تبليغاتX
نور مجذوبان
اخبار دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ( اختصاصی سایت مجذوبان نور* WWW.MAJZOB.ORG*)

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور از خرم آباد، صبح امروز سه شنبه مورخه 30 مهرماه 1387 ساعت 6.45 دقیقه (قبل از وقت اداری)، جناب آقای حاج مسعود وحدت مجاز نماز محترم دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی توسط مأمورین اجرای احکام دادگستری خرم آباد بازداشت و روانه زندان گردید.

 

لازم به ذکر است که آقای حاج مسعود وحدت مدتی قبل به جرم اخلال در نظم و نشر اکاذیب در دادگاه بدوی به تحمل 91 روز حبس محکوم گردیده بود که این محکومیت در دادگاه تجدیدنظر به جزای نقدی معادل 300 هزار تومان تبدیل شده بود.

این گزارش در ادامه می افزاید آقای وحدت به دلیل غیر قانونی بودن احکام صادره از پرداخت جزای نقدی امتناع نموده است و به همین جهت بازداشت و راهی زندان پارسیلون خرم آباد گردید. 
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 12:46  توسط نور   | 

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور از چرمهین اصفهان، 28 تن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی به دادگاه احضار شدند.

 

در ادامه موج دستگیری و بازداشت دراویش گنابادی که به سنت و روندی معمول برای نیروهای امنیتی و قضائی تبدیل گردیده است، دادگاه بخش باغ بهادران 28 تن از دراویش شهرستان چرمهین را به اتهام نامشخصی احضار نموده است.

 

این گزارش می افزاید موج احضارها پس از آن صورت می گیرد که نیروهای امنیتی نتوانستند با تخریب غیر قانونی منزل آقای رحمت الله جوادی و تحت فشار گذاشتن او، مجالس درویشی را در این شهر تعطیل نمایند.

 

اسامی بخشی از احضارشدگان به شرح ذیل می باشد:

 

1. مجید امیری                     

2.امامقلی قهرمانی                

3.کمال راکمیار                    

4.روزعلی امیری                

5.ابوالقاسم صادقی                  

6.الله کرم صادقی

7.محمد جواد جوادی

8.یوسف لطفی

9.مهدی قاسمی                       

10.رضا قاسمی

11. ناصر جوادی

12. رسول سلیمانی

13.نگهدار خدابخشی              

14.مهدی رضایی                 

15. برزو نعمتی                    

16.غلامعلی لطفی                  

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 12:45  توسط نور   | 

هو

 

121

 

 برادرایمانی و ماذون محترم، جناب آقای امیرعلی محمدی لباف؛

 

با عرض سلام؛

 

احتراما به استحضار میرسانیم ،ما جمعی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی،ضمن ابراز تاسف وتاثر بخاطر برخوردهای ضد اسلامی از سوی کج اندیشان عرصه قضاء و معاندین تصوف که قصدی جزمخالفت با تشیع وتصوف حقه نداشته وندارند ، همدلی وهمبستگی خود را با جنابعالی اعلام می داریم. ما از تمامی بیدادهای رفته بر شما درفاجعه تخریب حسینیه شریعت قم و تهدید ، بازداشت ، شکنجه و زندان تا امروز که به علت اقامه نماز جماعت به شلاق و حبس و تبعید محکوم گردیده اید آگاهیم . اما از آنجا که بضاعتی جز اظهار همدلی و همدردی نداریم صادقانه و صمیمانه اذعان می نماییم که معاندین تصوف با صدور احکام غیر شرعی و غیر قانونی نه تنها ما را بیش از پیش بر عقیده و راه وروش خود مصمم تر نموده اند، بلکه ایمان داریم که با تبعید شما به هر کجا که باشد،مظلومیت  شما و روش و منش شما  ، طالبان و تشنگان راه حقیقت و یکتاپرستی را  نشانه ای خواهد بود که نهایتا آنهارا به صراط مستقیم ولایت حقیقی هدایت می کند  و ما نیز با خود پیمان بسته ایم که از شهر ودیار خود به جایی که شما تبعید می شوید مهاجرت نماییم و افتخار خواهیم کرد که در نماز جماعت به امامت  بزرگ مردی اقتدا خواهیم نمود که مردانه در برابر تحجر و تعصب ، مقاومت و ایستادگی نموده است. حکم صادره از شعبه101 دادگاه جزایی قم همانند دادنامه صادره از شعبه 112 برمحکومیت دراویش مظلوم، تا ابد لکه ننگی بر دامن نظام قضایی کشور خواهد بود و روزی خواهد آمد که آمرین و صادرکنندگان این احکام اگر در محاکم مردمی بازخواست نگردند به حتم در دادگاه عدل الهی مجازات  خواهند شد .

 

جمعی از دراویش نعمت اللهی گنابادی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 0:21  توسط نور   | 

نشر اکاذیب به منظور تشویش اذهان عمومی و مقامات رسمی

 ماده 698 ق.م.ا مقرر میدارد :

" هر کس به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی به وسیله نامه یا شکوائیه یا مراسلات عرایض یا گزارش یا توزیع هرگونه اوراق چاپی یا خطی با امضاء ، اکاذیبی را اظهار نماید یا به همان مقاصد اعمالی را بر خلاف حقیقت راسا یا به عنوان نقل قول به شخص حقیقی یا حقوقی یا مقامات رسمی تصریحا یا تلویحا نسبت دهد از اینکه از طریق مزبور به نحوی از انحاء ضرر مادی و معنوی به غیر وارد شود یا نه ، علاوه بر اعاده حیثیت در صورت امکان دو ماه تا دو سال و یا شلاق تا 74 ضربه محکوم شود"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 2:57  توسط نور   | 

سابقه قاضی محترم در صدور احکام خشن علیه  دراویش و خصوصا در مورد موکل  نشان می دهد که ایشان معتقد به این فلسفه هستند که  هر کس با ما نبود عليه ماست ، واین  اندیشه در کمال خود به فاشيسم و ماکیاولیسم خواهد رسید. اين نگرش است که وحدت ملی  و خصوصا وحدت اسلامی را به خطر انداخته است ، با اين انديشه است که حتي اجازه حرف زدن هم به ديگران داده نمي شود و همه دشمن ديده مي شوند و کار به جایی خواهد رسید که نمازبا نماز ،حسینیه با حسینیه  ، و تشیع با تشیع دو قشر از جامعه در تضاد با یکدیگرقرار خواهد گرفت   و اگر در اين نگرش و بينش، مذهب دستاويز سیاست  شود و دين حربه توجيه تفکرات جناحی قرار گیرد ، قرون وسطي بار ديگر تکرار مي شود، و تعجب از علماي اسلام و مراجع عاليقدر تشيع است که چرا در برابرتندرویها ی  اين انديشه  و عملکرد اين دين شعاران سکوت اختيار کرده اند.  آيا شما مي توانيد جمعيتي و يا تفكري كه قانون اساسي اين مملكت حق حيات به او داده است را، سلب نمائيد؟ آيا قاضی  تابع قوانين مملكتي مي باشيد يا شهر قم قانوني جدا از كل نظام دارد؟ اگر قاضی مخالف مکتب تصوف است  و قوانین را در برخورد با دراویش ناتوان می بیند نباید  قانون را تفسیر به رای نماید و به همين علت است كه قانونگذار در اين خصوص پيش بيني لازم را نموده و در تبصره ماده 3 قانون آئين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني عنوان مي دارد :  "چنانچه قاضي مجتهد باشد و قانون را خلاف شرع بداند پرونده به شعبه ديگري جهت رسيدگي ارجاع خواهد شد".

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 2:54  توسط نور   | 

مرتضی سپندار از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در نامه ای به آیت الله خامنه ای ، اعتراض خود به بازداشت غیرقانونی در سلول انفرادی اداره اطلاعات کرج و نحوه غیرانسانی برخورد مأمورین اداره  اطلاعات و زندان ،  با وی رااعلام نمود .

 

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور از کرج ، این جانباز ارتش  در نامه خود به آیت الله خامنه ای به بازداشت غیرقانونی توسط مأمورین اطلاعات و شکنجه های رفته بر وی اشاره و می گوید : جنابعالي، بارها در سخنراني خود اعلام فرموده ايد كه: " ما هر چه داريم از بركت وجود جانبازان و ايثارگران است". اما مامورين اطلاعات کرج به من ثابت نمودند كه جانبازي چون فقير، نه تنها مايه بركت نظام نيست بلكه اسباب ناراحتي است و بايد مورد ضرب و شتم نيز قرار گيرد!!

 

وی در ادامه می نویسد :ماموران امنیتی  به كدامين گناه مرا با پابند و دست بند و چشم بند مورد بازجويي قرار دادند؟ مرحوم امام خميني (ره) بارها فرمودند: "نگذاريد اين انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد". با اين اقدام غير قانوني و غیر انسانی اداره اطلاعات كرج، اين شبهه در ذهن من  ايجاد نموده كه گويي نااهل و نامحرمي درپیکره اطلاعاتی كشور نفوذ كرده كه اينگونه، جانبازي را مورد بي حرمتي و ضرب و شتم قرار مي دهند.

 

 این درویش جانبازدر نامه خود به رهبر ایران ضمن اعتراض به عملکرد مسئولین امنیتی و قضایی شهرستان کرج ، می افزاید :  جواني نادان و ناآگاه از مسايل شرعي كه در همسايگي ما سكونت دارد ، مدام از زنان و دختران اهالي محل و همسر و دختر من عكسبرداري و فيلمبرداري مي كند. اما عليرغم گزارشات شخصي و مردمي، نه تنها مورد توبيخ مسئولين شهر قرارنمی گیرد بلكه امنيت وي نيز تضمين و تامين است!! متأسفانه این جوان و امثال وی صرفاً براي رهايي از خدمت نظام وظيفه و براي سوء استفاده از تسهيلات دانشگاهي و استخدامي در كشور، تحت لواي نام بسيج قراردارد.

سپندار در پایان می گوید : حضرت آيت الله خامنه اي؛ من با نگارش اين نامه، از جفاي رفته بر خود نزد شما مي گويم و انتظار دارم اقدامي عاجل در راستاي حفظ حقوق قانوني من جانباز و خانواده ام به عمل آوريد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 13:51  توسط نور   | 

سیاوش ساکی ، مرتضی سپندار، امین صفاری ، هادی اباذری ، چهارتن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی  در کرج بازداشت شدند .

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نوراز کرج ، این چهار درویش عصر روز پنج شنبه 11 مهرماه توسط نیروهای انتظامی و اطلاعاتی در مقابل حسینیه دراویش در کرج دستگیر و پس از ساعاتی توقیف غیرقانونی در کلانتری مرکزی به بند 6 زندان رجایی شهر که بازداشتگاه انفرادی اطلاعات است ، منتقل شدند .

 

این گزارش در ادامه می افزاید : این چهاردرویش گنابادی علاوه بر نگهداری در سلول انفرادی و بازجوییهای تهدید آمیز ، به شدت توسط مأمورین اطلاعات و مأمورین بند 6 زندان رجایی شهر مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته و تحت الحفظ مامورین مراقب اطلاعات با پابند و دستبند به شعبه دوم بازپرسی دادسرای انقلاب کرج اعزام شده اند . 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 0:57  توسط نور   | 

متن کامل این گفتگو را در سایت مجدوبان نور بخوانید 
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 12:37  توسط نور   | 

به گزارش خبرنگار سایت مجدوبان نور، ساعت 4 بعد از ظهریکشنبه  14مهر ماه 1387 جناب آقای فرهان پور(کرمعلی)(ازمشایخ سلسله نعمت اللهی گنابادی)توسط مامورین اداره اطلاعات شهرستان یاسوج بازداشت شدند .

 

آقای فرهان پور پس ازآنکه نزدیک به 3ساعت ، در بازداشتگاه اداره اطلاعات به دلیل مسافرت در کشور خود مورد بازجویی قرار گرفت ،آزاد شده و این شهر را ترک نمودند.

 

صبح امروزنیز آقای زابلی که مجالس درویشی شبهای دوشنبه در منزل ایشان منعقد میگردد وضمنا میزبان آقای فرهان پوربودند دستگیر و تا زمان ارسال خبر همچنان در بازداشت به سر میبرد.  

 

در ادامه گزارش آمده است ،جلوگیری از مسافرت بزرگان و مشایخ سلسله گنابادی که سالهاست توسط نیروهای امنیتی اعمال می گردد و این بزرگان عرفان و تصوف  بدون حکم محاکم قضایی به حبس خانگی محکوم گردیده اند ،نقض آشکار قانون اساسی و قوانین حاکم  وزیر پا گذاشتن آزادی های مشروع شهروندان ،توسط یک نهاد به ظاهر قانونی !!!است . 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 2:25  توسط نور   | 

سم الله الرحمن الرحیم

ریاست محترم دادگاههای نظامی ساری؛

سلام علیکم  ، احتراماً ، پیرو اعتراضیه تقدیمی نسبت به قرار منع تعقیب صادره از شعبه دوم دادیاری دادسرای نظامی در پرونده کلاسه 85/276 به استحضار می رساند :

در ساعت 11 ظهر مورخ 30 اردیبهشت ماه 85 ، تعدادی افراد لباس شخصی بدون ارائه كارت شناسائي و حكم مقام قضائي مبني بر ورود به منزل وتفتيش و عدم رعايت شئونات اسلامي و قانوني ، به منازل اینجانبان  اسماعیل و محمود رزازی  در شهرستان نکاء ، وارد شده و ضمن تفتیش و بازرسی منازل ، مقادیری اقلام فرهنگی – عرفانی موجود را بدون تنظيم صورتجلسه ورسيد باخود برده و در لحظه ترک منازل دربرگه هایی عادي بدون آرم که تصویر آنها ضمیمه است ، مرقوم می دارند که اینجانبان درتاریخ 1/3/85 ساعت 30/9 صبح خود را به آدرسي كه در آن ذكر نموده اند نزد اشخاصی به نام معزز و احسانی حاضر نماییم   .بلافاصله مراتب را  به دادسرای عمومی و انقلاب نکاء گزارش  و پس از ارجاع شکایت از سوي دادستان به شعبه سوم دادیاری ، دادیار محترم برابر تصویر پیوست    شکایت ما  را به دایره اطلاعات ناجا جهت شناسایی متهمین و چهره نگاری از آنها ارجاع و دستور مؤکدانه شناسایی افرادی راکه بدون اجازه مقام قضایی وارد حریم خصوصی افراد شده اند را صادر می نمایند .

 اين موضوع مبين آن است كه در زمان ارجاع شكايت دادستان و داديار محترم از صدور حكم ورود به منزل  ما  اطلاعي نداشتند و الا چنين دستوري از سوي داديار محترم صادر نمي گرديد .  نهایتاً‌ پرونده مزبور منجر به صدور قرار منع تعقیب از سوی شعبه سوم دادیاری شد  که  به این قرار اعتراض نمودیم و پرونده درشعبه 101 جزایی نکاء تحت کلاسه 85/409 مطرح رسیدگی قرار گرفت  و از سوی مقام قضایی ذیصلاح ، اصل ورود مأمورین اطلاعات به منازل ما  مورد احراز و اثبات قرار گرفت .  ولي درخصوص چگونگي ورود و ابلاغ و ارائه دستور مقام قضائي و رعايت شئونات شرعي و قانوني اظهار نظر نشده است  . مجدداً این حکم محکمه جزایی نکاء مورد اعتراض اینجانبان  واقع  شد که هم اکنون پرونده طی کلاسه 85/3742  در شعبه 15 تشخیص دیوان عالی کشور مطرح رسیدگی است .

اینجانبان جهت دفاع از حقوق خود وبرای حفظ حیثیت پرسنل اطلاعاتی کشور و برخورد قانونی با افراد متخلف و خاطی ، در تاریخ 3 خرداد 85  مستنداً به مواد 96 ، 98 ، 100 ، 103 و 108 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امورکیفری و ماده 4 قانون وظایف و اختیارات وزارت اطلاعات و بخشنامه شماره 12670/78/1  مورخ 1/12/78 ریاست محترم قوه قضاییه  مراتب تخلفات صورت پذیرفته را طی عرضحالی ،‌ به دادستان محترم نظامی ساری اعلام  نمودیم  که   دادستان محترم نظامی ساری نیز عین شکوائیه تقدیمی را جهت پیگیری و تحقیق لازم و اعلام نتیجه ،‌ به ریاست محترم بازرسی اداره اطلاعات استان مازندران ارسال نمودند   و پرونده امر با اعلام نظر بازرسی اطلاعات ، به شعبه دوم دادیاری نظامی ارجاع شد که اکنون قرار منع تعقیب  از سوی شعبه دوم دادیاری  دادسرای نظامی ساری ابلاغ شده است .

حضرتعالی به نیکی مستحضرید که بر اساس ماده 15 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب درامورکیفری و ماده 4 قانون وظایف و اختیارات وزارت اطلاعات  و نظريه مشورتي اداره حقوقی قوه قضائيه به شماره 353/7   مأمورین  اطلاعات به عنوان ضابط قضایی محسوب نشده و محول نمودن امور مربوط به ضابطین به آنها خلاف مقررات است  . اما حال که اصل ورود مأمورین اطلاعات  به منازل ما مورد احراز و اثبات  قضایی قرار گرفته باید بررسی شود : اگر اقدامات مأمورین اطلاعات بهشهر در ورود به منازل ما  با مجوز بوده پس چرا برای بردن اقلام و اسباب متعلقه   ، صورتجلسه ضبط اموال و اخذ رسید از صاحبان قانونی تنظیم نگردیده است ؟  بررسی دقیق و مداقه و امعان نظر در پرونده کلاسه 85/409 شعبه 101 دادگاه جزایی نکاء ، صدق اظهارات ما و تخلفات مأمورین اطلاعات بهشهررا به اثبات می رساند که با عنایت به مفاد ماده 105 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امورکیفری برای حفظ حقوق قانونی خود تقاضای مطالبه  و مطالعه پرونده را داریم. 

 جناب آقای رئیس ؛

ما ،  در شكوائيه تقدیمی  به دادستان نظامی  ساری  ،  خطرات اقدامات خلاف قانون و شرع برخي از مأمورين اطلاعاتي را عنوان کردیم ، خطراتي كه زماني نيز توسط برخي از دلسوزان نظام عنوان شد و متاسفانه مورد توجه قرار نگرفت و باعث وقوع قتلهاي زنجيره اي شد و در آن حوادث تأثر انگيز به حيثيت وزارت اطلاعات لطمه وارد شد و در آن زمان مردم را دچار پريشاني كرد كه در نهايت با دستورات صریح مقام معظم رهبری تعدادي از مأمورين مسئولیت ناشناس، کج‌اندیش و خودسر آن وزارت که بی‌شک آلت دست عوامل پنهان قرار گرفته و در جهت مطامع بیگانگان دست به آن اعمال جنایتکارانه زدند، را شناسائي و به مقامات قضائي تحويل و به مجازات رساند و در آن زمان نيز تغييرات اساسي در مسئولين و مأمورين  آن وزارتخانه بوجود آمد. حال اگر اینجانبان به عنوان شهروند دلسوز ایرانی  از باب خير خواهي و دلسوزي متذكر آن خطرات شویم  بايد  مأمورین اطلاعات به راحتی   از تنبه بری شوند ؟  متأسفانه  نه تنها مأمورین اطلاعات برائت حاصل نمودند بلکه وکیل مدافع ما ، آقای دانشجو ، نیز مصون از تعرض اداره اطلاعات مازندران نماند و به دلیل اعلام جرم نزد دادستان نظامی ساری از سوی شعبه دوم بازپرسی دادسرای  عمومی ساری  تحت پیگرد قرار گرفت و با دستگیری عوامل اطلاعات ، در بازداشتگاه اطلاعات ساری نگهداری شد و نهایتاً از سوی شعبه 107 دادگاه جزایی ساری به شرح تصویر پیوست ، به تحمل 7 ماه زندان و 35 ضربه شلاق  محکوم شدند . 

جناب آقای رئیس ؛  

 آقای دانشجو  به عنوان یک وکیل دادگستری با هدف آگاه ساختن و تنویر افکار و اذهان مسؤولین دادسرای سازمان قضایی نیروهای مسلح و عوامل بازرسی اداره کل اطلاعات مازندران از تخلف و خطای مأمورین اطلاعات بهشهر ،‌ مراتب را به دادستان نظامی ساری اعلام نموده وداوران را دعوت به اصلاح کژیهای مخرب نموده تا از سایه تصمیمات صحیح مقامات ذیصلاح ،‌ مظلوم دیگری به خسارت نیفتد  اما خود مورد تعرض واقع شد .

به هرحال امید است قرار منع تعقیب صادره نقض و موجبات رسیدگی قانونی به پرونده حاضر فراهم شود چراکه مأمورین اطلاعات هیچ یک از مقررات قانونی در باب تفتیش منازل و احضار افراد را رعایت ننموده اند .


+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 13:42  توسط نور   | 

با قرائت رأی شماره 87099725101005 مؤرخ 12 / 6 / 87 قاضی پور موسوی رئیس شعبه 101 دادگاه عمومی جزائی شهرستان قم به یاد صحنه‌ای از یک فیلم افتادم که قاضی شارع می‌گفت قضاوت کار سادهای است.

این رأی بر مبنای دو اتهام می‌باشد : اول اقامه جماعت توسط فردی که در لباس روحانیت نیست و دوم تهیه‌نامه جهت اعتراض به بعضی از اقدامات انجام شده در شهر قم. اتهام اول در قالب جرم توهین به مقدسات اسلام و اتهام دوم در قالب جرم نشر اکاذیب به منظور تشویق اذهان عمومی مطرح شده است. از آنجائیکه سعی شده این حکم بسیار مستدل تهیه شود، بررسی و دقت در آن بسیار آموزنده می‌باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 13:41  توسط نور   | 

کتاب دو رساله در زندگی و شهادت جناب سلطانعلیشاه منتشر شد.

این کتاب به مناسبت یکصدمین سالگرد شهادت حضرت آقای حاج سلطانمحمد گنابادی سلطانعلیشاه(طاب ثراه) توسط انتشارات حقیقت و در 255 صفحه به چاپ رسید.

این مجموعه شامل کتاب رجوم الشیاطین نگارش حضرت آقای حاج ملا علی بیدختی نورعلیشاه ثانی(طاب ثراه) و رساله شهیدیه و ضمیمه آن نوشته حاج شیخ عباسعلی کیوان قزوینی می باشد.

در کتاب رجوم الشیاطین که در سال 1315 هجری قمری برای بار اول به چاپ رسیده بود به بررسی زندگی آقای سلطانعلیشاه می پردازد و شامل پنج بخش می باشد: در بیان نسب جسمانی و روحانی، در ذکر قسمتی از حالات، در ذکر سیره و شمایل و گفتار آن حضرت، در معنی کشف کرامت و بالاخره ذکری از تفسیر بیان السعاده و فضل آن است.

رساله شهیدیه چنانکه از نامش بر می آید درباره وقایعی است که به شهادت حضرت سلطانعلیشاه منجر شد و در سال 1330 هجری قمری توسط حاج شیخ عباسعلی کیوان قزوینی نگارش یافته است. همچنین در این کتاب مختصری از شرح احوال و کرامات آقای سلطانعلیشاه نیز در آن آمده است.

این کتاب در قطع رقعی و به قیمت 2000 تومان در دسترس علاقه مندان به عرفان و تصوف قرار گرفته است.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 13:39  توسط نور   | 

هو

 

121

 

طبق اعلام سایت تصوف ایران، علاقه مندان می توانند برای دانلود سی دی کتابخانه تصوف به این سایت مراجعه کنند.

 

این سی دی شامل بخش های کتابخانه، بیانیه ها، پند صالح، سلسله اولیاء و پیوند می باشد.

 

با داشتن این سی دی می توان به اکثر کتب و بیانیه های بزرگان سلسله نعمت اللهی گنابادی و سایر کتب ادبی و عرفانی دسترسی پیدا کنند.

 

لازم به ذکر است که حجم این سی دی  634mb و فرمت فایلهای آنpdf  می باشد.

 

برای دانلود سی دی فوق می توانید، از لینک زیر استفاده کنید:

 

سي دي مولتي مديا كتابخانه تصوف 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 13:37  توسط نور   | 

ساعت 4 عصر روز پنجشنبه 11 مهرماه میان دو تن از همسایگان حسینیه دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در كرج درگیری رخ داد.

 

یكی از اهالی محله اصفهانیها کرج که حسینیه دراویش در آنجا قرار دارد در گفتگو با خبرنگار سایت مجذوبان نور با اعلام این خبر گفت : شخصی  كه از جمله مخالفین تصوف به شمار می رود و در مجاورت حسینیه دراویش نعمت اللهی گنابادی دركرج اقامت دارد ، اقدام به عكسبرداری و فیلمبرداری از اهالی محل بالاخص زنان می نماید و موجبات سلب آسایش و امنیت همسایه ها را فراهم نموده است. عصر امروز نیز این فرد به همراه چند تن از دوستانش با یكی از اهالی محل درگیر شد. بلافاصله ما موضوع را به پلیس 110 گزارش دادیم و نیروهای پلیس در محل حاضر شدند. پلیس به محض حضور در محل درگیری چهار تن از اهالی محل را بازداشت و به كلانتری 11 مركزی كرج منتقل نمود. این فرد آگاه در ادامه افزود : تعداد زیادی از نیروهای پلیس برای جلوگیری از بی نظمی و برقراری آرامش در اطراف حسینیه دراویش ، در محل مستقر شدند و این استقرار كماكان ادامه دارد. تعدادی از طرفداران و دوستان این جوان ناآگاه از مسایل شرعی، نیز در كوچه های اطراف جمع شدند و اقدام به سر دادن شعار نمودند. این شاهد عینی می گوید: سالهاست كه دراویش در این محل اقدام به برگزاری مجالس عبادی خود می نمایند و ما اهالی محل تا كنون كوچكترین آزاری از آنها ندیده ایم اما این جوان ناآگاه ، اسباب ناراحتی و سلب آسایش ما را ایجاد نموده و اهالی محل بارها شكایتهای خود علیه وی را به مقامات امنیتی و قضایی گزارش كرده اند اما به دلیل نامعلومی،‌ تمامی این پرونده ها به سرنوشت مختومه شدن دچار می شود .

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 2:39  توسط نور   | 

یک درویش گنابادی به موجب حکم هیأت مرکزی گزینش وزارت آموزش و پرورش از کار برکنار شد .

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور از گرگان ، آقای مهدی مردانی راد بر اساس نظریه اداره کل تعیین صلاحیت و اسناد وزارت اطلاعات به اتهام پیروی از سلسله نعمت اللهی گنابادی ، از خدمت در آموزش و پرورش گرگان برکنار شد .

این گزارش می افزاید : وزارت اطلاعات مستند صدور این نظریه را بند 5 ماده 2 قانون گزینش اعلام نموده در حالیکه برابر ماده 2 قانون گزینش معلمان و کارکنان اموزش و پرورش، ضابطه عمومی گزینش اعتقادی کارکنان، عدم سابقه وابستگی تشکیلاتی به گروههایی که غیرقانونی بودن آنها از طرف مقامات صالحه اعلام شده و یا می شود، میباشد و این در مورد سلسله دراویش در ایران صدق نمی کند .

به موجب اصول 22و 28 قانون اساسی ایران، شغل اشخاص از تعرض مصون است و هر کس حق دارد شغلی را که بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی نیست برگزیند و دولت موظف است شرایط را برای احراز مشاغل ایجاد نماید . برابر مقررات داخلی و بین المللی  ، شغل اشخاص نباید به دلیل مسایل عقیدتی مورد تعرض قرار گیرد و دولت ایران متعهد است هرگونه تبعیض و محرومیت که برپایه مذهب و عقیده باشد را از بین ببرد . اما متأسفانه در خصوص دراویش و پیروان این طریقت درویشی خلاف این تعهدات و مقررات عمل می شود

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 2:37  توسط نور   | 

خبرنگار سایت مجذوبان نور از شهرستان کرج گزارش داد در ساعت 4 بعد از ظهر امروز 11 مهر ماه 1387 عده ای ازمخالفین تصوف با صحنه سازی و ایجاد جو آشوب و بلوا در اطراف حسینیه کرج اجتماع نموده اند . در این گزارش آمده است نیروهای پلیس و گارد ویژه برای جلوگیری از تهاجم آنها در اطراف حسینیه کرج مستقر گردیده اند . امیدواریم نیروهای انتظامی با تعهد به ایجاد نظم و استقرار قانون ودرایت ،با آشوبگران و تهاجم  آنها ، مقابله نمایند.
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 2:36  توسط نور   | 

خبرنگار سایت مجذوبان نور از شهرستان کرج گزارش داد در ساعت 4 بعد از ظهر امروز 11 مهر ماه 1387 عده ای ازمخالفین تصوف با صحنه سازی و ایجاد جو آشوب و بلوا در اطراف حسینیه کرج اجتماع نموده اند . در این گزارش آمده است نیروهای پلیس و گارد ویژه برای جلوگیری از تهاجم آنها در اطراف حسینیه کرج مستقر گردیده اند . امیدواریم نیروهای انتظامی با تعهد به ایجاد نظم و استقرار قانون ودرایت ،با آشوبگران و تهاجم  آنها ، مقابله نمایند.
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 2:34  توسط نور   | 

بسمه تعالی

 

 

 

شرکت محترم صنایع هواپیمائی ایران(صها)

 

قابل توجه و اقدام مدیریت محترم خدمات اداری

 

 

 

موضوع: تجدیدنظر خواهی نسبت به رأی 268 مورخ 3/6/1387 هیأت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری

 

 

 

احتراماً باستحضار میرساند: رأی صادره بشماره 268 که در تاریخ 12/6/1387 ابلاغ گردیده است مخالف با شرع و در مغایر با قوانین موضوعه میباشد، لذا در موعد مقرر قانونی به رأی صادره اعتراض می کنم و بمنظور نقض رأی و ابطال و بی اعتباری آن، تقاضای ارجاع به مرحع تجدیدنظر را دارم. موارد ایراد و اشکال به رأی صادره را بشرح ذیل معروض میدارم:

 

 

 

فراز اوّل- مغایرت رأی با قانون

 

 

 

الف- ذهنیت، جرم و تخلّف نیست

 

 مستند صدور رأی هیئت بدوی نامه 9 /02-708-116201 مورخ 5/10/1386 ریاست محترم عقیدتی سیاسی صها میباشد که اینجانب را به اتهام ذهنیت ضد انقلابی و انحراف در مسائل اعتقادی، اخلاقی، سیاسی متخلف معرفی کرده اند: بدواً باید عرض کنم: ذهنیت طبق تعریف فرهنگ معین: فهم- دریافت و در تعریف آن میگوید:" یکی از قوای نفس است یا قوتی است متعلق به نفس ناطقه" یعنی یک قوه نفسانی است و به فعل و فعلیت نرسیده است. اقدام عقیدتی سیاسی صها مخالف با اصل 23 قانون اساسی است که مقرر داشته است:" تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمیتوان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض قرار داد." بدین ترتیب مؤاخذه نسبت به عقیده مغایر با قانون اساسی که خونبهای شهداء لقب گرفته است و میثاق ملی نامیده شده است.

 

ماده2 قانون مجازات اسلامی هم می گوید:" هر فعل یا ترک فعل که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شود." بدین ترتیب از دیدگاه عقیدتی سیاسی صها اینجانب مرتکب فعلی نشده ام و از انجام فعلی(ترک فعلی) خودداری نکرده ام و بفرض اینکه بنده اعتقادی داشته باشم که قانون عقیده را آزاد اعلام کرده و آنچه را ممنوع کرده است:" تفتیش عقیده است" آنچه در درون و تفکر انسان است و در قوّه است تا مادامیکه بصورت فعل ظاهر نشود قابل تعقیب و تعرّض و مجازات نیست و با ایت اعتبار رأی صادره از هیأت رسیدگی به تخلفات اداری خلاف قانون است.

 

اینجانب 22 سال سابقه استخدامی رسمی دارم و بعنوان کارشناس فنی در شرکت رسماً خدمت کرده ام و عقیدتی سیاسی و مسئولین قسمت هیچگونه عمل و فعلی که ثابت کند ذهنیت درونی و تفکر نفسانی اینجانب موجب عدم انجام وظیف متعهدانه و صادقانه باشد، گزارش نشده است و طبقه بندی گروه شعلی اینجانب در گروه شغلی14 دلیل بر صحت خدمات صادقانه نام دارد.

 

ب- شرکت در جلسات عرفانی در قانون جرم نست

 

تا مادامیکه فعل و ترک فلی در قانون منع شده باشد و برای مرتکب مجازاتی تعیین نشده باشد طبق قانون مجازات اسلامی جرم و تخلف نیست علاوه بر ان اصلی عمومی وجود دارد که بعنواناصل قانونی بودن جرم مجازات ها نام گرفته است، یعنی تا قانونگذار برای فعل و رک فعلی مجازات تعیین نکرده باشد مرتکب اعتقاد و یا عمل قابلیت تنبیه و توبیخ ندارد.

 

اصل 37 قانون اساسی می گوید:" اصل برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح اثبات گردد." قاعده شرعی " اصاله البرائت" همه را مبرّا از جرم میداند.

 

قاعده فقهی:" عقاب بلا بیان" دلالت دارد که بدواً بایستی از طریق شارع قانونگذار: اندیشه یا عمل قبیح اعلام گردد تا افراد از آن مطلع گردند و مرتکب نشوند.

 

قرآن میفرماید:" ما کنّا معذبین حتی نبوت رسولاً یتلوا علیهم آیات.." حالا سؤال اینستکه کدام حکم شرعی یا مواد قانونی تشکیل جلسات عرفانی یا شرکت در آن جلسات را ممنوع اعلام کرده است تا اینجانب بعنوان تخلف از قانون مؤاخذه و توبیخ گردم. در مقابل صل 26 قانون اساسی احزاب و جمعیت ها و انجمن اسلامی را آزاد اعلام کرده و مقرر داشته است:" هیچ کس را نمی توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی ز آنها مجبور ساخت."

 

ملاحظه میفرمایند: رأی صادره از هیأت تخلفات مخالف قانون اساسی و قوانین حاکم وموازین شرعی و فقهی است.

 

ج- اینجانب در مسائل اعتقادی، اخلاقی، سیاسی انحراف ندارم

 

اعتقاد اینجانب و اعتقاد سایر درویشان بدین ترتیب است:" اعتقاد به وحدانیت خداوند و رسالت انبیاء عظام که آن اول آنها حضرت آدم(ع) و آخرین آنها حضرت محمد مصطفی(ص) میباشد. برانگیخته شدن در قبر و روز رستاخیز و صراط و میزان حق است و امامت مخصوص حضرت علی علیه السلام و 11 فرزند از نسل وی است که دوازدهمین در غیبت است و منتظر ظهور ظفر انتساب حضرت قائم آل محمد هستیم و اگر از دنیا فقط یکروز باقی باشد خداوند آن روز را بقدری طولانی خواهد کرد تا امام غائب ظهور نماید. اعتقاد به عدالت الهی از ارکان مذهب است و ما به همه آن اعتقاد داریم.

 

بعد از غیبت کبری اعلم فقهای امامیه را مرجع تقلید می دانم و علمائی را که علاوه بر فقاهت دارای توصیف ذکر شده در مقبوله عمربن حنظله باشند، بعنوان مرجع تقلید شیعه می شناسم و روش عبادی خود را با رساله آن مرجع تطبیق می دهم.

 

دیانت شیعه را عین سیاست جامعه می دانم و بولایت فقیه در زمان غیبت حضرت حجت(ع) معتقدموو

 

اخلاق رسمی اسلامی را رعایت می کنم و جهت کسب همین اخلاق حسنه به عرفان اسلامی روی آورده و گفتار بزرگان علم و اخلاق را مطالعه کرده و در عمل رعایت می کنم.

 

همواره با وضو بوده و ب ذکر خداوند در قلب ود اشتغال دارم و با خدای خود راز و نیاز می کنم و امیدوارم مشمول آیه شافی دایه:" رجال لا تلهیهم تجارهً و البیع عن ذکر الله" باشم.

 

حالا جهت ارشاد اینجانب بفرمائید کجای این اعتقادات که منبعث از عقاید شیعه اثنی عشریه و مطابق با رویه و سنت ائمه طاهرین است دارای اشکال و انحراف است تا بنده خود را اصلاح کنم!

 

فراز دوم- مغایرت رأی صادره با مفاد معرفی نامه عقیده سیاسی صها

 

آنچه را که هیئت محترم رسیدگی به تخلفات اداری بایستی مورد بررسی و صدور رأی قرار گیرد همان مطالب و عناوینی است که در معرفی نامه ریاست محترم عقیدتی سیاسی مطرح گردیده است و هیئت محترم صلاحیت افزودن و یا کاهش از آنرا ندارند، عنوان فرقه ضاله به شیعیان علی ابن ابیطالب دادن و پیروان ائمه معصومین علیهم السلام را گمراه نامیدن علاوه بر آنکه توهین و افتراء است بلکه مشروعیت اجتماعی هم ندارد و هیچ شارع و قانونگذار به معتقدین مکتب عرفان و تصوف اسلامی چنین نسبتی را نداده اند و حتی عقیدتی سیاسی را نگفته است.

 

استحضار دارند اعضاء صادر کننده رأی، هیچ یک متخصص اعتقادی در مذاهب اسلامی نیستند و صلاحیت آنرا ندارند تا فرزندان معنوی حضرت مرتضی علی را که در طول تاریخ از محبت علی و خاندان آن بزرگوار زده اند تسبت ضال و گمراه بدهند و در تعجبم در روز جزاء و سر پل صراط جواب این بندگان خداوند را چگونه خواهند داد.

 

در بین فقهای امامیه رویه ایی مرسوم است که برای شناسائی اعلم در موارد مشابه به شاگردان ممتاز آن عالم استناد می کند و هرگاه در بین شاگردان عالم افراد شاخص و صاحب نظری بروز و ظهور کرده باشد در اثبات عالمیت آن اعلم دلیل است حالا در مکتب عرفان و تصوف اسلامی چهره های درخشانی چون خواجه عبد الله انصاری، عطار نیشابوری، جلال الدین مولوی، شیخ مصلح الدین سعدی، شیخ حیدر آملی، فیض کاشانی، شیخ بهائی و هزاران فقیه و متکلّم و حکیم و شاعر تربیت شده اند. حتی در بین علمای مشهور و مصروف نظیر شهیدین، مقدس اردبیلی، محمد تقی مجلسی، سلطانمحمد گنابادی صاحب تفسیر بیان السعاده و غیره مشرب عرفان داشته و درباره سلوک الی الله رساله و کتاب نوشته اند.

 

عقیدتی سیاسی در معرفی نامه گفته است:"گرایش متعصبانه توأم با ذهنیت...دارد" ، اما هیئت قوم تخلفات اداری از مطالب گفته شده و در معرفی نامه تجاوز کرده و برای ایکه بتواند حکم به محکومیت اینجانب بدهد، عنوانی را انتخاب کرده که شایسته اعتقاد بیان شده نیست و هیچ مسلمان شیعه را با این عنوان نمی توان محکوم کرده آن بند34 ماده ایست که: عضویت در یکی از فرقه های ضاله را که از نظر اسلام مردود شناخته شده اند." را باینجانب نسبت داده اند. نظر اسلام نظر شارع است، اگر کسی شارع و ائمه بعد را قبول کرد، چگونه گمراه است؟ آیا سزاوار است این نسبت را به علمای بزرگواری که مشرب عرفانی داشته اند منتسب کرد، نعوذاً بالله.

 

فراز چهارم- جلب نظر کارشناسان دینی مورد استدعاست

 

ریاست محترم عقیدتی سیاسی صها نسبت گمراهی و ضلالت نداده اند و طبق ماده 12 قانون اساسی دین رسمی ایران اسلام و مذهی جعفری اثنی عشری است و اینجانب نیز دین اسلام و مذهب شیعه اثنی عشری را دارم و در همین قانون حتی مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل می باشند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبس طبق فقه خودشان را دارند." بنابراین نسبت ضلالت و تشخیص آن باعضاء  هیئت بدوی نیست و از آنجا که طبق ماده 14 قانون رسیدگی به تخلفات اداری:" هرگاه رسیدگی به اتهام کارمند به تشخیص هیأتهای بدوی و تجدیدنظر مستلزم استفاده از نظر کارشناسی باشد موارد به کارشناس ارجاع میشود." و طبق اصل 96 قانون اساسی جمهوری اسلامی:" تشخیص مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با احکام اسلام به اکثریت فقهای شورای نگهبان واگذار گردیده است..."  بلحاظ اینکه ماده 41 قانون دیوان عدالت اداری مقرر کرده است:" در صورتیکه مصوبه به لحاظ مغایرت با موازین شرعی برای رسیدگیی مطرح باشد، موضوع جهت اظهارنظر به شورای نگهبان ارسال میشود." بنابراین درخواست میشود نظزیه فقهی فقهلی شورای نگهبان در این مورد استعلام گردد تا بی اعتباری این نسبت ناروا بطور رسمی اعلام گردد و موجبات نقض رأی و اعاده یخدمت اینجانب فراهم شود.

با ادای احترامت.عباس اولیائی بیدگلی
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 2:33  توسط نور   | 

در روز 5 شنبه چهارم مهرماه مجلس دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی درشهرستان امیدیه مورد اصابت کوکتل مولوتف قرار گرفت .

 

 

 

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ؛ افرادی با هویت گروه منصورون 2 با پرتاب کوکتل مولوتف به مجلس دراویش نعمت اللهی گنابادی در امیدیه حمله ورشدند . همچنین این افراد با ریختن بنزین برروی وسیله نقلیه یکی از دراویش قصد آتش زدن آن را داشتند کهخوشبختانه با اطلاع دراویش از این واقعه حادثه ای رخ نداد . 

 

آقای مجد نعمتی از دراویش گنابادی که مجالس درویشی درشهرستان امیدیه درمنزل وی منعقد است در گفتگو با خبرنگار سایت مجذوبان نور با اعلام این خبر افزود : تاکنون دو بار این اتفاق در امیدیه رخ داده و افرادی با هویت منصورون 2 به مجلس حمله ورشده و اقدام بهپرتاب کوکتل مولوتف می کنند . پس از این واقعه من مراتب را به پلیس انتظامی امیدیه گزارش کردم اما با عدم اقدام مثبت از سوی مأمورین انتظامی مواجه شدم . پرونده ای با شکایت من در دادسرای امیدیه تشکیل شد اما اکنون متوجه شدم که پرونده در اختیار اداره اطلاعات امیدیه قرارگرفته است . 

 

نعمتی افزود : یکبار دیگر نیز این اتفاق در اردیبهشت ماه 87 رخ داد که ما مراتب را به مقامات امنیتی - انتظامی استان خوزستان و شهرستان امیدیه اعلام نمودیم و شکایت کردیم اما عدم برخورد مناسب قانونی با این گرئه باعث شد این اقدام باردیگر تکرار شود

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 2:29  توسط نور   | 

آقای عباس اولیایی ، از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی براساس گزارش واحد عقیدتی سیاسی سازمان هواپیمایی مبنی بر اینکه وی در مراسم فرقه دراویش به رهبری خدابنده !! شرکت داشته و گرایش متعصبانه تؤام با ذهنیت ضد انقلابی و انحراف در مسایل اعتقادی ، سیاسی و اخلاقی دارند ، از سوی هیأت رسیدگی به تخلفات اداری سازمان هواپیمایی تحت تعقیب قرار می گیرند و اتهام « عضویت در یکی از فرقه های ضاله که از نظر اسلام مردود شناخته شده اند » به ایشان تفهیم می شود و نهایتاً بر اساس رأی هیأت ، بازخرید می شوند .

 

یک کارشناس حقوقی در مصاحبه با خبرنگار سایت مجذوبان نور با ابراز تأسف از صدور چنین حکمی از سوی سازمان هواپیمایی علیه یک درویش گنابادی گفت : اسناد صریح انحراف در مسایل اعتقادی ، سیاسی و اخلاقی به یک مسلمان بدون ذکر مصادیق و بدون اثبات قضایی آنها ، خلاف دستورات دین مقدس اسلام و شأن نظام اسلامی و برای صادرکنندگان آن واجد مسؤولیت کیفری است .

 

مصطفی دانشجو با برشمردن دلایل غیرقانونی بودن رأی صادره علیه این درویش گنابادی ، می گوید : نه تنها براساس ماده 2 قانون مجازات اسلامی ایران و نظریات مشورتی اداره حقوقی قوه قضاییه ، درویشی جرم نیست بلکه برابری افراد بشر از لحاظ حقوق همواره مورد توجه قانونگذاران عرصه داخلی و بین المللی قرار داشته که اصول 22و28 قانون اساسی ایران ، ماده 23 اعلامیه جهانی حقوق بشر ، ماده 2 مقاوله نامه منع تبعیض در استخدام و اشتغال ، ماده 13 اعلامیه اسلامی حقوق بشر از جمله آنهاست .

 

برابر این مقررات شغل اشخاص نباید به دلیل مسایل عقیدتی مورد تعرض قرار گیرد و دولت ایران متعهد است هرگونه تبعیض و محرومیت که برپایه مذهب و عقیده باشد را از بین ببرد . اما متأسفانه در خصوص دراویش و پیروان این طریقت درویشی خلاف این تعهدات و مقررات عمل می شود .

 

آقای دانشجو با رد اتهام عضویت در فرقه ضاله افزود : دین مبین اسلام کاملترین دین الهی است که هرگز درصدد نفی و یا رد ادیان و مذاهب برنیامده است و اینکه ما بخواهیم اعتقاد مسلمان شیعه واقعی بودن را از نظر اسلام مردود بدانیم علاوه بر مسؤولیت شرعی ، نتیجه ای جز ضربه به دین اسلام و بدنام کردن نظام اسلامی را در برندارد . علاوه بر این اثبات این موضوع که فرد یا گروهی راه حقیقت را می پیماید یا ضلالت را ، در صلاحیت اعضای هیأت رسیدگی به تخلفات اداری یک نهاد دولتی نیست .

 

آقای دانشجو در پایان گفت : اینکه چرا نهادهای اطلاعاتی برخلاف قوانین و مقررات داخلی و بین المللی خواستار ممنوعیت به اشتغال دراویش می شوند ، پاسخی روشن دارد اما ما قضاوت در این باره را به افکار عمومی وا می گذاریم .

 

گزارش خبرنگار مجذوبان نور می افزاید : ممنوعیت اشتغال دکتر بیژن بیدآباد در پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی ، خانمها لیدا و ویدا تابان در آموزش و پرورش هشتگرد ، خانم فائزه واحدی در آموزش و پرورش کرج ، آقای دکتر نصیراحمدی در دانشگاه آزاد اسلامی ، مهندس عمادالدین مردانی در دانشگاه آزاد کرج ، مهدی مردانی راد در آموزش و پرورش گرگان و ابطال پروانه وکالت آقایان مصطفی دانشجو و امید بهروزی تنها چند نمونه از تعرضات شغلی ارگانهای اطلاعاتی ایران در مورد دراویش گنابادی در سالهای اخیر است .            

 
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 2:27  توسط نور   | 

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ، سه شنبه شب نهم مهرماه 1387 نیروهای امنیتی، آقای کشاورز( یکی از خادمین مقبره آقای درویش ناصر علی واقع در تخته فولاد اصفهان) را تهدید و به ایشان اعلام نمودند که دراویش گنابادی نماز عید فطر را نباید در این مکان برگزار نمایند.

 

در ادامه گزارش آمده است :صبح امروز دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و دوستداران تصوف در شهرستان اصفهان به همراهی مجاز نماز محترم آقای جلالی پور نماز عید رادر مقبره درویش ناصرعلی برگزار نمودند .

نیروهای امنیتی و انتظامی در اطراف محل برگزاری نماز به گشت زنی مشغول و لباس شخصی ها بدنبال ایجاد درگیری بودند، اما سیل جمعیت و متانت و صبر و سکوت نمازگزاران مانع از درگیری گردید.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 19:3  توسط نور   | 


نماز عید سعید فطر ساعت 8 صبح امروزچهارشنبه دهم مهر ماه 1387خورشیدی برابر با اول شوال 1429قمری با حضور حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده ( مجذوبعلیشاه ) و مشایخ عظام و دراویش و دوستداران سلسله نعمت اللهی گنابادی در حسینیه امیرسلیمانی تهران برگزار شد .
 

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور از تهران , پس از اقامه نماز , حضرت آقای دکتر تابنده ( مجذوبعلیشاه ) , این عید سعید را به همه مسلمین جهان بالاخص آنها که دستشان به دامان ولایت رسیده تبریک و تهنیت  فرمودند .  

 

ایشان در ادامه سخنان خود عید فطر را یکی از دو عید رسمی دین مبین اسلام برشمرده و فرمودند ماه رمضان چله ایست برای تمامی مسلمین و عید فطر افطار کلی است چون ماه مبارک رمضان در ریاضت و عبادت بوده ایم . حضرت ایشان با تذکر به اینکه در نظر خداوند نه خوردن و نه آشامیدن و نه اعراض از خوردن و آشامیدن عبادت تلقی نمی شود , فرمودند : عبادت یعنی عبودیت و عبودیت یعنی بندگی یعنی در هر حال بفهمیم و بدانیم بنده ای هستیم از بندگان خداوند . خبرنگار مجذوبان نور در ادامه می افزاید : نماز عید فطر همچنین صبح امروز در شهرهای کرج , همدان , قم , شیراز , مشهد و کلیه مکانهایی که یکی از بزرگان سلسله نعمت اللهی گنابادی در آنجا حضور دارند با حضور چشمگیر دراویش و دوستداران این طریقت درویشی برگزار شد .

 

حضور دراویش در تهران به حدی زیاد بود که کلیه خیابانهای منتهی به حسینیه امیر سلیمانی , مملو از جمعیت نمازگراران شد .  

مشروح فرمایشات حضرت آقای دکتر تابنده ( مجذوبعلیشاه ) تا ساعات آینده در مجذوبان نور منتشر خواهد شد . 
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 14:17  توسط نور   | 

خدمت فاضل متقی جناب آقای محمد تقی فاضل میبدی؛

چندی پیش که جنابعالی در شهرپاریس سفری داشتید بنده بنا به مناسبتی در مسافرت بودم و فرصت ملاقات و گفتگو حاصل نشد. درهمان ایام در مصاحبه ای که از جنابعالی با رادیو زمانه منتشر شد مطالبی عنوان شد که چون در ارتباط با قانون مجازات اسلامی است بنده نیز خواستم تا در چهارچوب تخصص خود "حقوق و فقه اسلامی" در این مقوله نکته ای را قلمی کنم

رجم یا سنگسار در زمره مجازاتهای اسلامی با استناد به عرف دوران اسلام قرار گرفته اما در قرآن مجید از رجم به عنوان یک مجازات اسلامی سخنی به میان نیامده است. در برخی از روایات عامه منقول است که خلیفه دوم به هنگام جمع آوری و تالیف آیات و سوره های قرآن مجید از فقدان جمله ای به مضمون " الزانی و الزانیه فارجموهما" اظهار نگرانی کرده بوده است اما از آنجا که قبول این روایت محل اصل تحریف ناپذیری قرآن مجید است فلذا روایت مذکور مورد اعتنا نیست. پس مسلم آن است که در قرآن مجید رجم یا سنگسار جزء مجازاتهای شرعی لحاظ نیست. اما این بدان معنا نیست که رجم" در قرآن مجید مورد اشاره قرار نگرفته باشد

رجم قانون مجازات ضداسلامی

درقرآن مجید رجم درزمره مجازاتهایی است که "مترفین" یعنی " اصحاب زر و زور و تزویر"- عموماً برعلیه رسولان و مرسلان الهی و علیه مردم تقوا پیشه به کارگرفته و بنای جباریت خود را براساس آن برپا میکرده اند

در این مورد شواهد فراوان است و کمتر رسول مرسلی بوده که جباران حکومتگر زمان او را تهدید به رجم نکرده باشند. اما برای مشاهده کامل این نمونه به چند آیه ( آیات شانزده و هفده و  هجده) سوره مبارکه و شریفه "یس" اشاره میکنم.

"واضرب لهم مثل اصحاب القریه اذ جائهم مرسلون اذ ارسلنا الیهم اثنین فکذبوهما فعززنا بثالث فقالوا انا الیکم مرسلون قالوا ماانتم الا بشرمثلنا و ماانزل الرحمن من شیئ ان کنتم الا تکذبون قالوا ربنا یعلم انا الیکم لمرسلون و ماعلینا الاالبلاغ المبین قالوا انا تطیرنا بکم لئن لم تنتهوا لنرجمنکم و لیسمنکم منا عذاب الیم ..."

در این آیات و آیات پس از آن رسولان مرسل که نمایندگان عیسی بن مریم علیه السلام هستند به قریه ای وارد و مردم آن جا را به کیش مسیح فراخواندند و نظام حاکم جبار  راه را برآنان بست و میان آنان و مردم فاصله شد و به انکار حقانیت دعوت آنان پرداخت و گفت اگر این دیار و دعوت خود را در این دیار ترک نکنید شمارا سنگسار میکنیم و به تحقیق که عذاب دردناکی از ما خواهد چشید ...

و دردنباله آیات مزبور میخوانیم که یکی از مردمان آن قریه به سوی رسولان منجذب شد و سایرین را به بیداری فرا خواند و گفت از کسانی که هدایت شده و داعیان الی الله اند و برای ماموریت خود مزدی از کسی نمیخواهند پیروی کنید. اما بزودی قربانی جباریت جباران طاغوت کیش شد، و بلافاصله چشم در جنت رضوان گشود و گفت ای کاش یاران من همراه من بودند و رحمت خداوند را نسبت به من مشاهده میکردند و بیش از این تن به ستم و کفر جباران نمیدادند

این آیات و زمره دیگری از این آیات - که مطالعه آن بر همه قرآن پژوهان ضروری است - به صراحت حکایت از آن دارد که رجم و سنگسار از آثار عرف دوران ماقبل اسلام است که به عنوان عملی ضد اسلامی و خلاف ارزش ماهوی "اشرف مخلوقات که تاج کرامت الهی برسر دارد یعنی آدمیزاد" ، در قرآن افشا شده؛ و هرگز به عنوان یکی از مواد "قانون مجازات اسلامی" مورد امضای شارع مفدس قرار نگرفته و در هیچ دوره ای ،  نمیتواند در زمره هیچ یک از مواد "قانون مجازات اسلامی" بشمار رود. از تصریح دیگری که در سوره مبارکه کهف وارد شده مشخص میگردد که روش رجم و سنگسار از جمله قوانین جزای عهد دقیانوس بوده است. پیش از آن که اصحاب کهف به غاری در ناحیه افسوس بروند جبار حاکمی بر آن ناحیه بساط طاغوتی خود را گسترده بود و آزادیخواهان را دستگیر و سنگسار و رجم مینمود. آزادیخواهان موحد به غاری رفتند و در آنجا از ستمگران فرار کرده و در سایه عنایت پروردگار مامن و ماوا گرفتند و بعد از سیصد و نه سال که چشم از خواب طولانی توام با تمسک به حضرت حق بیدار شدند جمله ای گفتند که یادآور وحشت حاکم در دوران دقیانوس بوده است. جمله آنان که در قرآن مجید (سوره مبارکه کهف آیه بیستم) ذکر شده به این قرار است.

انهم ان یظهروا علیکم یرجموکم او یعیدوکم فی ملتهم - ( یعنی پوشیده از چشم دقیانوسیان برای خرید مایحتاج به بازار شهر بروید. چون اگر شما را بشناسند به دستگیری شما اقدام میکنند و شما را مخیر میکنند که یا به کیش انان درآئید یا شما را سنگسار و رجم میکنند)

با تشکر فراوان

دکتر سیدمصطفی آزمایش

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 2:1  توسط نور   | 

هو

 

121

 

روزه مگشای جز به قند لبش

 

قند   او در دهان  مبارک  باد

 

مدیریت سایت مجذوبان نور عید سعید فطر را به  بندگان حضرت  آقای دکتر  حاج نور علی تابنده مجذوبعلیشاه  ارواحنا فداه ومشایخ ایشان و تمامی عزیزان ایمانی وملت شریف و سر افراز ایران تبریک و تهنیت عرض می نماید  عید بر عاشقان مبارک باد

 

عاشقان عیدتان مبارک باد

 

عید ار بوی جان ما دارد

 

در جهان همچو جان مبارک باد

 

بر تو ای ماه آسمان و زمین

 

تا به هفت آسمان مبارک باد

 

عید آمد به کف نشان وصال

 

عاشقان این نشان مبارک باد

 

روزه مگشای جز به قند لبش

 

قند او در دهان مبارک باد

 

عید بنوشت بر کنار لبش

 

کاین می بی‌کران مبارک باد

 

عید آمد که ای سبک روحان

 

رطل‌های گران مبارک باد

 

چند پنهان خوری صلاح الدین

 

بوسه‌های نهان مبارک باد

 

گر نصیبی به من دهی گویم

بر من و بر فلان مبارک باد 
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 22:16  توسط نور   | 

مجذوبان نور : این خبر را بخوانید ، فکر کنید ،و گذشته را به یاد آورید . اگرجواب آقا را بدهیم  فتوا به خونمان می دهند .تنها به یاد این بزرگوار !!می آوریم  حسینیه شریعت قم و بروجرد موقوفه بود !!آن روز که به خاطر فتوا !!! خانه حسین (ع) را تخریب و به آتش می کشیدند  ، واسماء الهی و کتاب قران را زیر تیغ بلدوزرها مدفون می نمودند،   دلسردی مردم !! راباید می دیدید. !! و هنوز دلسردیهای دیگری از مردم مانده است که ندیده اید !!.  زیر پا گذاشتن  امر خدا ، پیامبر،امامان که هیچ !!!!، کسی  کاری با دلسردی آنان ندارد!!!   

 

 

 

انتقاد آيت‌الله صافي از رواج قرآن به خط عثمان طه

 

 

 

وي بر حفظ و زنده نگه داشتن فرهنگ وقف در كشور تأكيد كرد و افزود: اگر موقوفات در كشور احيا شود، بسياري از مشكلات مردم رفع خواهد شد.

 

كد خبر: ۱۹۶۴۱                              تاريخ انتشار: ۲۰:۲۴ - ۰۷ مهر ۱۳۸۷                   

 

آيت‌الله صافي گلپايگاني با انتقاد از رواج قرآن به خط عثمان طه در كشور گفت: اوقاف و ديگر نهادها بايد با استفاده از كارشناسان مجرب، قرآن را با خط ايراني آن هم در حد گسترده‌اي، چاپ و در تمام دنيا توزيع كنند.

 

به گزارش ايسنا، آيت‌الله صافي گلپايگاني در ديدار مدير كل اداره اوقاف و امور خيريه قم بر ترويج فرهنگ وقف در جامعه تأکيد کرد و گفت: بايد اوقاف بنا بر نيات واقف، موقوفات را صرف کند تا موجب دلسردي مردم نشود.

 

وي به جايگاه وقف در كشور اشاره كرد و گفت: وقف، صدقه جاريه و مبلغ بسياري از مفاهيم اسلامي است.

 

وي بر حفظ و زنده نگه داشتن فرهنگ وقف در كشور تأكيد كرد و افزود: اگر موقوفات در كشور احيا شود، بسياري از مشكلات مردم رفع خواهد شد.

 

وي همچنين وجود امامزادگان متعدد در قم را مورد توجه قرار داد و گفت: بايد از ظرفيت و پتانسيل امامزادگان براي ترويج معارف ديني و اهل بيت(ع) استفاده كرد.

استاد حوزه علميه قم، با بيان اين‌كه وجود امامزاده در هر شهري نشان دهنده سابقه ولايي مردم آن شهر است، گفت: امامزادگان وسيله‌اي براي احياي فرهنگ تشيع و اهل بيت(ع) هستند و بايد برنامه‌هاي تعليم و تربيت اسلامي در بقاع متبركه اجرا شود 


+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 22:13  توسط نور   | 

بسمه تعالی

 

هیأت حاکمه دادگاه تجدید نظر استان قم

 

موضوع: تجدیدنظر خواهی نسبت به دادنامه 87099725101005 صادره از شعبه101 دادگاه عمومی جزائی قم در پرونده کلاسه87/420

 

احتراماً باستحضار میرساند: دادنامه فوق الاشعار را در تاریخ 17/6/1387 رویت کردم و از صدور چنین رأیی به قدری متأسف شدم که مدت ها مردد بودم از این رأی تجدیدنظر، بخواهم یا صبر کنم با اجرای آن مشخص شود مسئولین اداری-قضائی قم نسبت به عده ای از شیعیان اثنی عشری که عنوان درویش و صوفی گرفته چگونه رفتار می کنند اما عده ای از عدول مؤمنین توصیه کردند این نظر اجماعی نیست و مصلحت جامعه اسلامی و مؤمنین در کشورهای دیگر جهان ایجاب می کند تا چنین آرائی نقض شود و مستمسکی برای ایذاء و اذیت سایر برادران در آن جوامع نباشد اینستکه در موعد مقرر قانونی در مقام تجدیدنظر خواهی برآمده و اعلام میدارم: رأی صادره علاوه بر آنکه مخالف با قانون است بلکه مغایرت آن با شرع انور و رویه عملی فقهای امامیه در طول تاریخ اظهر من الشمس است. تأسف بالاتر آنکه شیعیان جهان اسلام را در نقاط جهان در معرض فشار حکومت جائر قرار میدهد

 

موارد ایراد و اشکال به رأی رابه شرح آتی الذکر بعرض میرساند و استدعای نقض رأی بدوی و اعلام برائت خود را دارم.

 

اوّل- مخالفت رأی با قانون

 

الف- در امر جزائی تفسیر مضیق و بنفع متهم است و قضاوت کیفری بایستی مطابق با منطق قانونی یعنی همانگونه در 2 ماده 698، 513 قانون مجازات اسلامی آمده است به پرونده رسیدگی نماید. مراد استنادی مندرج در کیفر خواست از یکطرف و حکم شدید و غلاط دادگاه از طرف دیگر با عمل اینجانب منطبق نیست، زیرا اطلاع از صدور حکم دادگاه مانع آن نمیشود که اشخاصی که آراء صادره از محاکم را خلاف شرع یا قانون تشخیص میدهند نسبت به آن دادخواهی نکنند.

 

اعمال ماده 18 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب نسبت به آراء خلاف بیّن شرع و قانون و اصل 173 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در تشکیل دیوان عدالت اداری و تشکیل هیئت عمومی و دیوانعالی کشور و هیئت عمومی دیوان عدالت اداری در راستای نقض و اعاده رسیدگی نسبت به آراء قطعیت یافته در محاکم است. اگر حکم دادگاه بایستی اعمال گردد ضرورتاً بایستی شامل همه­ی اشخاصی باشد که با قطعیت حکم مبادرت به تجدیدنظر خواهی یا فرجام خواهی فوق العاده می نماید.

 

حکم دادگاه با اصل 34 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هم در تضاد است. زیرا: دادخواهی حق مسلّم همه مردم ایران است و مردم حق دارند، چنین محاکمی را در اختیار داسته باشند و اینجانب مراتب دادخواهی را به مسئولین محترم کشور اعلام کرده ام و آنان ضمن اطلاع تکلیف داشته اند که به موضوع رسیدگی و اعلام پاسخ نمایند و سزای تظلم خواه معرفی به اطلاعات و تشکیل پرونده کیفری نیست.

 

موضوع حسینیه شریعت قم مربوط به وقف است و وقف مبنیء و تأسیس فقهی دارد و حسنات جاریه و صالحات باقیات را به وقف تعبیر کرده اند و در رساله عملیه فقهاء از زمانهای دور و از دوران تدوین شرایع الاسلام ادامه داشته و مشهور فقهاء امامیه نظیر شهیدین صاحب قواعد تا تألیف تحریرالوسیله حضرت امام هر یک از علماء بابی را در رساله خود به وقف اختصاص داده اند و  ائمه معصومین علیه السلام  مخصوصاً مولای متقیان حضرت علی علیه السلام وقف های متعددی برای مسائل مختلف منعقد و به موقوفٌ علیهم واگذار کرده اند. در طول تاریخ اسلام سابقه ندارد واقف و متولی منصوص را فاقد صلاحیت اعلام کرده باشند، بلکه بنا به فرموده حضرت امام عسکری علیه السلام: " الوقوف حسب ما یوقفها اهلها" وقف باید مطابف نیت واقف عمل شود و نسبت به متولی منصوص اگز ظنّ تعدّی یا خیانت باشد باید ضم امین کرد، حالا دادگاه بر خلاف شرع رأی داده است که متولی منصوص مندرج در سند رسمی وقف که خود واقف است صلاحیت ندارد یک عالم صاحب رساله ای باید در مقابل این رأی خلاف قانون اظهار نظر شرعی کند و حکم شرع انور را گوشزد نمایدو علیهذا بمنظور استحضار علماء قم که صالح در بررسی امور شرعی مؤمنین بوده اند عرایضی تقدیم گردید تا آن بزرگواران با فتوای شرعی حکم واقعی قضیه را بیان بفرمایند. حالا اگر آن بزرگواران سکوت کرده یا به تکلیف شرعی خود عمل نکرده اند اما هیچگاه اذهان آنها مشوش نشده و اگر آثار تشویش پیدا می شد لا اقل با دادن پاسخ و اعلام نظر فقهی خود اینجانب را راهنمائی و ارشاد می کردند.

 

ب- تشویش اذهان عمومی و مقامات وقتی مصداق دارد که وصول نامه در ذهن مقام دریافت کننده عریضه اثرگذارد، سؤال از دادسرا  و دادگاه صادرکننده حکم آنستکه بطور صریح اعلام فرمایند: کدام یک از مراجع عالی قدر یا حتی کدام یک از مسئولین محترم قضائی- سیاسی کشور از تظلم خواهی اینجانب مشوش شده  یا انها را وادار به عکس العمل و اقدامی نموده است؟

 

بی تأثیر بودن این نامه وقتی اثبات می گردد که مرجع شیعه یا مسئول مملکتی هیچگاه به این نامه ها پاسخ نداده اند و وقتی مرجع و مسئولی خود را مکلّف به دادن پاسخ نمی داند! دادسرا و دادگاه می گویند اذهان آنها مشوش شده است، دادگاه با چه دلیل و مستندی تشویش اذهان را استنباط کرده است! مگر نه طبق اصل 166 قانون اساسی:" احکام دادگاه باید مستدل و مستند به مواد قانونی...باشد."

 

ج- اصل 34 قانون اساسی تظلم خواهی را حق مردم اعلام کرده است و اصل99 اصلاحی قانون اساسی گفته است:" هر کس شکایتی از طرز کار مجلس یا قوه مجریه یا قوه قضائیه داشته باشد می تواند شکایت خود را کتباً به مجلس شورای اسلامی عرضه کند..." حالا دادگاه میفرماید تظلم خواهی کرده ای باید مجازات شوی!

 

د- دادگاه عنایت نفرموده حسینیه شریعت قم مدرک و هویت دارد و آن وقفنامه رسمی است و در این سند بطور رسمی حسینیه قد شده است. دادگاه توجه نکرده طبق ماده 224 قانون مدنی:" الفاظ عقود محمول است بر معانی عرفیه" معذالک موقوفه و حسینیه شریعت را بنام دیگری تغییر میدهد و مرتکب جعل مفادی می شود بلکه بتواند با تغییر کلمات رأی خلاف واقعیت صادر کند در صورتیکه سند رسمی وقف بطور رسمی تنظیم گردیده و تمام مندرجات آن طبق ماده 70 قانون ثبت رسمی است از جمله ذکر حسینیه در سند و اختصاص به عزاداری ائمه معصومین و مخصوصاًحضرت ابی عبداله الحسین علیه السلام قید گردیده است و در سند رسمی کلمه خانقه نیامده است. اما دادگاه حسینیه را خانقاه نامیده است.

 

بمنظور اثبات خلاف بودن رأی با قانون ماده 698 استنادی دادگاه قم را مرور می کنیم:"ماده698 :" هر کس به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی به وسیله نامه یا شکوائیه... اکاذیبی را اظهار نماید یا با همان مقاصد اعمالی را بر خلاف حقیقت صریحاً یا تلویحاً نسبت دهد علاوه..." در نوشتن مقصد اضرار یا قصد تشویش وجود نداشته است و بلکه جلب حمایت و دفع ستم موردنظر بوده که اقدامی هم معمول نگردیده است. بنابراین انتساب تشویش مقامات دریافت کننده نامه آن هم بدون اعلام آن مقام توجیه شرعی و قانونی ندارد و حکم صادره از دادگاه خلاف واقع می باشد.

 

دوم- نماز عمود دین است و برپائی آن جزو شعائر مذهبی است

 

برپائی نماز اعم از فرادا و جماعات: انجام تکلیف شرعی است و در راستای سنّت محمدی و قداست از آن بجا آورده شده اشخاصی که نماز را به جماعت خوانده اند برای اداء تکلیف واجب بوده است حالا اگر کسی به نماز ایستاد اذان و اقامه گفت و به یکتائی خداوند و رسالت حضرت محمد(ص) و ولایت حضرت علی علیه السلام ادای شهادت کرد و صلوه و فلاح و خیرالعمل را به پا داشت کدام عرف این عمل واجب را توهین به مقدسات تلقی خواهد کرد بلکه برعکس نظر دادگاه نماز جماعت برگزار شده را تکریم مقدسات دانسته و در نمازگزاری شرکت کرده اند." الاعمال بالنیات"

 

دادگاه بدوی قم قطعاً از فروع دین اطلاع داشته اند نماز واجب است اما اسلام امر به معروف و نهی از منکر هم داریم. اگر توهین خدای نخواسته خواندن نماز به جماعت را توهین به مقدسات تلقی می کردند یا اصولاً در نماز جماعت شرکت نمی کردند یا در اجرای تکلیف دینی او را منع می نمودند یعنی دادگاه اینقدر مردم را بی تعصب نسبت به امورات دینی فرض کرده اند که کسی نماز را به پا دارد و در جماعت آن شرکت کنند و تکلیف دینی خود را انجام دهند. آنوقت نسبت به آن عکس العمل شرعی و ایمانی انجام ندهند!

 

شرکت در جماعت به تشخیص مأموم است و اینجا مصداق و میزان رأی مردم است صدق می کند و اشخاصی که در این نماز جماعت شرکت کرده اند مسلمان و به تکلیف خود آشنا و خود عضوی از اعضاء جامعه اسلامی بوده اند و قد قامت الصلوه گفته اند و اگر از آنها سؤال می شد چکار می کتید قطعا جواب می دادند مگر کوری-نماز می خوانیم، حالا آنها  گفته اند نماز میخوانیم و عرف هم عمل آنها را برگزاری نماز تلقی کرده لکن دادگاه که در محل نبوده می گوید چون اینجانب دوره حوزه علمیه را ندیده ام نماز جماعتی که برگزار کرده ام توهین به مقدسات است و باید زندانی شوم- شلاق بخورم- تبعید گردم. مگر چه کرده ام؟ من که مثل ابوذر غفاری حرفی نزده ام، فقط نماز خوانده ام!

 

دادگاه محترم صادرکننده رأی علاوه بر آنکه به مدافعات 4 وکیل متشرع و متدیّن دادگستری توجه نکرده است، بلکه چشم خود را به سوی واقعیات و تاریخ شیعه و رویه و سنت ائمه مصومین علیهم السلام بسته است. حضرت علی علیه السلام امام اول شیعه چه اشخاصی را مأمور نماز کرد: مالک اشتر- میثم تمّار- اویس قرنی- کمیل و سؤال اینستکه این بزرگوران در کجا قواعد فقه و اصول فقه خوانده بودند. دوران بنی امیّه و بنی عباس و محدودیتی که برای ائمه معصومین علیهم السلام ایجاد کرده بودند که حتی شعیان از زیارت حضوری ایشان محروم بود را باید بخاطر آورد و این بدنه اسلام بودند که با برپایی نماز و عزاداری و سوگواری آن بزرگواران اسلام را حفظ و به آیندگان منتقل کردند . فراموش نکنیم درین اواخر که رضا شاه زمام حکومت را در دست گرفت چه مصایب و مشکلاتی برای علما ایجاد کرد و چگونه مومنین هر مرحله و هر منطقه به دور از چشم مامورین حکومتی نماز بر پا می داشتند و مخفیانه در پستوهای خانه خود سینه میزدند و بولایت علی و اولاد معصوم آن حضرت تمسک می جستند . وکلاء در مرحله دفاع در دادگاه به رویه برادران حاضر در جبهه جنگ هم اشاره کردند و توضیح دادند چگونه چند سرباز و پاسدار در سنگر خود نماز جماعت بپا می داشتند و یکنفر از همان سرباان که حتی سواد کافی برای خواندن و نوشتن نداشت به عنوان امام جماعت جلو می اقتاد و دیگران اقتدا می کردند . آیا انها در سنگر شعائر  اسلامی را بپا می داشتند یا در حال توهین به مقدسات بودند ؟در مدارس و دانشگاه های داخل و خارج از کشور یک نفر از همان دانش اموزان و دانشجویان به عنوان امام جماعت جلو می ایستد  و دیگران به عنوان ماموم اقتدا میکنند تا از ثواب نماز جماعت بهره مند گردد.

 

در کارخانجات کشور بعضاً نماز جماعت به امامت یکی از کارگران برگزار میشود به همکار خود اقتدا می کنند در منازل مومنین سابقه طولانی دارد که پدر حتی فرزند ذکور بزرگتر خانواده عنوان امام جماعت دارد و بقیه اعضاء خانواده به آن شخص اقتدا می کنند .

 

در همه این حوال عرف می گوید اینان نماز جماعت برگزار کرده اند و خود آنها هم اعتقاد دارند تکلیف مذهبی را انجام داده اند بندگی و طاعت خداوند تجسسی نسیت بلکه قلب سلیم می خواهد حضرت عیسی و حضرت یحیی دو پیغمبر بودند که در گهواره اعلام نبوت کردند و نزد کسی آموزش ندیدند. در صورتی که در همان دوران علماء بنی اسرائیل کم نبودند و کنیسه عبادتگاه در اختیار داشتند  آیا از دیدگاه شیعه این 2 پیغمبر به جامعه یهودیت توهین کردند که بدون آموزش پیغمبر شدند . از دادگاه صادر کننده رای بدوی سؤال اینست که در جامعه اسلامی دوران حضرت امام حسن عسگری علیه اسلام هیچ مومن آموزش دیده و آشنا به احکام اسلامی وجود نداشت تا کودکی 2 ساله یا 6 ساله امام مسلم الطاعه مسلمین و مومنین جهان گردد. آیا خداوند با انتخاب حضرت حجت عجل اله تعالی فرجه قصد توهین به مقدسات اسلام را داشت . در جامعه یهود و در جامعه اسلام چه کسی خداوند را محاکمه کرد که چرا این افراد در سنین کودکی برای امامت جهان برگزیده است ؟

 

حضرت امام محمد تقی طبق روایت شیعه 8 ساله بود که پدر بزرگوارش شهید شد و اطلاع داریم معظمٌ له در اواخر عمر حضرت رضا علیه اسلام در مشهد مقدس نبود، آیا شیعه امامت آن بزرگوار را موکول به گذراندن دوره فقه و اصول می کند یا اینکه آن حضرت را بعنوان امام وپیشوا پذیرفته و خاک مقبره آن امام همام را توتیای چشم می کند!

 

عرفان و تصوف اسلامی گرامیترین افراد جامعه اسلامی را با تقواترین آنها می شناسد و شعوب و قبائل را لتعارفوا می داند امام انّ اکرمکم عند الله اتقیکم مورد قبول می باشد.

 

از دیدگاه مکتب شیع در طول تاریخ: شریح قاضی، قاضی القضات خلفای راشدین و خلفای بعدی روحانی نبود، امّا حرّ بن یزید ریاحی مرد سپاهی روحانی بود.

 

از دیدگاه مکتب شیعه: عمر بن سعد با همه آگاهی به احکام و حفظ قرآن روحانی نبود بلکه جوان نصرانی شهید در کربلا روحانی بود.

 

اویس قرنی با وجودیکه همزمان با اعلام نبوت حضرت ختمی مرتبت زندگی می کرد، توفیق زیارت حضرت را نداشت اما آنقدر روحانی بود که حضرتد محمد(ص) بوی رحمان را از یمن استشمام می کرد.

 

نظر مشهور فقهاء در رساله عملیه آن بزرگواران مطالعه شد و هیچگاه از شرایط امام جماعت گذارندن دوره حوزی قید نشده است. البته اگر در محلی که نماز جماعت برگزار می شود هم روحانی و هم فرد غیر روحانی وجود داشته باشددر صورت احراز شرایط: روحانی مقدّم است. اینجانبان در خانه ای بودیم و وقت نماز شد و در آن جمع روحانی نبود و برادران توصیه کردند. جمعیت کافی برای برگزاری نماز جماعت وجود دراد . به اینجانب تکلیف کردند برای انجام عبادتِ تکلیفی جلو به ایستم تا آنها اقتداء کنند: سؤال اینستکه از این توصیه و تکلیف عرف توهین به مقدسات یا انجام تکلیف عبادی و کرامت مقدسات را استنباط می کند! آیا خواندن نماز به جماعت سزاوارتر است یا خواندن نماز به فرادا.

 

چون برای تشکیل عمل مجرمانه طبق قانون عنصر مضری باید وجود داشته باشد و آن سوء نیت است و اینجانب و سایر نمازگزاران حسن نیّت داشته و با هدف اجرای اوامر نماز جماعت برگزار کرده ایم بنابراین نماز خوانده ایم و قصد توهین به کسی را نداشته ایم.

 

وجود چنین احکام و رویه ای به ضرر مصالح جامعه مسلمین در سراسر جهان است. اگر حکومت های جائر در سایر کشورهای جهان برگزاری مراسم جمعی دینی را موکول به حضور روحانی به معنای فرذیکه دروس حوزوی را گذرانده باشد و به یک چنین فردی هم ویزای اقامت ندهد چه شخصی می تواند جوابگو باشد دنیا محدود به ایران نیست و مسلمین در چهان پراکنده هستند: مسامانان اتیوپی در شاخ آفریقا یا دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاههای غربی از کجا روحانی حوزه دیده پیدا کند تا نماز جماعت آنان توهین به مقدسات نباشد؟ با نفی حکم ضرری در اسلام: امیدواریم قضات عالی مقام مرجع تجدیدنظر با درایت کامل و با در نظرگرفتن مصالح جامعه اسلامی در هر زمان و هر حکومت به موضوع بررسی کرده و موجبات نقض رأی صادره و اعلام برائت اینجانب را فراهم نمایند.

 

با ادای بهترین احترامات

 

امیر علی محمدی لباف

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 22:5  توسط نور   | 

بدون شرح !!!!!!!!!!!

 

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند

چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند

 

مشکلی  دارم ز دانشمند  مجلس  بازپرس     

توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند

 

گوییا  باور  نمی‌دارند  روز  داوری

کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند

 

یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان

کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‌کنند

  

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 22:4  توسط نور   | 

مکن صبر بر عامل  ظلم  دوست

که از فربهی  بایدش  کند پوست

 

 قانونی که  بر پاشنه عدل نچرخید پیام آور ظلم است ، خون آزادی را می ریزدو برای تطهیر خود به فتوا پناه می برد و نقاب دین برصورت  و لباس قداست برتن می پوشد  و انسانیت را به تیغ  تکلیف  ذبح می کند .برجنازه عدالت  نماز ظفر خواند ه، سکوت را خیرات میکند ودرعزای پاکیها  سرود شقاوت  می خواند

این جا کجاست ؟

 ملاک حق و باطل ، رای  "من های مقدس " است

 و تمامی حق وحقیقت خلاصه در "تقدس قدرت"  است

 و "مقدس مآب "عین دین ، اسلام و  تشیع !!!

 و دیگران همه کافر، منحرف وگمراهند !!

 ودر"این جا" ظلم برغیر مقدس ، سنت قوانین است .

این جا کجاست ؟

حتی در خلوت خانه ات می آیند و راز و نیاز تو را با خدا رصد می کنند !!    کیست که بر مظلومیت ما شهادت دهد ؟؟

*

 سایت مجذوبان نور جهت تنویر افکار عمومی ،اقدام به انتشار حکم غیر قانونی دادگاه آقای امیر علی لباف می نماید تا سندی تاریخی در اثبات وجود دادگاه های قرون وسطایی و تفتیش عقاید و مظلومیت دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در این محاکم باشد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 22:2  توسط نور   | 


http://www.majzob.net/fa/images/resized//images/stories/agu2008/111_256_235.jpg

 

 

مطالعه اين كتاب با ارزش به همه ايران دوستان و علاقمندان به فرهنگ و هنر ايراني به خصوص جوانان عزيز توصيه مي‌شود

 

 

 

 

 

مدت‌ها است كه ايران و ايرانيت از داخل و خارج مورد هجوم قرار گرفته است،  به شكلي كه اگر از گذشته‌ها و شكوه و جلال ايران باستان و فرهنگ و هنر عميق ايران بعد از اسلام ياد نكنيم، ممكن است تحت تاثير تبليغات سوء، از ايراني بودنمان هم خجالت زده شويم.

 

 

 

در تب و تاب هجوم تبليغات منفي كه يكجا ايرانيان پاك نهاد زمان هخامنشيان را بربر معرفي مي‌كنند و در جاي ديگر به اشكال مختلف، مقدسات ما را مورد توهين قرار ميدهند و مردم ما را تروريست مي‌خوانند شاهد اقدامات مفيد و روشن‌گري نيز هستيم كه به صورتي زيبا و با منطقی قوي تصويري صحيح از واقعيت‌هاي افتخار آميزکشور ما را ارائه مي‌نمايد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 14:40  توسط نور   | 

http://www.majzob.net/fa/images/resized//images/stories/agu2008/aksariat_100_68.gif

" اگر تمامی نوع  بشر به استثنای یک نفر معتقد به عقیده ی واحدی باشند و آن یک نفر بر خلاف آن عقیده باشد مبادرت کردن تمامی نوع بشر به اینکه آن یک نفر را ملزم به سکوت نمایند همان قدر بر خطاء .و ناحق است که آن یک نفر در صورتی که اختبار و قدرت داشته باشد بخواهد که تمامی نوع بشر را ملزم به سکوت کند "جان استورات میل

 

به راستی آیا جویندگان حقیقت در انتخاب مکتب تصوف آزاد هستند؟ چرا باید شخصی برای اعتقادات خود به دیگری حساب پس بدهد؟ جز خداوند چه کسی حق دارد که بگوید حق با کیست؟ با کدام مجوز می توان باید و نباید خود را به دیگران تحمیل کرد؟

در مرحله نقد و حرف و بحث کلامی هر کسی آزاد است که موضوعی را قبول نداشته باشد، اما آیا می توان دست به چوب شد و طرف مقابل را مجبور کرد که به چه چیز اعتقاد و ایمان داشته باشد؟؟

 آن کس که دست به چوب می شود، مطمئناً باید دارای  قدرت و اکثریت باشد! پس اگرصاحب اندیشه ای دارای قدرت و حمایت اکثریت باشد ، مجوز زور گویی خواهد داشت!

اکثریت معمولاً می گوید: آزادی عقیده حق هر انسانی است!! اما هر کسی با هر اعتقادی حق بیان و تبلیغ را ندارد! باید پرسید آیا آزادی عقیده بدون آزادی بیان معنا دارد؟ آیا ممکن است که آزادی عقیده حق انسان باشد، اما اظهار آن حق او نباشد؟؟ خداوند می فرماید : " فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ" پس بشارت بده بندگانی را که سخنان را می شنوند و بهترین آنرا برمی گزینند.

باید قولهایی باشد تا مردم بهترین را بشنوند و انتخاب کنند، موافق و مخالفی باشد که مردم انتخاب کنند. وجود تک صدایی نشانه ی ظلم و عدم آزادی است. درحاکمیت تک صدایی؛ خداوند چه بشارتی را به مردم و شنوندگان بدهد !!!

چرا اظهار عقیده برای فردی حق و برای دیگری ناحق است ؟ آیا حق با کسی است که اکثریت با اوست؟! آیا زور و قدرت یا اکثریت ، ایجاد حق می کند؟! آیا این نوع  حق،  حقی الهی است؟

ابراهیم(ع) در آتش افتاد چون این حق  با او نبود !! مسیح(ع) به صلیب کشیده می شود، چون این حق با او نبود !! علی (ع) سکوت می کند، چون این حق با او نبود !!حسین (ع) را سر می بُرند  و به خاک و خون می کشند، چون این حق با او نبود !!حلاج را مثله میکنند چون این حق با او نبود !! عین القضات و... را می کشند چون این حق با او نبود !! آیا این حق، حق است؟؟

اکثریت ها در تاریخ  این حق را تعیین و آفریده اند !! در واقع قدرت، این حق را خلق کرده است !!

یکی از دلایل به ظاهر زیبا! که برای عدم تبلیغ ناحق گویان! ذکر می شود این است که مردم (یعنی اکثریت) گمراه می شوند!! یعنی به واسطه ی گمراهی اکثریت از اکثریت بیرون می آید!.

پس صاحبان اکثریت مواظب هستند که آزادی عقیده و بیان ، به هر قیمتی، اکثریت را تبدیل به اقلیت نکند و حق اکثریت به ناحق تبدیل نشود!

گمراهی چیست ؟؟تا وقتی شخصی در میان اکثریت است گمراه نیست، مومن و هدایت یافته است! ایمان دارد و از حق!! برخوردار است! اگردر اکثریت حقیقتی است چه ترسی ازآزادی عقیده و بیان وجود دارد ؟! و اگر اینچنین نیست، جمع کردن عده ای جاهل به نام اکثریت برای چه و به نفع کیست؟؟ بنابراین حفظ منافع صاحبان اکثریت سیاستی خاص را طلب می کند !!یک روز این سیاست با شعار  دین و روز دیگر با نام دیگری  حق ها و باطل ها را تعیین می کند!!

حق  آزادی عقیده و بیان برای محمد (ص) وجود ندارد چون" اعطای"!! این حق  برای صاحبان اکثریت قابل تحمل نبود . جرم و گناه محمد (ص) این بود که مردم را گمراه می کرد! و اکثریت را از صاحبان اکثریت می گرفت .     

محمد از دست آنان که اکثریت بودند و خوب حرف می زدند! و خوب آیه حفظ کرده بودند! خوب صغری کبری می کردند! خوب فلسفه و منطق می دانستند! خوب تفسیر می کردند! مجبور به مباهله شد.

البته باید توجه داشت که منظور از اکثریت چیست. اکثریت آن بخش از مردم هستند که حاضرند چوب به دست گیرند و برای خدای فرضی و دین فرضی "صاحبان" خود قیام نمایند! و فرضهای آنها را از بلایا حفظ نمایند. این جماعت چون از پشتوانه های بی شماری برخوردارند! و به دستور صاحبان خود از سوی آحاد مردم! تصمیم می گیرند، در سکوت و انزوای مردم به میدان می آیند و اعمال خود را به نام ملت انجام می دهند.   

به دراویش می گویند باید سیاسی باشید!خب، ببینیم منظور چیست؟ اگر یک صوفی مورد ظلم قرار گیرد و سکوت کند، می فرمایند: نگاه کنید درویشی یعنی جمود، یعنی قبول ظلم و خفت، پس اینها گمراهند .اگر خدای نکرده، یک درویش به یکی از صاحبان اکثریت که برای نجات اکثریت از گمراهی هزاران ظلم و خلاف قانون مرتکب می شود، بگوید چرا؟ می گویند چرا در سیاست دخالت می کنی!! درویشی و عرفان چه کاری با سیاست دارد!! و نهایتاً متهم به براندازی، خیانت و وابستگی به اجانب  می شود! بنابراین باید دید منظور چیست!؟ نهایتاً سیاسی بودن دراویش خوب است یا نه؟

منظور صاحبان اکثریت آن است که بیایید بر تعداد اکثریت بیافزایید تا زور ما زیادتر گردد. می گویند "خدا با جماعت است" !! . اما نمی گویند خدا با کدام  جماعت است ؟؟ با جماعت دانا و آگاه و محقق یا جماعت نادان و بازیچه  ..... ؟!

صاحبان قدرت یا صاحبان اکثریت تمام مشکلات را با به میدان آوردن همین جماعت اکثریت حل و فصل می کنند! کلیه مسائل تخصصی و غیر تخصصی ، علمی و غیر علمی! ،دینی و غیر دینی  و... کدام عاقل، کدام حق، و یا کدام علم می تواند در مقابل اکثریت عرض اندام کند؟؟.

این صاحبان اکثریت حتی حکومت و رأی قانونی همان اکثریت را قبول ندارند. توهمات خود را به جان قانون انداخته اند.  قانون تنها لباسی زرق و برق دار برای رفتن به  مهمانی است! برای نمایش جلو دیگران است ،نمایش جلو کشورها و ملتهای دیگر برای خالی نبودن عریضه است. اما دراویش با همه نقص و عیبهای قوانین به آن احترام می گذارند. ولی مشکل لباس خانگی و دائمی تحمیل کنندگان صاحبان اکثریت است. قانون صاحبان اکثریت نه به خدا کاری دارد نه به دین. تنها چون از دهان (صاحب) بیرون می آید حکم قانون به خود می گیرد !!! 

ظاهرا می گوید خرافه بد است. اما بد داریم تا بد. بستگی به آن دارد از دهان چه کسی بیرون بیاید!!. تعریف ثابت و مشخصی از خرافه وجود ندارد. وقتی صاحبان اکثریت تعیین کننده حدود خرافه باشند، در اثبات خرافات می گویند :"اگر در فلان موضوع حقیقتی وجود نداشت، میلیونها انسان با دل شکسته! و چشم گریان! آن را قبول نمی کردند". می گویند هر کس گفت من غیب را دیدم دروغگو و مروج خرافه است.

اما صاحبان اکثریت به راحتی مدعی!! هستند که  با اهل غیب مراوده دارند!! و با هم چایی می خورند و به مردم القاء می کنند که تنها ما سوراخ دعا را بلد هستیم و اگر کاری با غیب داشتید فقط و فقط ما درست می گوییم و بقیه گمراه هستند و خرافاتی.

می گویند : مولانا و عطار و سعدی و ... چون  صوفی و درویش بودند بر راه ضلالت و مروج خرافه اند! راست می گویند چون اکثریت با آنها نیست و آنها نیز چون اهل سیاست نبوده و به دنبال جیفه دنیا نرفته اند و افکار آنها چون تأمین کننده منافع صاحبان نیست خرافه می گویند!

البته برخورد با بزرگان صوفیه نیز شرایطی دارد! وقتی مهمانی می روند و لباس زرق و برق دار می پوشند و می خواهند جلو دیگران !! ژست بگیرند عارف می شوند و اهل سیر و سلوک و مولانا آدم خوبی می شود! در این هنگام اکثریت اهل وحدت می شود و دوستدار بشریت !!  .....اما امان از روزی که لباس خانگی می پوشند !!!حسینیه آتش می زنند، دست و پا می شکنند ،می زنند و می برند و....

 

***

و چون صاحبان اکثریت می توانند  با یک کلمه شمع  حیات و زندگی اقلیت را" فوت" نمایند و تابع هیچ ملاک و قانونی نیستند بهتر است به همین اندازه بسنده نموده و زمزمه کنیم:

دهان ات را می بویند

مبادا گفته باشی دوست ات می دارم.

دل ات را می بویند 

روزگار غریبی ست ، نازنین 

و عشق را 

کنار ِ تیرک ِ راه بند 

تازیانه می زنند . 

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 0:2  توسط نور   | 

شعبه دوم دادیاری دادسرای نظامی ساری ، مأمورین اداره اطلاعات شهرستان بهشهر، از توابع استان مازندران را تبرئه کرد .

یکی از دراویش طریقت نعمت اللهی گنابادی که خواست نامش فاش نشود در گفتگو با خبرنگار سایت مجذوبان نور در ساری با اعلام این خبر ، گفت : در اردیبهشت ماه سال 1385 تعدادی از مأمورین اداره اطلاعات بهشهر بدون ارائه حکم مقام قضایی به منازل آقایان اسماعیل و محمود رزازی از دراویش گنابادی در شهرستان نکاء وارد شده و ضمن تفتیش و بازرسی منازل آنها ، کلیه آثار عرفانی موجود را ضبط و این دو درویش را به اداره اطلاعات احضار نمودند .

این درویش گنابادی افزود : پس از این اقدام غیرقانونی مأمورین اطلاعات ، آقای مصطفی دانشجو به عنوان وکیل، شکایتی را نزد دادستان نظامی مازندران علیه مأمورین اطلاعات مطرح و خواستار برخورد قانونی با متخلفین شد که حال پس از گذشت دو سال ، شعبه دوم دادیاری دادسرای نظامی ساری ، قرار منع تعقیب مأمورین اطلاعات را صادر نمود .

پس از این تظلم خواهی ، آقای دانشجو با شکایت اداره کل اطلاعات مازندران از سوی شعبه دوم بازپرسی دادسرای ساری به اتهام افتراء و نشراکاذیب تحت تعقیب قرار گرفت و در 29 آبانماه 86 دستگیر و به سلولهای انفرادی اطلاعات مازندران منتقل شد.نهایتا این وکیل دراویش غیابا محکوم به تحمل 7 ماه زندان و 35 ضربه شلاق گردید.

وی افزود : هرچند اعتراض به قرار منع تعقیب مأمورین اطلاعات در دادگاههای نظامی هرگز نتیجه بخش نخواهد بود امادراویش ، شکایت خود را به دادرسان تقدیم ،تا به عنوان سند تعرض به دراویش گنابادی در تاریخ ایران ثبت و ضبط گردد
 
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 0:1  توسط نور   | 

دو سال باقي مانده بود تا سده بيستم به پايان برسد كه سند برپايي يك سازمان بين المللي با هدف گسترش عدالت به امضا رسيد. قرني كه جنگ هاي خونيني را در تقويم تاريخ بشري به ثبت رسانيد. از جنگ هاي عالم گير گرفته تا جنگ هاي داخلي كه اين نوع اخير حكايت از قساوت و بي رحمي بيشتري نسبت به آن ديگري دارد. نه سال پيش در چنين روزي (۱۷ ژوئيه ۱۹۹۸) كشورهاي جهان در شهر رم گردهم آمدند تا اساسنامه ديوان كيفري بين المللي را امضا كنند. نهادي كه اختيار داشت مباشران و مسببين جنايت هاي جنگي و جنايت هاي عليه بشريت را محاكمه و مجازات كند. ديوان كيفري بين المللي پس از گذشت چهار سال از امضاي اساسنامه اش در اول ژوئيه سال ۲۰۰۲ با لازم الاجرا شدن اساسنامه تشكيل شد. ظهور نهاد تازه از چنان اقبالي در جامعه بين المللي برخوردار شد كه شمار كشورهايي كه به عضويت آن درآمدند از زمان امضا تاكنون، يعني طي نه سال، به رقم ۱۰۴ رسيد. اين دادگاه دائمي بين المللي در شهر لاهه مستقر است. البته با دادگاه ديگري كه آن نيز در لاهه قرار دارد و نام آن در كشورمان از پنجاه سال پيش با صدور رايي به نفع ايران در برابر انگليس در قضيه ملي شدن صنعت نفت پرآوازه شد، اشتباه نشود. آن دادگاه در مجموعه سازمان ملل قرار دارد و به شكايت دولتي عليه دولتي ديگر رسيدگي مي كند، در حالي كه ديوان كيفري بين المللي اشخاص حقيقي را محاكمه مي كند.
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 0:0  توسط نور   |