اذهان عموم، خصوصا معاندین عرفان وتصوف ، در گفتگو باکارشناسان و مدیران سایت مجذوبان نور، سلسله مطالبی را  مورد تجزیه و تحلیل قرار داده ،سعی مینماییم درحد توان، به تدریج  کلیه پرسشهای مطرح شده را پاسخگو باشیم   . امید است عزیزان ایمانی و مخاطبین گرامی با خواندن مطالب مذکور و ارسال نقطه نظرها ی خویش ما را در این خصوص یاری دهند. بخش  دوم این مباحث را  تحت عنوان دراویش و امنیت ملی با آقای مصطفی دانشجو یکی از مدیران سایت مجذوبان نور انجام  داده ایم ،  از در گاه پروردگار منان   توفیق و موفقیت همگان را، در راه اتحاد  مومنین ، وحدت اسلامی و احیای فرهنگ ملی کشورمان ،آرزومندیم(( .  

 

دراویش گنابادی و امنیت ملی

 

سئوال :

عده ای از مخالفین تصوف، اقدامات دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در استفاده از حقوق قانونی خود به عنوان شهروندان کشور و اصرار بر اجرای قانون را، اخلال در نظم عمومی و تهدید امنیت ملی محسوب می نمایند و با این پیش فرض تعدی و تعرض  به  دراویش، خصوصا در محاکم قضایی را توجیح  می کنند ، نظر شما در این خصوص چیست ؟

 

جواب :

امنیت ملی مفهومی پیچیده ای دارد وبا نگرشهای مختلف تعاریف متفاوت و حتی متضاد دارد . یک جامعه واقعاً چه زمانی امن و چه زمانی ناامن است؟ زمانی که سخن از تهدید  در امنیت ملی می شود ، منظور چیست؟ امنیت ملی ماهیتی ذهنی و گفتمانی دارد که ناشی از عواملی چون ادراک و ذهنیت مردم و نخبگان، مصالح و منافع ملی ، مفهوم خودی و غیر خودی ، حفظ و حفاظت از ارزشهای اخلاقی ، فرهنگی،اجتماعی و سیاسی ،استقرار قانون و ثبات آن می باشد و دگر گونی و تغییرساختاری این مقوله ها تهدید محسوب می شود.

امنیت ملی در معنای سنتی آن مترادف با اقتدار حاکم و گسترش و توسعه حکومت بوده، اما  در برداشت امروزی و متحول آن، در بردارنده امنیت  در حوزه های مختلف اجتماعی و رعایت حقوق و آزادیهای فردی و امنیت روانی است و هدف اصلی آن رویکرد پایدار به  امنیت مردم  و امنیت حاکمیت است. امنیت مردم و حاکمیت دو روی یک سکه امنیت ملی وبرای رسیدن به آن، راهبردهایی دارای جامعیت است که بتواند در بلند مدت، امنیت هردو  را تأمین کند.

تضمین و رعایت حقوق و آزادیهای اساسی آحاد جامعه از اصول مسلم حقوقي است که در تحقق نظم و امنیت اجتماعی نقش مهمی را ایفا می کند. این اصل از سویی مقتضای پایبندی به قرارداد اجتماعی و انجام وظیفه حکومت در برابر حفظ حقوق ملت بوده و از سوی دیگر  عامل مهم و ضامن نظم و امنیت است. بررسی موضوع مهم حقوق و آزادیهای فردی و چگونگی تضمین آنها و محدوده اجرایی آن از وظایف و موضوعات اساسی است که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به بیان مصادیق وچهار چوب این حقوق پرداخته است. یکی از مصادیق مهم این حقوق حق آزادی اجتماعات است که در اصل 27 قانون اساسی محترم و مجاز شمرده شده است. در یک جامعه سامان یافته مبتنی بر اصول حقوقی که به تعبیری جامعه مدنی گفته می شود، وجود نظم و امنیت ملی اساسی ترین عامل رشد سیاسی و اجتماعی است که بدون رعایت حقوق و آزادیهای فردی، تحقق آن امکان پذیر نیست. اگر افراد جامعه نسبت به رعایت حقوق خود مطمئن باشند، نسبت به اجرای تکالیف و تعهدات خود در مقابل جامعه جدی خواهند بود. در حالی که اگر حکومت، حقوق و آزادیهای مردم را مراعات نکند و تعیین حدود آن را دستخوش اختلاف نظر مراکز قانونی و متون نامشخص و شناخته نشده نماید افراد جامعه نیز متقابلاً خود را موظف به رعایت مقررات اجتماعی نمی دانند و در نتیجه نظم و امنیت عمومی مختل می شود و سرمایه های انسانی در مسیری خلاف خواست جامعه به جریان می افتد. بنابراین تضمین حقوق سیاسی افراد اساس پایبندی به اصول همزیستی اجتماعی است. تعرض طرفین قرارداد اجتماعی به حقوق یکدیگر موجب اختلاف در روابط حقوقی آنها می شود و از مهمترین موانع نظم و امنیت اجتماعی  محسوب می شود.

تنظیم این رابطه از وظایف حقوق اساسی است. قانون اساسی متکفل بیان چارچوب و اصول کلی حقوق و تکالیف متقابل حکومت و ملت است. تصویب قانون اساسی به وسیله نمایندگان منتخب ملت و تأیید آن به وسیله مردم از طریق همه پرسی به منزله انعقاد یک قرارداد اجتماعی مبین بر اراده و آگاهی بین ملت و حکومت است و هرگونه اقدامی برخلاف قرارداد مذکور باطل است. براساس قرارداد مذکور، حکومت موظف است اراده خود در زمینه حدود آزادیهای فردی و اجتماعی و نیز تکالیف مردم و ضمانت اجرای آن را به طور صریح بیان کند. تکلیف حکومت به تضمین حقوق و آزادیهای فردی و حقوق سیاسی و اجتماعی مردم زمینه ساز ایجاد امنیت قضایی و حقوقی و موجب تحکیم وحدت بین ملت و حکومت می شود که ظهور آن در نظم و امنیت اجتماعی متجلی می گردد. بنابراین در یک نظام اجتماعی سامان یافته ، برای جلوگیری از ايجاد تزلزل در امنيت باید روابط طرفین قرارداد اجتماعی را منظم و دقیق تعریف کرد و متخلفین از آن را مورد مؤاخذه قرار داد. بر این مبنا قانون اساسی در فصل سوم ، حقوق و آزادیهای ملت را بر شمرده و قانون مجازات اسلامی برای کسانی که به حریم این حقوق و آزادیها تجاوز می کنند، ضمانت اجرای کیفري در نظر گرفته است.

در حقوق کیفری، جرم رفتاری است که ارتکاب آن از طرف نظام اجتماعی برای آن مجازات تعیین شده است و مجازات واکنشی است  در مقابل مرتکبین جرم،که از طرف  اجتماع اعمال می گردد. یعنی فقط قانون گذار است که می تواند به خلق جرم و مجازات بپردازد. این اصل که نتیجه منطقی  تفکیک قواست، پایه و اساس حقوق جزا به حساب می آید. یعنی فقط قانون گذار و تنها اوست که می تواند آیین دادرسی و نحوه برخورد با مجرمین را تعیین کند. براین اساس تا زمانی که قانون وجود نداشته باشد، اصل بر جواز است و هیچ محکمه ای صالح به تعقیب افراد نیست.

تعیین مرزبین رفتار مشروع و نامشروع  وظیفه مقنن است و قاضی  نمی تواند بدون وجود قانون، رفتار افراد را ارزیابی کرده و آن را جرم اعلام نماید و ارتکاب هررفتاری ولو خلاف اخلاق یا مضر به نظم عمومی تا زمانی که از طرف قانون گذار منع نشده است مباح و جایز است و قاضی مکلف به صدور حکم برائت می باشد. زیرا قاضی تنها سخنگوی قانون گذار است و وظیفه او انطباق مصادیق با احکام قانون است. تشخیص مصلحت جامعه و اینکه چه رفتاری خلاف وقابل مجازات است، خارج از حيطه وظیفه قاضی و متولیان قوه قضاییه می باشد و این امر فی نفسه از مصادیق اعلای نظم عمومی است و اتخاذ هرگونه تصمیمی مغایر با آن ولو به صورت قانون باشد بلا اثر است.

از جمله ضمانت اجرایی کیفری پیش بینی شده در قانون مجازات اسلامی برای تعرض به حقوق ملت، مقررات مواد 498 و 618 است. در این مواد مصادیق اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی بیان شده است و قانون گذار با بر شمردن این ارکان، راه را برای برداشتهای قضات بسته است اما متاسفانه قضات با اتکاء به گزارشات و بولتن های نهادهای اطلاعاتی، هر رفتار مسالمت آمیز اجتماعی را جرم ارزیابی و نامهایی چون تباني به منظور برهم زدن امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی بر آن می نهند. نمونه آن که در طول چند سال اخیر روند رو به رشدی داشته است تلاش و فعالیت مردم و گروههای اجتماعی، برای استيفاء حقوق قانونی خود است که به اقدام علیه امنیت و اخلال در نظم تاویل و تعبیر می شود.

این موضوع بیان گر آن است که حکومت بر پایه و مدار قانون حرکت نمی کند و همواره در تصمیم گیریهای قضایی، سلایق و برداشتها و تفسیرهای شخصی در نظر گرفته می شود.

در یک نظام قانونمند ومبتنی براصول و موازین قانونی تحقق سیاستها، مجوز زیر پا گذاشتن قانون و ابزاری نمودن آنرا نمی دهد  و  تقدم سیاست بر حقوق و آزادیهای قانونی مردم، نتیجه ای جز حاکمیت استبداد در کشور ندارد . برخوردهای خشن و افزایش فشارها بر دراویش و پیروان سلسله نعمت اللهی گنابادی در طول سالهای اخیر موید و بیانگر اعمال چنین روشهایی است. تلقی و برداشت از حضور دراویش گنابادی در عرصه اجتماع به عنوان تهدید علیه امنیت ملی ،ناشی از تنگ نظری،قانون گریزی،هراس و تشویش ذهنی مسئولین است واین معضل نتیجه نگرش ،عملکرد و القاء بعضی افراد در دستگاههای امنيتی است. این اشخاص  مخل امنیت و بر هم زننده نظم عمومی بوده  وباید آنها را مؤاخذه کرد. چون تمامیت خواهی وخلق بحران وایجاد هرج و مرج وتضییع حقوق اقشار مختلف جامعه به جرم دگر اندیشی، اخلال در امنیت ملی است .  به محاکمه کشاندن دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و ایجاد مضیقه های بیشمار برای آنها نمونه بارز ایجاد اخلال در نظم عمومی است، گویی عده ای با این منظور مأموریتي هدفمند را در نهادهای تصمیم گیرنده  دنبال می کنند. متهم نمودن دراویش گنابادی به اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی از سوی همین دستهای آلوده در شبکه قضایی و امنیتی صورت می گیرد. چرا که اعمال دراویش گنابادی از جمله  در روز سوم اسفند ماه 1387 و حضور مقابل مجلس شورای اسلامی برای بیان  اعتراضات خود به نمایندگان ملت ، نه تنها منع قانونی ندارد بلکه مورد تأکید قانون گذار نیز می باشد و قانون اساسی نیز این حق را محترم شمرده است. بنابراین  رفتار دراویش، ناهنجاری اجتماعي نبوده تا بتوان آنرا عملی نامشروع قلمداد کرد. حضور در مقابل مجلس و استيفای حقوق قانونی و تذکر به لزوم اجرای دقیق مقررات  قانونی در کشور اقدام علیه امنیت ملی نیست . این اقدام قانونی دراویش اخلال در روح و روان  همان دستهای آلوده ای است که کمر به نابودی ایران و ایرانی بسته اند و برخوردهای آنها با فعالین عرصه های اجتماعی در طول سالهای اخیر  گویای همین مطلب است و باید برای این امر چاره ای اندیشید تا آزادی وحقوق  دراویش و سلامت دستگاه قضایی تضمین شود.

ادامه دارد.......

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 1:10  توسط نور   | 

29 فروردين 1388 ساعت 13:44

يكي از دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي دركرج صبح روز شنبه 29 فروردين ماه 88 احضار شد .

 

به گزارش خبرنگار سايت مجذوبان نور ؛ خانم مارينوس رستمي از دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي و كارمند دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج صبح روز شنبه 29 فروردين ماه 88 توسط مأمورين اطلاعات نيروي انتظامي كرج احضار شد .

براساس اين گزارش ؛ مأمورين ، اين درويش گنابادي را به ساختمان مركز رسيدگي به امور اتباع خارجي مقيم ايران ( وابسته به نيروي انتظامي ) واقع در بلوار استقلال منطقه گوهردشت كرج ، منتقل و از وي خواسته اند آمار دراويش و پيروان سلسله گنابادي را در اختيار آنها قرار دهد .

چندي پيش نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران طي بخشنامه اي به كلانتريها و يگانهاي انتظامي سراسر كشور خواستار احضار دراويش گنابادي به واحدهاي اطلاعات ناجا و تهيه ليست آماري اعضا و شركت كنندگان در مجالس  آنها شده است .

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 1:8  توسط نور   | 

27 فروردين 1388 ساعت 22:57

حسن کاشانی ، یکی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی جهت اخذ آخرین دفاع پیرامون اتهام انتسابی ، از زندان اوین به دادسرای امنیت اعزام شد .

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور؛ این درویش گنابادی روز دوم اسفند 87 ساعت 1 بامداد ، در منزل مسکونی خود در تهران توسط عوامل پلیس امنیت و اطلاعات به سرپرستی شخصی به نام رهنما به اتهام تبانی به منظور برهم زدن امنیت ملی دستگیر و روانه سلولهای انفرادی زندان اوین شد و تاکنون با گذشت 55 روز با قرار وثیقه یکصد میلیون تومانی همچنان در اوین به سرمی برد .

بنابراین گزارش ؛ این درویش گنابادی روز یکشنبه 23 فروردین ماه برای اخذ آخرین دفاع پیرامون اتهام انتسابی به دادسرای امنیت اعزام و تحت بازجویی حیدری فرد ( دادیار دادسرای امنیت ) قرار گرفت .

این گزارش درادامه می نویسد ؛ در جلسه آخرین دفاع ، دادیار پرونده با ارائه لیست قریب به 60 پیام کوتاه تلفن همراه sms مبنی بر دعوت از دراویش برای حضور مقابل مجلس شورای اسلامی در روز سوم اسفند 87 ، سعی در پذیرش ارسال این پیامها از سوی وی داشته اما آقای  کاشانی با رد ادعای دادیار پرونده ، از پذیرش و امضاء آن استنکاف می کند .

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 1:7  توسط نور   | 

27 فروردين 1388 ساعت 22:52

پرونده 15 تن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که در روز 3 اسفند 87 مقابل مجلس شورای اسلامی دستگیر و هم اکنون در زندان اوین به سر می برند به دادگاه انقلاب ارجاع شد .

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ؛ رسیدگی به پرونده اتهامی این 15 تن با کیفرخواست دادسرای امنیت در دستور کار شعبه 22 دادگاه انقلاب تهران قرار گرفت .

بنابر این گزارش ؛ این 15 درویش گنابادی پس از گذشت 55 روز همچنان در زندان اوین نگهداری می شوند و تلاشهای وکلای دادگستری نیز برای آزادی این دراویش بی نتیجه مانده است
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 1:5  توسط نور   | 

23 فروردين 1388 ساعت 16:57

مصاحبه (بخش  اول ) : دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و تهاجم فرهنگی

 

 در پاسخ به سئوالات و ابهامات مخاطبین محترم و رفع شبهه از اذهان عموم، خصوصا معاندین عرفان وتصوف ، در گفتگو با  کارشناسان و مدیران سایت مجذوبان نور، سلسله مطالبی را  مورد تجزیه و تحلیل قرار داده ،سعی مینماییم درحد توان، به تدریج  کلیه پرسشهای مطرح شده را پاسخگو باشیم   . امید است عزیزان ایمانی و مخاطبین گرامی با خواندن مطالب مذکور و ارسال نقطه نظرها ی خویش ما را در این خصوص یاری دهند. بخش اول این مباحث را  تحت عنوان دراویش و تهاجم فرهنگی ،با آقای حمید رضا مرادی یکی از مدیران سایت مجذوبان نور انجام  داده ایم ،  از در گاه پروردگار منان   توفیق و موفقیت همگان را، در راه اتحاد  مومنین ، وحدت اسلامی و احیای فرهنگ ملی کشورمان ،آرزومندیم .

 

دراویش گنابادی و تهاجم فرهنگی

 

سئوال :

عده ای از مخالفین تصوف، حضور دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی  درعرصه های اجتماعی و فرهنگی ایران را نشانه تهاجم فرهنگی بیگانگان دانسته وبا طرح این موضوع به نحوی ایجاد فشار و محدودیتهای بیشمار برای  دراویش را توجیه می کنند ، نظر شما در این خصوص چیست ؟

 

جواب :

پیش از  طرح موضوع و پاسخ به آن باید دید  واژه سیاسی تهاجم فرهنگی به چه معناست و قبل از آن باید دید فرهنگ چیست؟ وعوامل موثر بر آن کدامند؟ هر چند نمی توان به صورت جامع ومشخص، تعریف دقیقی از واژه فرهنگ ارائه نمود، اماشاید به صورت کلی بتوان گفت که  فرهنگ به معناى خاص براى يك ملت، عبارت ازمجموعه ی  خرد جمعی، اعتقادات و ايمان‏ها، قوه خلاقه وباورها، سنت‏هاو آداب ورسوم ، ادبیات و تمایلات قومی وملی، ذخيره‏هاى فكرى و ذهنى،وروابط و مناسبات درونی و روانی  اجزای یک ملت است.فرهنگ مجموعه ای از شناخت ،مهارت و تجربیات است که اکتسابی و در نبود آن بیشتر قابل درک است مثل هوا برای انسان و آب برای ماهی، وقتی فرهنگ نباشد به اهمیت آن پی می بریم..

گر چه حتی طولانی شدن تغییرات آب و هوایی،می تواند  بر فرهنگ مردم  اثر گذار باشد،  اما به صورت معمول بیشترین عامل تاثیر گذاربر فرهنگ یک جامعه ، دولت و نظام حاکم وچگونگی برنامه ریزیها ی اقتصادی ،سیاسی ،قضایی و فرهنگی و...می باشد.البته باید توجه نمود که فرهنگ هر ملتی  زیر مجموعه و جزیی از فرهنگ جامعه بشری است و به هر شکل فرهنگها کم و بیش، تحت تاثیر محیط بیرونی خود نیز قرار دارند  .     

و اما در خصوص موضوع تهاجم فرهنگی باید دید ، چگونه فرهنگ مورد حمله و تهاجم واقع می شود ؟ ومهاجم کیست وهدفش چیست ؟ وزمینه ساز پیروزی مهاجم چیست یا کیست؟

  تهاجم فرهنگی چیست؟

ترکیب دو واژه "تهاجم" و "فرهنگ"، ذهنیت شنونده را به سوی جدل و نوعی جنگ هدایت می کند در صورتی که در برخورد  دو فرهنگ اساسا جنگ به معنی صوری آن  وجود ندارد و در واقع  رقابت میان تسلط ارزشها ی متفاوت و حتی ضد ارزش برجامعه می باشد . استفاده از  این واژه ها بعضا  برآمده از تراوشات ذهنی سیاستمداران برای فریب مردم و توجیه ضعفها و اشتباهات  خود  درمدیریت جامعه است .شاید هم حربه و ترفندی برای ایجاد رعب و وحشت برای اعمال نوعی سیاست است!!. البته منکر این موضوع نیستیم  که اغراض سیاسی و اقتصادی وحتی نظامی در تلاقی فرهنگها وجود ندارد.

 انسان موجودی اجتماعی است و خصوصا در شرایط کنونی ، به دلیل رشد علم و تکنولوژی و صدها و هزاران  فاکتور مختلف، جهان تبدیل به دهکده ای شده است و فرهنگها  در گذر زمان به یکدیگر نزدیک و نزدیکتر می شوند و آنچه روشنفکران ما همچون مرحوم جلال آل احمد  یا مرحوم دکتر شریعتی در خصوص غرب زدگی اظهار نموده اند امروز نمی توان با آن نگرشها به امور فرهنگی نگاه کرد زیرا آن  اصول حاکم برفرهنگها ، در جهان کنونی به گونه ای خاص متحول شده و در حال تغییر است . سیر صعودی تحولات علمی و روابط و مناسبات جدید اجتماعی ،فرهنگها رادر یک رابطه متقابل و تنگاتنگ  با یکدیگر قرار داده است . فرهنگ غالب برتمامی  فرهنگها، فرهنگی  برخواسته از علم و تولید است که چون بیشتر در دست قدرت های استعماری است ذهنیتهای بسته، آنرا ابزار سلطه می بینند،ودر برابر آن قد علم نموده با سنتها و تفکرات خاص سیاسی به نفی آن می پردازند. در صورتیکه ملتهای دیگر نیز  با تلاش می توانند از این ابزار به سود منافع ملی و فرهنگی خویش استفاده نمایند و آن را وسیله ارتقاء  فرهنگ خود و انتقال آن به دیگران بنمایند. در مراودات  و ارتباط فرهنگها است که یک فرهنگ تولیدات و یا ارزشهای خویش را بر فرهنگ مقابل عرضه  و حتی تحمیل می کند والبته فرهنگ مقابل لزوما بازنده نیست بلکه فرهنگ ضعیفی است که سعی می کند قوی شود اما گاهی  دولتها یا گروهایی  از درون و برون از جامعه!!با گرفتن روحیّه خود باوری و اتکا به نفس مردم ، فرهنگ یک ملت را با تزریق ضد ارزشها، به ضعف و ذلت می کشند .فرهنگ  ضعیف در یک حرکت انفعالی ، خود باخته، مطیع و بازیچه سیاست  می شود. تاثیر خود باختگی فرهنگی در مقابل ارزشهای بیگانه یا تحمیلی را درمیزان وحدت ملی و تلاش مردم برای منافع ملی می توان جستجو نمود . منافع ملی تنها محدود به امور اقتصادی نمی شود بلکه به جایگاه یک فرهنگ و تصاحب سهم بیشتر  در ساختار دهکده جهانی در تمامی زمینه ها و بازارهای مختلف آن است . لازمه قدرت فرهنگی  و کسب منافع ملی در بازار رقابتها  ، بالا بودن سطح آگاهی ، علم ، شناخت ، ایمان و پاسداری از  هویت فرهنگ ملی و مخصوصا متاثر از روش و برنامه ریزی دولتمردان و مدیران فرهنگی است.

 

 کشور ایران در جنگ با اعراب  شکست می خورد اما در طی  دو قرن اسارت، فرهنگ خویش را بازسازی می کند ،ویکی از بزرگترین شا خصه ها ی فرهنگی خویش را ترمیم می نماید، اعراب جز دین اسلام هیچ برتری فرهنگی نداشتند .جاذبیت روح و عرفان  اسلام فارغ از مباحث فقهی وشرعی، ضمن آنکه ریشه در فطرت تمامی انسانها داشت، منطبق با فرهنگ ملی و دینی ایرانیان بود و به همین علت است که جناب سهروردی می گوید حکمت ایرانیان باستان پس از اسلام به حلاج و بایزد و دیگران رسید .   فرهنگ عرب  درمقابل فرهنگ ایرانی در طول زمان نقش می بازد و به زانو در می آید. به خلافت خلفای بنی امیه و بنی عباس اگر دقت کنیم تمایل و شبیه سازی آنها را با حکومتهای شاهان ایرانی بوضوح می بینیم .ایرانیان بقول معروف با اپوزسیون  حکومت خلفا ی اموی و عباسی  که همان ائمه (ع) باشند وحدت داشتند تمایل ایرانیان به تشیع  جدا از تمامی فاکتورهای مختلف مذهبی و سیاسی،  حرکتی آگاهانه براساس حفظ هویت فرهنگی بود ،فرهنگ ملی ایرانیان در بعد دینی خویش،حقیقت و روح دین را که همان عرفان  باشد قرنهای متمادی محافظت نمود و نگذاشت پیرایه های متعصبانه عربی برآن اثر گذار باشد و با عرفان و تصوف ضمن آنکه وحدت ملی خویش را حفظ  نمود ،باعث پویایی و شکوفایی  غیر قابل وصفی  به ارزشهای  دینی، هنر، ادبیات ، فلسفه، حکمت ،علم و تاریخ و تمدن ایران شد .برای اثبات این موضوع کافیست جایگاه شخصیتهایی همچون مولانا ، سنایی، سعدی، عطارو صدها صوفی و عارف بزرگ در فرهنگ و ادبیات ایران را بررسی نماییم . امروز بردن نام خانقاه  در نگاه سیاستمداران دینی جرم  تلقی می شود اما همین خانقاه ها بیش از هزار سال حوزه های دینی  اسلام  بوده است و بزرگان دین و عرفان و ادبیات این ملت در همین خانقاهها پرورش و آموزش دیده اند . جنبش های مذهبی و ملی علیه متجاوزین خارجی همچون اعراب و مغولان ریشه در نشر افکار صوفیانه داشته است .ملت  ایران هر چند قبل از اسلام خداپرست بودند و ارزشهای اخلاقی و معنوی را در ذخایر فرهنگی خود داشتند  اما به واسطه عملکرد غلط  موبدان و روحانیون  دینی در ساختار تبعیض و ستم قدرت  سیاسی ، تاثیر این ارزشها در میان مردم کم رنگ شده و به زبان ساده ملت ایران مخالفت با استبداد حکام را ضدیت با دین و مخالفت با دین را ضدیت با حکام دیدند ، وقتی اعراب به ایران حمله کردند ملت، استبداد بیگانه را بر ستم حاکمان خودی ترجیح داد و دین خارجی را بر دین خود  ارجح دانست زیرا درقبول اسلام بود که می توانستند خویش را از ظلم روحانیان  رها نموده، نجات دهند . فرهنگ ملی ما آنچه می خواست و محتاج آن بود در اسلام یافت و در طول زمان با همان اسلام به جنگ متجاوزین عرب رفت . تحمل  دو قرن اسارت در برابرظلم اعراب  مدت زمانی بود که  فرهنگ ملی ایرانیان به آن نیاز داشت تا  دوران گذر از دین سنتی به دین مدرن را انجام و سامان دهد. امروز آنان که نمی دانند واز حد اقل آگاهی عرفانی،  دینی ،تاریخی و فرهنگی کشور بی بهره اند، می نشینند و ساعتها در خصوص سنی یا شیعه بودن عرفا و صوفیان بحث می کنند.آقایان نمی دانند که تصوف ضمن آنکه روح و حقیقت اسلام وهمان تشیع است ،روح و حقیقت فرهنگ ایرانی نیز می باشد و عرفان و تصوف در طی قرنهای متمادی، ضامن وحدت و پویایی دینی ویکی از عوامل وحدت ملی ایرانیان بوده است.تصوف به دلیل داشتن ریشه های عمیق در فرهنگ ملی ، در بهترین شرایط سیاسی و اجتماعی ایران توانست  مذهب تشیع را در کشور رسمیت ببخشد. تا دوران  صفویه ، مخالفین عرفا ،افراطیون اهل سنت بودند که عامل شهادت عین القضات ها و حلاج ها می شدند واین سلاطین صفوی بودند که جهت نشر فقه جعفری علمای جبل عامل را از لبنان به ایران آوردند  وامروز شعبه ای از همان فقهای به ظاهر شیعه بی توجه به حقایق دینی ،تاریخی و ملی، اختلافات مذهبی را دامن می زنند.  شیعه بودن یا نبودن مولانا چه مشکلی را حل می کند،اثرفکر و نگرش مولانا  در فرهنگ مذهبی و ملی ایران و تاثیر آن در جامعه بشری انکار ناپذیر است . ایرانیان در تهاجم فرهنگی!! یا رقابت با فرهنگهای دیگر قرنهاست که این توانایی را دارند که با مکتب تصوف وبه نام بزرگمردانی همچون مولانا ،سعدی،حافظ و... فرهنگهای دیگر را تحت تاثیر خود قرار دهند  ،اما کدام مرکز فرهنگی و کدام سیاست و برنامه ریزی از این انتقال و عرضه ارزشهای دینی و انسانی به ملتهای دیگر توانسته است در جهت منافع ملی استفاده نماید؟  متاسفانه نه تنها این مهم انجام نگرفته است ،بلکه علم مخالفت با این سرمایه های دینی و ملی نیز برافراشته شده است . مخالفین تصوف ، بدنبال تک صدایی دین هستند و غیر خویش را دشمن اسلام می دانند،کاوش در ایمان و اعتقاد دیگران می کنند و شرع را به جنگ قانون واداشته اند و...    آیا عاملان این سیاست ضد ملی و ضد مذهبی جیره خوار بیگانه نیستند ؟ آیا عملکرد آنها نیست که مردم را مجبور به بازبینی در باورهای خود می نماید ؟ آیا تیشه به ریشه فرهنگ دینی و ملی زدن ،خدمت به اسلام یا ایران است؟! مخالفت با صوفیه در جهت منافع چه کسانی است ؟ گرایش  گسترده مردم به تصوف حتی اگر در بعد سیاسی هم تفسیر و تحلیل شود ،  نباید عامل نگرانی مروجان مذهبی  و ترس حاکمان سیاسی باشد زیرا تصوف خانه امنی برای ملت است که در کشاکشهای اجتماعی و سیاسی مردم مجبور به پیروی از فرهنگ بیگانه نشوند . چه کسانی خانه ی امید مردم را ویران می کند ؟ حقیقتا مخالفین تصوف بستر سازان ورود فرهنگ بیگانه اند .فرهنگ ما مورد تهاجم قرار گرفته است اما تهاجمی از درون و توسط سیاست زدگانی مذهبی نما و مقدس مآب؟؟.مقابله ملت در مقابل استبداد فرهنگی نامحسوس وبرخوردی دوگانه است و حتی مستبد را دچار توهم می کند زیرا واکنش  مردم در دو بستر متضاد اما با هدفی واحد شکل می گیرد . عده ای به حمایت و جمعی به مخالفت با مستبد و نوع نگرش تمامیت خواه او جبهه گیری می کنند. حمایت کنندگان ریا کارانه  تقلید می کنند ومخالفین نیز رو به سوی همان تفکراتی می کنند که با آنها مخالفت می شود ،فاجعه بزرگ فرهنگی در آنجاست که مردم نهایتا به باورهای خویش شک می کنند وحساسیت فرهنگی و عرق ملی خویش را از دست می دهند !!! .توسل به مقدسات برای پیشبرد مقاصد سیاسی جنایت فرهنگی است ، نابودی مقدسات با مقدس مآبی خیانت به فرهنگ دینی مردم است . وقتی حسینیه ای با فتوا و به نام حمایت از دین  تخریب می شود ، ویرانی باورهای دینی را به دنبال خواهد داشت .ضایع نمودن حقوق انسانی و قانونی شهروندان کشور، ضربه به مرجعیت راستین تشیع ، جفا به خانه حسین (ع) و اولیاءالهی،  ایجاد بدبینی به کلیت نظام،وحدت شکنی و قانون گریزی و تحمیل و تزریق ضد ارزشها  به فرهنگ دینی حداقل ضایعات عملکرد معاندین تصوف است .  تصوف اگر مصداق تهاجم فرهنگی در کشور ماست عامل آن پیامبر اسلام (ص)و علی (ع) است  و مخالفین تصوف با توجه به نوع نگرش آنها شاخه ای به ظاهرشیعی از پیروان خوارج هستند همانگونه که وهابیون نیز شاخه اهل سنت خوارج اند  زیرا تمامی دین را  تنها  به ظواهر آن بسنده می کنند و باند و گروهک خویش را مجاز به ایجاد هرج و مرج،قانون شکنی ،تخریب حسینیه ها و حمله به شهروندان مسلمان و شیعه می دانند .                             


عده ای  چون در بحرانها  و چالشهای فرهنگی اثری از توپ و تانک ندیده یا آنرا موثرنمی بینند  واز  دلایل واقعی تحولات فرهنگی  آگاهی ندارند و نمی توانند به صورت علمی ومنطقی تحلیل درستی از شرایط فرهنگی داشته باشند ، با نگاهی  صوری به ظاهرجامعه و استنتاج این موضوع  که گرایشات دینی ملت، در قیاس نسبت به گذشته  ضعیف شده است ، نتیجه گیری می کنند که این امر مربوط به عاملی خارجی است و نامش را تهاجم فرهنگی گذاشته اند .  اولا:  دین و ارزشهای  دینی ، اساسی ترین بعد فرهنگ ملی ما محسوب می شود . ثانیا : نظام جمهوری اسلامی  بر اساس انقلابی  در کشور  حاکمیت یافته است که باورهای دینی عامل اصلی آن بوده است ثالثا :  نظام حاکم برکشور نظام دینی است و قوانین براساس دین و ارزشهای دینی تبیین وتدوین شده است ،رابعا : یکی از اساسی ترین مولفه های انتخاب مجریان قانون تقید به نظام و موازین دینی است. با وجود این پارامترها، مشکل دین گریزی مردم  کجاست و تهاجم فرهنگی چه معنا دارد ؟ آیا مقصرین ایجاد این شرایط همان کسانی نیستند که بنام دفاع از دین آزادیهای مشروع و قانونی مردم را ضایع می کنند وآزادی عقیده و بیان را منکوب می کنند وبا ترویج خرافه و تبلیغ خشونت، پیام آور قرون وسطی و ظهور آن می باشند ؟    

 فرهنگ یک ملت را با یک نگرش ملی یا ناسیونالیستی می توان مورد بررسی قرار داد  و نگاه دین، نگاهی فرا ملی (انترناسیونالیستی) است. زمانی که  به فرهنگ ملی ایرانیان با نگرش دینی صرف و آن هم به شکل متعصبانه ، و جدا از ابعاد مختلف تاریخی، سیاسی و اجتماعی نگاه می شود و  وقتی که   فرهنگ ملی  در مقابل سلیقه های به ظاهرمذهبی خوار و خفیف می شود ، واکنش فرهنگی مردم  از این  حرکت ناروا،  نه نشان از ملیت آنها دارد و نه دین آنها ،بلکه یک مقابله سیاسی به شکل گریز و فرار  فرهنگی از تمایل و خواست سلیقه ها و رفتارهای  تحمیلی است . متاسفانه عده ای  در مقوله خطر هایی که  فرهنگ  ملت ما را مورد هجوم قرار داده و می دهد نیز دچار نوعی دگماتیزم و تحجر شده اند، اگر یک دختر ایرانی لباس یک خواننده اروپایی و آمریکایی را پوشید، نشان از تهاجم فرهنگی  می دانند اما اگر او چادر عربی (که مثلا استفاده از آن در سوریه یا لبنان معمول است ) پوشید این تهاجم فرهنگی محسوب نمی شود !!. اساسا در این نوع نگرشها چون  اصل منافع ملی کشورجایگاهی ندارد ، به صورت کلیشه ای و قراردادی به هر موضوعی سیاسی نگاه می شود.

 

  انفعال و بی تفاوتی  مردم  نسبت به فرهنگ و سنتهای ملی خود ،چه به شکل سازش باشد و چه به شکل مقابله، در هر صورت انحطاط فرهنگی است و باید به این معضل فکر نمود زیرا قبل از آنکه مورد هجوم قرار گرفته باشیم از درون شکست خورده ایم . تواضع مردم  و قبول هر آنچه به آنها تحمیل می شود جای شادی ندارد و موفقیت یک گروه  محسوب نمی شود این سازش صورت پنهان یک طرف سکه ی  انحطاط فرهنگی است و طرف دیگر آن، اجازه دادن به نفوذ فرهنگ بیگانه و دشمن!! است و در واقع هردو اسارت فرهنگی است چه چادر عربی و چه لباس غربی. به هر شکل، مورد هجوم قرار گرفته ایم اما مقصر کیست ؟؟!!!!!

آنان که فکر می کنند به علت قدرت و غلبه اعراب ،ملت مااسلام را پذیرا شده است با  تفکرزور و خشونت به امور فرهنگی نگاه می کنند ومردم در مقابل سیاست قدرت  و قدرت سیاسی  به انفعال فرهنگی گرفتار شده اند.  مدیریت اشتباه مراکز و نهادهای  فرهنگی و سیاسی ، پایه ها و ستون های فرهنگ ملی و مذهبی مردم را تضعیف نموده است ، که یکی از  تاثیرات آن دین گریزی مردم است.پدیده ای که در تاریخ فرهنگ ما سابقه نداشته است .

اگر قبول کنیم که فرهنگ یک ملت همچون یک موجود زنده حیات دارد ،نفس می کشد ، غذا می خواهد ،رشد می کند و خود را ترمیم می کند تکامل می یابد،زایش دارد  و گاه مریض می شود ،دارو می خواهد و...واگر قبول کنیم که فرهنگ تحت تاثیر روابط و مناسبات اقتصادی ، سیاسی ،آموزش و پرورش ،تکنولوژی و صنعت ،نهادهای مدنی و....متحول می شود ، آنگاه به سراغ  قانون اساسی و اجرای آن  می رفتیم و قانون واحترام به آن را در فرهنگ ملی به شکل ارزشی ، نهادینه می کردیم، نظام قانون دارد و ملاک درستی و نادرستی، قانون وپیروی از آن است .کاسه از آش داغتر شدن ودایه  دلسوز تر از مادر شدن بعضی گروه ها جای سئوال دارد!!؟؟. فرهنگ ما  نیاز به آزادی ونظم دارد و بستر ساز تهاجم  فرهنگ بیگانه عملکرد  اشتباه متولیان فرهنگی  وعدم اجرای قوانین توسط مجریان قانون است. فرهنگ ملی ما مورد تهاجم سیاست قرار گرفته است. 

فرهنگ بیگانه همچون آب در چاله های فرهنگ ملی ما خود را قرار می دهد ،چاله ها و نقاط ضعف فرهنگ ما کجاست ؟ و عامل وجود  معضلات فرهنگی چیست یا کیست؟ چه عاملی ورود یک صنعت و تکنولوژی به جامعه را تبدیل به معضل فرهنگی می کند ؟ کدام سیاست غلط مقصر این فاجعه می باشد ؟ چه عواملی مقبولیت فرهنگی به سنت های بیگانه می دهد ؟ کدام جناح سیاسی در کشور طالبانیزم شیعه را سامان دهی می کند ؟ باید فرهنگ مذهبی خود را باز بینی نماییم و ریشه های تفکر تحجر و قشری گری را و سیاستهای حامی آنها را شناسایی نماییم .باید دید چه کسانی علمداران پنهان خوارج در مذهب شیعه  و کشور ما هستند؟.چگونه است که یکباره و در عرض 4 سال، قشری گری و تحجرچون اژدهایی خفته و منجمد ،بیدار و گرم می شود ودر فرهنگ ایران و در نظامی که داعیه عدالت ،آزادی و کرامت انسانی را داشت و دارد، خود نمایی می کند و خویش را وارث و صاحب انقلاب می بیند !!!! و عملا قانون مملکتی  را به ریشخند گرفته است ؟؟!! و ارزشهای مذهبی و عرفانی را به چالش می کشد؟؟         

پاسخ این پرسشها را باید از زبان برنامه ریزان سیاست فرهنگی کشور شنید به شرطی که  تنگ نظریها و تعصبات را کنار گذاشته، تصمیم به حل مشکلات نمایند!!!! آیا تحولات فرهنگی چه خوب و چه بد را، می توان جدا از عملکرد مجریان قانون و سیاستهای اتخاذ شده توسط آنان مورد بررسی قرار داد ؟  قانون اساسی  تمامیت ارضی و استقلال کشور را مد نظر قرار داده است ،آیا استقلال فرهنگی ورشد و شکوفایی فرهنگ مردم را نیز مد نظر قرار داده است ؟اگردر قانون اساسی کشور ،راه های جلوگیری از هجوم فرهنگ بیگانه منظور نگردیده است این یک خلاء قانونی  و باید آن را اصلاح نمود واگردر قوانین راه و روش پیشگیری وجود دارد، مشکل در نوع عملکرد مجریان قانون است  و اگر قانون و مجریان قانون مشکلی ندارند، پس مشکل کجاست ؟ در هرحال معاندین تصوف، مخالفین و تضعیف کنندگان  فرهنگ مذهبی و ملی کشور  و خود عامل نفوذ بیگانه وبستر ساز تهاجم فرهنگی!!! و انحطاط فرهنگی  هستند .

 

ادامه دارد.......

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 19:27  توسط نور   | 

20 فروردين 1388 ساعت 00:52

فیروز بیدآباد از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که در روز سوم اسفندماه 1387 ( روز درویش ) مقابل مجلس شورای اسلامی دستگیر و به اتهام اخلال در نظم عمومی و تمرد از دستور پلیس در زندان اوین به سر می برد از وضعیت جسمی نامناسبی برخوردار است .

همسر وی در گفتگویی با خبرنگار سایت مجذوبان نور با اعلام این خبر گفت : فیروز بیدآباد مبتلا به بیماری سنگ کیسه صفرا می باشد و قبل از بازداشت تحت معالجه و درمان پزشکان متخصص قرار داشت اما تاکنون در زندان اوین بیماری وی روبه وخامت گذاشته است .

وی در ادامه افزود : همسرم نیازمند مراقبتهای ویژه پزشکی و عمل جراحی می باشد و بیم آن می رود در اثر سهل انگاری مسوولین زندان ، خطرات جانی برای وی در برداشته باشد .

وی به نامه خود به معاون دادستان و سرپرست دادسرای امنیت تهران اشاره و گفت : براساس قوانین و مقررات حاکم بر امور زندانیان ، مسوولیت مراقبت پزشکی از همسرم برعهده مسوولین زندان اوین و مقامات قضایی ذیربط می باشد لذا در نامه ای به سرپرست دادسرای امنیت تهران خواستار رسیدگی فوری به وضعیت شوهرم شدم و مسوولیت هرگونه اتفاق ناگوار برای وی برعهده ایشان می باشد .

گفتنی است تعداد 16 تن از دراویش پس از گذشت 50 روز کماکان در زندان اوین به سر می برند .
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 19:25  توسط نور   | 

20 فروردين 1388 ساعت 00:34

 

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ؛ تعداد 16 تن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که در روز سوم اسفندماه 1387 ( روز درویش ) مقابل مجلس شورای اسلامی دستگیر و به اتهام اخلال در نظم عمومی و تمرد از دستور پلیس تحت پیگرد دادسرای امنیت تهران قرار گرفتند پس از گذشت 50 روز کماکان در زندان اوین به سر می برند .

براساس این گزارش ، برای این 16 تن قرار وثیقه 50 میلیون تومانی صادر شده که تاکنون دراویش گنابادی در اعتراض به غیرقانونی بودن عملکرد مقامات دادسرای امنیت و غیرقابل استناد بودن جرایم انتسابی از تودیع وثایق معینه خودداری نموده اند
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 19:23  توسط نور   | 

چهلمین روز فراق

 

عارفی وارسته ، عاشقی  دل باخته و عابدی به خدا پیوسته بود .لباس تقوی برپندار و کردارخویش پوشانده ودر تمامی عمر پر برکتش یاران را دعوت به دوستی ،تقوی،اتحاد، صبر،گذشت ،تواضع وبندگی حق می نمود.

خداوندش جان او را بر مدار مهر و محبت طواف داده بود .درس سلوک  را با مهر و عشق به مولای خویش به سالکان راه خدا می آموخت .تواضع به غایت داشت وبا بزرگی روح ، خاک راه دراویش بود

در چهلمین روز فراقش با گفتن  چند عبارت  از فرمایشات ا و یادش را گرامی می داریم :

فرمود : روندگان راه  حق دو دسته اند : گروهی تنها مولایشان را دوست دارند  وگروهی دیگر هم او وهم خویش را ، این شرک است ،در راه دوست باید خود را گذاشت و سر انداز بود.

فرمود : ازدنیاهر چه گرفتی و به  دست آوردی روزی پس خواهی داد یا در حیات یا به وقت ممات ،  دامن مولای خویش و مهر اورا بگیر که در مرگ و زندگی تنها او مشکل گشا و عروه الوثقی است ودر آخرت هم اوفریادرس است.

فرمود : دل بر فانی مبند ، که  به  ترس از دست دادنش نمی ارزد .

کسی گفت که محبت شما دیگران را گستاخ میکند ...،فرمود:  من مامور به مهر شده ام ،غضب از من ،  خلاف امراو است.

فرمود : در مقابل مولای خویش لال باش و گوش به فرمان ،اگر سئوالی فرمود ، به آن اندازه جواب ده وحرف بزن که بی ادبی نباشد.

فرمود : عاشقی دیوانگی است در عاشقی عاقلی نکن .

یادش گرامی باد



 

  

 

 
نظر ها
افزودن
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 8:55  توسط نور   | 

11 فروردين 1388 ساعت 23:13

جمعی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ساکن نهاوند با نماینده این شهرستان در مجلس شورای اسلامی دیدارو گفتگو کردند .

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ، تعدادی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ساکن شهرستان نهاوند با دکتر سنایی ، نماینده این شهرستان در مجلس شورای اسلامی دیدار و گفتگو کردند . در این دیدار ، دراویش با برشمردن مشکلات و محدودیتهای تحمیل شده از سوی معاندین تصوف ، با تقدیم  نامه ای به افزایش موج این فشارها و اقدامات خلاف قانون ،مراتب اعتراض خود را اعلام نمودند .

در بخشی از این نامه آمده است : به راستی اینجا کجاست ؟؟!! هیچ کس پاسخگوی مردم نیست ؟؟. اگر در کابل یا بحرین یا مدینه و لبنان و غزه و چچن و پاچنار و میانماره و.....زندگی می کردیم سوژه بسیار خوبی می شدیم برای رجال سیاسی و دولتمردان در ایران  تا  به  خیابان ها بیایند و مرگ بر اسراییل سر دهند  و از حقوق پایمال شده برادران دینیشان در کشور های دیگر حمایت نمایند و در بوق و کرنا کنند که آزادی عقیده در آن سرزمین ها وجود ندارد و یا شیعیان آن کشور ها توسط وهابی ها و طالبانیسم و صهیونیسم و هزاران ایسم  دیگر در تحت فشار هستند و یا در مدینه مسجد شیعیان  را تخریب می کنند و شیعیان در حبس به سر می برند.... ولی در ایران حسینیه هایمان تخریب شده و به آتش کشیده می شود و منازل دراویش تخریب می گردد و دوستداران علی (ع) را به حبس می برند و قرآن ها را به آتش می کشند و کتب مذهبی زیر تیغ لودر ها پاره می گردد و عزیزانمان را در شهر های مختلف به حبس می برند و صد افسوس که والیان حکومتی طارم اعلی را میبینند و پیش پای خود و مملکت خود را نمی بینند . به راستی اینجا کجاست ؟؟؟متولی این مملکت کیست ؟؟؟قانون چه معنا دارد؟؟و مجری قانون کیست ؟؟

نماینده نهاوند دکتر سنایی در این دیدار ضمن ابراز تأسف و تاثراز اقدامات غیر قانونی علیه دراویش گنابادی،در مقام نمایندگی مردم خویش را متعهد دانست که مراتب اعتراض و مظلومیت دراویش را به اطلاع مسئولین برساند
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 23:44  توسط نور   | 

07 فروردين 1388 ساعت 23:25

 

هو

121

 

بنی آدم   اعضای  یک   دیگرند               که   در آفرینش زیک گوهرند

 

 

ریاست و اعضای محترم هیأت مدیره اتحادیه کانونهای وکلای دادگستری ایران

 

با عرض سلام

 

احتراماً ، با تقدیر و سپاس از تلاش عالیجنابان و وکلای محترم در پاسداری از حریم قانونی ملت شریف ایران ، به استحضار می رسانیم :

یکی از انگیزه ها و دلایلی که سبب استقلال کانون وکلا و پاسداری و دفاع ازشرافت وکیل و حیثیت وکالت گردید ممانعت از تمرکز و انحصار قانون در دست نهادهای قدرت و جلوگیری ازتحریف و تفسیر سلیقه ای ازمواد قانونی بود . مسلماً سکوت در برابر تعرض و شکستن شأن وکیل و مقام وکالت، نه تنها متعرض را بر فعل خویش محکم و استوار می کند، بلکه موقعیت و نقش این نهاد حقوقی را در ساختار قضایی کشور متزلزل می سازد .

همانگونه که مستحضرید در سالهای اخیر، به موازات افزایش فشار و محدودیت بر دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و وکلای آنها، حمایت قانونی از سوی نهادهای دولتی و مدنی نسبت به آنان کاسته  واقدامات غیر قانونی علیه دراویش به یک رویه تبدیل شده و شکایت علیه این سنت نابجا در محاکم صالحه به اقدام علیه امنیت ملی تأویل می شود .  متأسفانه در مقام دفاع از حقوق دراویش، با شکایات مراکز امنیتی، پروانه وکالت دو تن ازوکلای مرکزامور مشاوران قوه قضاییه ابطال گردیده(مصطفی دانشجو و امید بهروزی)  و دوتن ازاعضای کانون وکلای فارس ( فرشید یداللهی فارسی و امیر اسلامی بورکی ) تحت پیگرد قضایی قرارگرفته اند.

عالیجنابان ؛

ما جمعی ازکارشناسان ، حقوقدانان و وکلای مدافع دراویش  گنابادی در غربت قانون و تنهایی مظلوم و خاموشی یارانی که امید به حمایت آنان داشتیم در راستای عمل به رسالت انسانی و قانونی خویش  و فارغ از هر گونه گرایش سیاسی و حزبی ، با الهام از تعالیم عرفانی و دینی ، در جهت آگاهی مردم بر حقوق قانونی و شهروندی خودو تذکر به مسئولین در اجرای صحیح اعلامیه حقوق بشر و قانون اساسی  و شکستن بایکوت خبری و ....اقدام به تاسیس سایت مجذوبان نور نمودیم تا دراین ظلمت تحمیلی، امید به  عدالت را، پاسبان باشیم .

سروران ارجمند ؛

مدیران سایت مجذوبان نوربر این اعتقادند که خاموشی و مواضع انفعالی کانونهای وکلای دادگستری در خصوص تضییع حقوق دراویش گنابادی وخصوصا وکلای آنها می تواند بستر ساز حاکمیت قانون ستیزی و قانون گریزی  در جامعه و نا کارآمدی این نهاد مدنی باشد  . اگرتعهد وکیل در محکمه جز پایبندی به سوگندی باشد که یاد نموده است ودر دفاع از مظلوم  ترس و هراس داشته واحساس تشویش و ناامنی نماید ،اظهار قانون، عدالت و احقاق حق ،شرافت وکیل  وحیثیت وکالت ، ریشخند بر حقوق ملت از سوی صاحبان قدرت است.   همانگونه که رسیدگی به تخلفات انتظامی وکلا، در صلاحیت  کانونهای وکلای دادگستری است ،حمایت و دفاع ازوکیل درمقابل تعدی و تعرض مراجع قضایی،انتظامی و امنیتی نیز برعهده این نهاد مدنی بوده و دفاع از حیثیت  عدالت ایجاب میکند که وکیل رادر  طوفان حوادث رها ننمایید .

از اینرو مراتب جفای رفته بر وکلای دراویش  را به استحضار رساندیم . باشد که برای احترام به حیثیت وکالت وشرافت عدالت که وجه مشترک تمامی مدافعین حق و حقیقت است تدابیری اندیشیده شود.

 

با تشکر

مدیران سایت مجذوبان نور :

فرشید یداللهی فارسی ، امیراسلامی بورکی

مصطفی دانشجو، امید بهروزی ، افشین کرمپور، حمید رضا مرادی

 

 

 

رونوشت :

1- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری مرکز جهت استحضار و اقدام لازم جهت دفاع از حیثیت شغل وکالت

2- ریاست محترم مرکز امور مشاوران حقوقی ، وکلاء و کارشناسان قوه قضاییه  جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت    

3- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری فارس، بوشهر، کهکیلویه و بویراحمد جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

4- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری آذربایجان شرقی  جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

5- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری آذربایجان غربی  جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

6- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری اصفهان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

7- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری مازندران  جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

 8- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری گیلان جهت استحضارو اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

9- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری خوزستان و لرستان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

10- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری کرمانشاه و ایلام جهت استحضارو اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

11- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری خراسان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

12- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری قزوین و زنجان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

13- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری همدان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت     

14- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری مرکزی جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت

15 - ریاست محترم کانون وکلای دادگستری قم  جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت

16- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری اردبیل  جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت

17- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری کردستان  جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت

18- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری گلستان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 0:29  توسط نور   | 

06 فروردين 1388 ساعت 04:09

امروز پنج شنبه 6 فروردین 1388 بر اساس گزارش دریافتی از خبرنگار سایت مجذوبان نور تعداد 16 تن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که در روز "درویش"  سوم اسفند ماه 1387 دستگیر و بازداشت گردیدند ، پس از با زجوئی های متمادی و حبس در سلولهای انفرادی به بند عمومی زندان اوین انتقال یافتند.

قرار تأمین کیفری که از سوی بازپرس شعبه دوم دادسرای امنیت تهران قاضی سبحانی برای این عده از دراویش صادر گردیده است، قرار وثیقه 50 میلیون تومانی می باشد که این قرار با عناوین اتهامی و دلایل ارائه شده و همچنین باتوجه به وضعیت مزاج و وسن و حیثیت دراویش بازداشتی  هیچگونه تناسبی ندارد وآنها در اعتراض به اقدامات غیر قانونی مسئولین، از سپردن وثیقه خودداری نموده اند .

در ادامه این گزارش آمده است:

 

1ـ محمد علی تابان 70 ساله

2ـ فیروز بید آباد

3ـ حشمت الله وفائی شعار هفتاد و سه ساله

4ـ حمید رضا رحمانی

5ـ  محمد همراهي

6ـ حسن كاشاني

7ـ عبدالمناف غلامي ارجنکی

8ـ پيمان امرائي

9ـ غلامعلی باغستانی 70 ساله

10 ـ میکائیل قربانی

11 ـ مسلم صنعت پرست

12 ـ اسماعیل صنعت پرست

13 ـ ناصر پاپی

14 ـ سلیمان نوری

15 ـ یدالله شمسی خانی

16 ـ رضا شالی   

اسامی 16تن دراویش زندانی  می باشند که از سلولهای انفرادی  به بند عمومی منتقل گردیده اند.

در پایان این گزارش ، یکی از دراویش که اخیرا از زندان آزاد شده است در مصاجبه با خبرنگار سایت مجذوبان نور می گوید:
 برخی از بازداشت شدگان در روزهای اولیه بازجوئی،به دلیل مقاومت در برابراجبار به اقرار در فبول اتهامات وبرخوردهای غیر قانونی دیگر ، با بازجویان حتی مجبور به درگیری فیزیکی می شوند که   توسط  مأمورین اداره اطلاعات شدیدا مورد ضرب و شتم قرارمی گیرند و از معرفی این دراویش به پزشکی قانونی و شکایت از مامورین خاطی ممانعت می شود
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 3:33  توسط نور   |