|
|
|
|
|
28 ارديبهشت 1388 ساعت 17:02
چهارده تن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که در روز سوم اسفند ماه 87
مقابل مجلس شورای اسلامی دستگیر و روانه زندان اوین شدند از سوی شعبه 1019
دادگاه جزایی تهران به شش ماه حبس تعلیقی محکوم شدند. به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ، شعبه 1019 دادگاه جزایی تهران این 14 درویش گنابادی را از اتهام اخلال در نظم عمومی تبرئه ، اما در خصوص اتهام تمرد از دستور پلیس به شش ماه حبس تعلیقی به مدت 2 سال محکوم کرد. این چهارده نفر در روز درویش مقابل مجلس شورای اسلامی دستگیر و به زندان اوین منتقل و از سوی دادسرای انقلاب تهران به اتهام اقدام علیه امنیت ، اخلال در نظم عمومی و تمرد از دستور پلیس تحت محاکمه و بازجویی قرار گرفته ، پس از گذشت 75 روز حبس از زندان اوین آزاد شدند. بنا بر این گزارش ، وکلای مدافع این دراویش قرار است هفته آینده تجدید نظرخواهی خود را نسبت به حکم محکومیت موکلین تقدیم مرجع ذیصلاح نمایند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 23:50 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
28 ارديبهشت 1388 ساعت 02:50
خبرنگار سایت مجذوبان نور در مصاحبه با آقای فرشید یداللهی،با چند پرسش، آخرین وضعیت پرونده دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در جزیره کیش را جویا شد. سوال : اخیراً مطلع شدیم دادگاه انفلاب مستقردر جزیره کیش تعدادی از دراویش را احضار نموده است ، در این خصوص توضیح بفرمایید ؟ جواب : همانگونه که اطلاع دارید 7 دیماه 1387 تعداد 4 نفر از دراویش نعمت اللهی گنابادی ساکن در جزیره کیش ،بازداشت و منازل آنها توسط نیروهای امنیتی مورد تفتیش و بازرسی قرار گرفت و محل برگزاری مجالس دراویش در این جزیره پلمپ شد . بنا به درخواست دراویش و خانواده بازداشت شدگان، اینجانب و همکار محترم آقای امیر اسلامی در خصوص پیگیری پرونده به دادگاه کیش مراجعه نمودیم ودراویش بازداشتی ،پس از 15 روز با قرار کفالت آزاد شدند و پرونده ای تحت عنوان اتهامی عضویت در گروههای غیر قانونی مخل امنیت کشور موضوع مواد 498 و 499 قانون مجازات اسلامی در دادگاه انقلاب کیش تشکیل شد . مدتی قبل اخطاریه ای از سوی دادگاه انقلاب برای اینجانب و همکارم ارسال گردید که در آن متذکر شده بود « ظرف مدت یک هفته پس از ابلاغ جهت رسیدگی به همراه موکل در دادگاه حاضر شوید » هر چند این اخطاریه مطابق موازین قانونی از جمله قانون آئین دادرسی کیفری و مدنی نبود و روز و ساعت رسیدگی در اخطاریه مشخص نشده بود و قانونا، الزامی به حضور نداشتیم ،اما جهت احترام به دادگاه و حفظ حقوق موکلین ظرف مهلت مقرر در اخطاریه در روز شنبه 12اردیبهشت ماه 1388 به همراه همکار محترم آقای اسلامی و موکلین در دادگاه کیش حاضر شدیم . متأسفانه آقای سجادی ریاست دادگاه انقلاب کیش اعلام نمودند به علت سفر آقای رئیس جمهور در روز پنج شنبه و تراکم کار های عقب افتاده، جلسه رسیدگی به بعد از ظهرهمان روز موکول گردید. با وجود آنکه این موضوع نیز تخطی از قانون محسوب می گردید اما باز جهت احترام، شب هنگام در دادگاه حاضر شدیم اما مجدداً به پرونده ها رسیدگی نشد و محول به روز یکشنبه 13 اردبهشت ماه گردید . روز بعد مراجعه نمودیم و تنها دو نفر از موکلین بازجوئی و تفهیم اتهام شدند ریاست دادگاه اعلام نمودند که بعد از اخذ آخرین دفاع ، صورتجلسه به امضاء موکلین و اینجانبان برسد و به علت اتمام وقت اداری رسیدگی پرونده های باقی مانده به روز بعد موکول شد که در روز دوشنبه 14 اردیبهشت ماه با توجه به اینکه ریاست محترم دادگاه قول داده بودند که حتماً پرونده را رسیدگی می نمایند در کمال تعجب زمانیکه به دادگاه مراجعه نمودیم متوجه شدیم که صبح همان روز ایشان به مرخصی رفته اند و پرونده همچنان بلاتکلیف ماند . سوال : آیا جنابعالی و آقای اسلامی از محتوای پرونده مطلع شده اید ولایحه دفاعیه به دادگاه ارائه نموده اید؟ جواب: هر چند جناب آقای سجادی قبلاقول داده بودند که در زمان رسیدگی تمامی اوراق پرونده را جهت دفاع قانونی و منطقی که ساعت ها به طول انجامید و وقت دادگاه گرفته شد پس از کسب اجازه از مقامات !! تنها پرونده دو نفر از موکلین به این جانبان ارائه و آنرا مطالعه نمودیم و پرونده سایرین تا کنون در اختیار ما گذاشته نشده است. و برای موکلین لایحه دفاعیه تنظیم و تقدیم دادگاه گردید. سوال:آقای یداللهی ، گویا با شکایت اداره اطلاعات کیش برای شما و همکارتان در دادگاه پرونده ای تشکیل شده است؟ جواب بله ،پس از آنکه دراویش بازداشت شدند اینجناب و همکارم با ارائه وکالت نامه به دادگاه تقاضای ملاقات حضوری و تنظیم وکالت نامه با موکلین را نمودیم و ریاست محترم شعبه 102 دادگاه عمومی و جزائی کیش که در آن زمان در غیاب ریاست دادگاه انقلاب ،مسئولیت رسیدگی به پرونده را به عهده داشتند ملاقات با موکلین را اجازه ندادند اما در ذیل تقاضای اینجانبان به اداره اطلاعات کیش دستور فرمودند که وکالت نامه ها به امضاء موکلین رسیده و تحویل اینجانبان و یا ضمیمه پرونده شود و یک روز پس از این موضوع لایحه ای نیز به وکالت از موکلین تنظیم و تقدیم دادگاه گردید و ریاست محترم دادگاه نیز ما را به عنوان وکیل دراویش پذیرفته و لایحه را ثبت دفتر نموده و به خانواده های موکلین نیز اعلام نمودند که اینجانبان وکلای دراویش بازداشت شده باشیم و فتوکپی مصدق لایحه، وکالتنامه و دستور دادگاه نیز موجود می باشد. اداره اطلاعات از دستور قاضی سرپیچی نموده و طی مدتی که موکلین در بازداشت بسر می بردند وکالت نامه را به آنها ارائه ننموده حسب اظهارات موکل به احد آنها نیز اعلام نموده بودند که اگر وکیل نگیرید و وکالتنامه را امضاء نکنید شما را سریعا آزاد می نماییم. علی رغم اینکه مامورین اداره اطلاعات خود مرتکب تخلف شده بودند شکایتی علیه اینجانب و همکارم دال بر جعل عنوان وکالت واقدام علیه امنیت و نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی مطرح نمودند. سوال : آقای یداللهی اسناد اداره اطلاعات برای این عناوین اتهامی چه بوده است؟ جواب : اداره اطلاعات در شکایت خود مدعی شده است که چون وکالت نامه به امضاء موکلین نرسیده بنابراین وکلا نبایستی مصاحبه با رادیو ها نمایند و خود را وکیل دراویش معرفی نمایند و استنتاج نموده اند که ما جعل عنوان وکالت نموده ایم و در مصاحبه با رادیو فردا مر تکب جرم نشر اکاذیب از طریق تشویش اذهان عمومی شده ایم . در صورتیکه اداره اطلاعات فراموش نموده است که اولا خودشان مرتکب جرم شده اند و ثانیا ریاست محترم داد گاه را به عنوان وکیل دراویش پذیزفته و ثالثا اینجانبان قبل از این واقعه از دراویش وکالت داشتیم و رابعا اتهام جعل عنوان وکالت شامل وکلای پایه یک دادگستری نمی شود زیرا زمانی که یک فرد پس از طی مراحل تحصیل و امتحانات متعدد موفق به اخذ پروانه وکالت می شود دیگر وکالت او جعل عنوان محسوب نمی شود جعل عنوان وکالت زمانی محقق می شود که شخصی بدون اخذ پروانه وکالت، خود را به دروغ وکیل دادگستری معرفی نماید . در این خصوص در دادگاه مشروحا توضیحات کافی داده شده است. سئوال : چرا در پرونده های دراویش با وکلا چنین برخورد هایی صورت می گیرد؟ جواب: عموما برخورد با دراویش در سال های اخیر جنبه سیاسی داشته است و اساسا جنبه قانونی ندارد و از این رو مسئولین خوش ندارند که وکلا به عنوان اشخاص مطلع از قوانین وارد پرونده شوند و بی قانونی ها را متذکر شده و پرده از سیاسی بودن وقایع پیش آمده بر دارند لذا وکلای دراویش بیش از موکلین خود زیر فشار مراکز امنیتی قرار می گیرند و به همین علت است که پرونده وکالت دو تن از وکلای دراویش، آقایان امید بهروزی و مصطفی دانشجو ابطال گردیده است و باعث تاسف است که به عنوان بازوی عدالت مسیر قانونی را به بی عدالتی سوق دهند وحقوق شهروندی دراویش را ضایع نمایند. سوال : آقای یداللهی پرونده تشکیل شده برای شما و آقای اسلامی در چه مرحله ای می باشد؟ جواب :قبل از پاسخ باید عرض کنم زمانی این پرونده برای ما تشکیل شده که ما در جریان پیگیری پرونده موکلین بودیم و به نظر می رسد که با تشکیل این پرونده می خواستند ما را از ادامه وکالت دراویش با این تهدید منصرف نمایند ولی از همان ابتدا به ریاست محترم دادگاه اظهار نمودیم که ما بر اساس سوگند وکالت و در چهار چوب قانونی از حقوق موکلین دفاع می نماییم و از این تهدیدات باکی نداریم و حاضریه سپردن قرار وثیقه یا حتی کفالت نمی باشیم و چون مرتکب جرمی نگردیده ایم تلخی زندان و حبس برای ما شیرین تر از قبول ظلم و بی قانونی است ومکرر اظهار نمودیم به زندان می رویم اما ذلت تحقیر در برابر ستم را قبول نمی کنیم و زندان رفتن در راه احقاق حق مظلوم و ایمان افتخار است. نهایتا دادگاه برای اینجانبان به اتهام نشر اکاذیب از طریق تشویش اذهان عمومی و جعل عنوان وکالت قرار التزام به حضور در دادگاه صادر نموده و به شعبه 102 دادگاه عمومی جزایی کیش ارجاع شده و تا کنون نیز تعیین تکلیف نگردیده است هر چند آقای صدر رئیس محترم شعبه 102 دادگاه عمومی کیش و آقای سجادی ریاست دادگستری کیش طی این مدت رعایت اخلاق و ادب را نمودند اما کاش این ادب و اخلاق همراه با اجرای صحیح قانون در خصوص احقاق حقوق موکلین و اینجانبان بود. سوال: برخورد قضات دادگستری کیش با شما به عنوان وکیل چگونه بود؟ جواب :
امیدواریم که آنجانبان استقلال خود را حفظ نموده و در
خصوص موکلینی که هیچگونه اتهامی منتسب به آنان نمی باشد مطابق قانون حکم برائت را
صادر نمایند و این پرونده را بیش از این مشمول مرور زمان ننمایند زیرا به حیثیت
شغل قضاوت لطمه وارد می شود و شائبه سیاسی بودن قضاوت در اذهان متبادر نشود.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 23:49 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
28 ارديبهشت 1388 ساعت 00:10
یکی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که با شکایت اداره اطلاعات شهرستان میبد یزد به اتهام تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب به دلیل مصاحبه با رادیو فردا تحت تعقیب قرار داشت از سوی دادستان این شهر تبرئه شد. محمد اسماعیل صلاحی فیروزآباد در گفتگو با خبرنگار سایت مجذوبان نور با اعلام این خبر گفت: من در مصاحبه ای با رادیو فردا، نسبت به صدور فتاوی خلاف شرع، علیه دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی از سوی برخی مراجع تقلید در قم و اعمال خلاف قانون مأمورین اطلاعات اعتراض نمودم که پس از این مصاحبه با شکایت اداره اطلاعات میبد به اتهام تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب و افتراء تحت تعقیب قضایی قرار گرفتم اماآقای شهیدی فر دادستان میبد مرااز این اتهامات تبرئه نمود.اداره اطلاعات به این قرار منع تعقیب اعتراض کرده که پرونده جهت رسیدگی به اعتراضیه اداره اطلاعات به شعبه 101 دادگاه جزایی ارجاع و برای 27 اردیبهشت ماه 1388 (امروز) وقت رسیدگی تعیین شده است. آقای صلاحی در ادامه، به محتویات لایحه اعتراضیه اداره اطلاعات اشاره و می گوید: این ارگان امنیتی در بند 1 لایحه خود رادیو فردا را وابسته به سازمان جاسوسی آمریکا اعلام و هدف این بنگاه خبری را تضعیف نظام از طریق پخش اخبار جهت دار، مصاحبه با مخالفین و معاندین نظام و دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی و فرقه ای در ایران و نهایتاً کمک به براندازی نرم دانسته است. به این دلیل مصاحبه اینجانب با رادیو فردا را تبلیغ علیه نظام تلقی می نمایند ، در حالی که از لحاظ قانونی بدون اعلام نظر شورای امنیت نمی توان دولتی را متخاصم اعلام و در مراجع قضایی به آن استناد نمود. سوال اساسی این است که آیا تخریب اماکن مقدس مذهبی و حسینیه های دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ، دامن زدن به اختلافات مذهبی است یا پخش اخبار ستمهایی که بر این گروه مظلوم رفته و می رود؟! این درویش گنابادی که در ابتدای نیمسال اول سال تصیلی 88-87 حکم محرومیت از تحصیل وی از سوی کمیته انضباطی دانشگاه آزاد اسلامی میبد صادر شد، در ادامه به اجازات متعدد اجتهاد که از سوی علمای قم دریافت نموده اشاره و می افزاید: من با داشتن اجازات متعدد اجتهاد از علمای اعلام از جمله آیت الله صادقی طهرانی اعلام می دارم که اعمال خشونت و تخریب اماکن مقدس مذهبی و حسینیه های دراویش نعمت اللهی گنابادی با توجه به آیات شریفه قرآن مجید، خلاف شرع انور اسلام می باشد و عاملین و مسببین و محرکین این قضایا در حکم محارب شمرده شده و لازم است در محاکم صالحه به جرایم آنها رسیدگی و اجرای حکم شود. من با این اجازات قادر به تشخیص صحت و سقم فتاوی صادره از طرف آقایان مکارم شیرازی، نوری همدانی، صافی گلپایگانی و فاضل لنکرانی علیه دراویش هستم و بدیهی است که هرگاه صحت فتاوی آقایان مورد تأیید نباشد و دلایل واضح و روشن برخلاف آن موجود باشد و روشن شود که صدور این فتاوی نه از روی دلیل شرعی بلکه به واسطه اغراض و یا مصالح بوده صلاحیت معنوی صادر کنندگان زیر سوال رفته و مردود شمرده می شود و صلاحیت یا عدم صلاحیت مراجع موضوع فقهی و معنوی است و ربطی به کلیت نظام ندارد. آقای صلاحی در ادامه این گفتگو به بند 3 لایحه اعتراضیه اداره اطلاعات و ادعای نشر کاذیب و ایراد افتراء و تهمت به آن اداره اشاره و می گوید: موضوع مصاحبه اینجانب با رادیو فردا عدم صلاحیت برخی از مراجع تقلید بوده نه نحوه جلب و استنطاق و برخوردهای مأمورین در طول زمان بازداشت در اداره اطلاعات یزد در اردیبهشت ماه 87، ولی لازم به ذکر است که با امعان نظر به مفاد ماده 32 قانون آئین دادرسی کیفری در خواهیم یافت که جلب و بازداشت اینجانب مشمول موارد مذکور در این ماده قانونی نمی باشد بلکه اداره اطلاعات با لطائف الحیل و مشوش نمودن ذهن قاضی قادر به اخذ مجوز ورود به منزل و بازداشت گردیده به علاوه تاریخ بازداشت و مراجعه به درب منزل اینجانب ساعت 5/7 صبح روز چهارشنبه 11 اردیبهشت ماه 87 می باشد که چون در اول وقت اداری مراجعه به دادگاه امکان پذیر بوده و مانعی وجود نداشت، لازم بود بلافاصله اینجانب را در دادسرا حاضر نمایند و چون خلاف این ماده قانونی عمل شده بازداشت اینجانب غیر قانونی تلقی می گردد. به علاوه طبق ماده 96 قانون آیین دادرسی کیفری تنها در موردی که حسب دلایل ظن قوی به کشف اسباب و آلات و دلایل جرم در محلی باشد حق تفتیش و بازرسی منازل برای قاضی ایجاد می شود. جای سوال است که از کجا و به استناد کدام دلیل قانونی، ظن قوی به کشف آلات جرم برای قاضی ایجاد شده بود که دستور به تفتیش داده است؟ اموال برده شده از منزل اینجانب در کجا شماره گذاری و مهر شده و رسید آن به چه کسی تحویل شده جای سوال و تأمل است. نقض مقررات آئین دادرسی کیفری در عملیات بازداشت و تفتیش از منزل و بازجویی اینجانب آشکار و براساس گواهی پزشکی قانونی که در تاریخ 14/2/87 یعنی 2 روز پس از بازداشت، صادر شده، 20 مورد ضربه و جراحت حارصه در صورت و بازوی اینجانب مورد تأیید قرار گرفته است و این دلیل بر بطلان تحقیقات مقدماتی پرونده اتهامی اینجانب است.. آقای صلاحی در پایان به کنترل مکالمه تلفنی خود که مورد استناد اداره اطلاعات قرار گرفته و اتهام تبلیغ علیه نظام که به وی وارد شده اشاره و گفت:کنترل مکالمه تلفنی اینجانب که در لایحه اعتراضیه اداره اطلاعات به آن استناد شده، برخلاف اصل 25 قانون اساسی است و نمی تواند امری خلاف قانون ، مستند قرار گیرد. از طرفی براساس ماده 500 قانون مجازات اسلامی آن دسته از تبلیغات را مشمول این ماده می توان شمرد که مربوط به نظام و کلیت آن باشد. حاکم ساختن
جو خفقان به بهانه امنیت ملی امری است محکوم و غیر عقلائی . صلاحیت مراجع تقلید دارای
دو بعد معنوی و علمی است که اظهار نظر پیرامون آنها محدودیتی نداشته و تبلیغ علیه
نظام تلقی نمی شود. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 23:48 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
24 ارديبهشت 1388 ساعت 01:49
به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ازشهرستان بیدخت ، صبح روز سه شنبه 22 اردیبهشت ماه تعدادی از مامورین انتظامی ، امنیتی و کارشناسان ثبتی اقدام به نقشه برداری و مساحی قسمت جنوبی مزار سلطانی بیدخت نموده اند که بلافاصله پس از تجمع دراویش، این افراد محل را ترک می نمایند. پیرو این واقعه امروز چهارشنبه 23 اردیبهشت ماه 1388جمعی از دراویش به قصدحرکت به سوی فرمانداری گناباد در مزار سلطانی تجمع کرده که با دخالت رئیس پاسگاه بیدخت و مذاکره با دراویش، نهایتا نامه ای تنظیم ومراتب اعتراض خود را به فرماندارگناباد اعلام وارسال می نمایند . در بخشی از این نامه آمده است : "اینگونه اقدامات در این موقعیت حساس و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری جز متشنج نمودن منطقه و شعله ور نمودن اختلافات حاصلی ندارد" .
در
پایان این نامه از
مسئولین و خصوصا فرماندار گناباد ، با ذکر مواردی چند، خواسته شده است از اقدامات
خلاف قانون ممانعت و حقوق شهروندی دراویش را
رعایت نمایند.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 2:9 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
23 ارديبهشت 1388 ساعت 08:52
به موجب دستور حجت الاسلام علی موحدی راد دادستان شهرستان گناباد به ریاست ثبت اسناد و املاک این شهرستان ، بخشی از املاک و موقوفات سلسله دراویش نعمت اللهی گنابادی در شهرستان بیدخت به اتهام ارتباط و حمایت بزرگان این سلسله از نظام شاهنشاهی ، مصادره شده است در سال 1370 طی ابلاغ ویژه محمد یزدی ریاست وقت قوه قضائیه به حجت الاسلام علی زاده ریاست کل ، وقت دادگستری استان کرمان و معاون فعلی مالی و اداری قوه قضائیه رسیدگی به وضعیت املاک و موقوفات سلسله گنابادی در شهرستان بیدخت در دستور کار قرار گرفت که نتیجه آن حکم آقای علیزاده مبنی بر مصادره چهار پلاک ثبتی از موقوفات بیدخت به اتهام ارتباط با نظام شاهنشاهی شد و اعتراض وکلای دادگستری نیز بی نتیجه ماند و شعبه 29 دیوان عالی کشور حکم علیزاده را تایید کرد و اکنون دادستان گناباد پس از گذشت قریب به 18 سال اقدام به اجرای این حکم نموده است براساس اسناد و مدارک موقوفه و گواهی های ثبتی موجود 1- منزل مشهور به 4 اطاقه متعلق به حضرت آقای رضا علیشاه به پلاک ثبتی 2358 فرعی از 6 اصلی مصادره و سند مالکیت به نام ستاد اجرایی فرمان خمینی صادر و تسلیم شده است و هم اکنون در تصرف کودکستانی در بیدخت می باشد. این در حالیست که این منزل جزء مستثنیات حکم علیزاده بوده و دادستان حق مصادره آنرا ندارد2- پلاک ثبتی 14 فرعی از 6 اصلی به نام حضرت آقای صالحعلیشاه ( قدس سره العزیز ) در تاریخ 21/11/1321 سند مالکیت صادر و تسلیم شده است . مجدداً در تاریخ 20/12/87 سند مالکیت به نام ستاد اجرایی صادر و تسلیم شده است و پلاک ثبتی 1891 فرعی از 6 اصلی از سوی حضرت آقای صالحعلیشاه (قدس سره العزیز) به عنوان تولیت درتاریخ 21/12/1319 تقاضای ثبت شده و تا مرحله تحدید حدود و نشر آگهی در روزنامه نیز ادامه داشته است لذا جریان ثبتی براساس قانون ثبت خاتمه یافته تلقی می گردد . در تاریخ 19/2/88 سند مالکیت به نام ستاد اجرایی صادر و تسلیم شده است و هم اکنون این دو پلاک ثبتی در تصرف خوابگاه دانش آموزی دبیرستان شهید رجائی بیدخت می باشد 3- پلاک ثبتی 15 فرعی از 6 اصلی -محل فعلی مزار سلطانی بیدخت- در سال 1319 از سوی حضرت آقای صالحعلیشاه به عنوان تولیت تقاضای ثبت شده و عملیات ثبتی تا خاتمه تحدید حدود قانونی انجام شده و مورد اعتراض هیچ شخص حقیقی یا حقوقی نیز قرار نگرفته است. محل فعلی استقرار سپاه پاسداران دراین قسمت از پلاک 15 است و به منزل قطب شهرت دارد و اداره ثبت گناباد در حال صدور سند مالکیت به نام ستاد اجرایی است ب - موضوع برق مزار در تاریخ 19/5/74 به موجب نامه سرپرست اداره اوقاف به برق منطقه گناباد اعلام می شود که مزار سلطانی بیدخت حسب سوابق موجود جزء اماکن مقدسه دراویش بیدخت می باشد. اما متاسفانه اداره برق در سال 88 به یکباره تعرفه برق مزار را از کاربری عمومی به کاربری سایر مصارف تغییر داده است. براساس موازین حاکم بر تعرفه های برق، کاربری عمومی شامل حسینیه، امور فرهنگی، کتابخانه، حوزه، بقاع متبرکه، آرامگاهها ، گورستانها ، گلزار شهداء و … می باشد. مزار سلطانی بیدخت هم کتابخانه دارد، هم حسینیه، هم آرامگاه و هم گلزار شهداء و هم موزه و از طرفی حق مکتسب در این خصوص دارد. لذا مشمول کاربری عمومی است ج - موضوع دفن اموات چندی قبل شبکه بهداشت منطقه گناباد طی بخشنامه ای دفن اموات در مزار سلطانی بیدخت را ممنوع اعلام و دادستان گناباد نیز به استناد آن متصدی مزار را تحت پیگرد قضایی قرار داده و به اتهام تهدید علیه بهداشت عمومی از طریق دفن اموات در محل ممنوعه !!! به چهار ماه حبس تعلیقی محکوم نموده است.جالب است که دفن اموات در دانشگاه جایز و در مزارسلطانی ممنوع است د - موضوع گاز مزار شرکت ملی گاز منطقه به دستور شفاهی اداره اطلاعات و دادستان گناباد از وصل انشعاب گاز مزار سلطانی و منزل سابق حضرت آقای صالح علیشاه خودداری می نماید و مذاکرات با مسئولین نیز تا کنون نتیجه ای در بر نداشته است منبع : در داخل ایران |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 2:9 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
22 ارديبهشت 1388 ساعت 22:42 بنا به گزارش های دریافتی از خبرنگار سایت مجذوبان نور از بیدخت جمع کثیری از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در اعتراض به اقدامات علی موحدی راد ، دادستان شهرستان گناباد و دستورات خلاف قانون وی برای مصادره موقوفات مزار سلطانی بیدخت ، فردا چهارشنبه 23 اردیبهشت 1388 ، ساعت یازده صبح مقابل فرمانداری شهرستان گناباد اجتماع می نمایند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 4:38 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
22 ارديبهشت 1388 ساعت 22:04
به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ، حجت الاسلام موحدی راد دادستان شهرستان گناباد طی نامه ای به آقای مروج الشریعه ، ریاست ثبت اسناد و املاک این شهرستان ، دستور مصادره بخشی از مزار سلطانی بیدخت و موقوفات اطراف آن را صادر نموده است. این گزارش در ادامه می افزاید ، ساعت 10:30 دقیقه صبح روز سه شنبه 22 اردیبهشت ماه تعدادی از مامورین انتظامی و امنیتی گناباد به همراه دو تن از کارشناسان ثبتی منطقه در محل مزار سلطانی بیدخت حاضر شده و اقدام به نقشه برداری و مساحی قسمت جنوبی این مکان مقدس عبادی نموده اند که به دلیل اجتماع جمعی از اهالی و دراویش ساکن بیدخت، این افراد محل را ترک کردند . اجتماع دراویش همچنان در محل مزار سلطانی ادامه دارد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 4:37 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
19 ارديبهشت 1388 ساعت 04:08
هو 121 مدیر محترم سایت تابناک باسلام احتراماً در تاریخ 16 اردیبهشت 1388 ( کد خبر 46638) خبری تحت عنوان « دست و پا زدن آقازاده بیسواد و بدخط برای جذب مریدان پدر! » منتشرنموده اید که در این خصوص بایستی مطالبی را متذکر شویم : اولاً : متأسفانه، عمداً!یا سهواً !!خبر نگار به خود زحمت تحقیق نداده و این خبر را منتسب به دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی نموده است . ثانیا : حسب اطلاع و تحقیقات یکی از خبرنگاران سایت مجذوبان نور در کرمانشاه ، فرد مورد اشاره در خبر فرزند سید حسین .ج می باشد که از پیروان سلسله خاکسار جلالی است وهیچگونه ارتباطی به سلسله جلیله دراویش نعمت اللهی گنابادی ندارد . ثالثا : سایت تابناک یک بنگاه خبری مهم بوده و در جایگاهی قرار دارد که درج اینگونه اخبارکذب و پیش پا افتاده ، این شائبه را ایجاد می کند که ، موج تازه ای از هجمه تبلیغاتی و تهاجم علیه دراویش گنابادی در راه است!. لذا بر اساس قانون مطبوعات وبند 7-6و 7-14 و 7-15 مقررات و ضوابط شبكه هاي اطلاع رساني رايانه اي تقاضای درج جوابیه را داریم بدیهی است حق اعلام شکایت برای تمامی دراویش گنابادی مطابق موازین قانونی از طریق مراجع قضائی محفوظ می باشد. مدیران سایت مجذوبان نور
متن خبر تابناک
دست و پا زدن آقازاده بیسواد و بدخط برای جذب مریدان پدر! فرزند یکی از دراویش فرقه گنابادی که به دلیل ادامه ندادن تحصیل، دانش کمی دارد و به همین دلیل، فوقالعاده بدخط است، با استفاده از یک کتاب قدیمی، تلاش کرده است خود را به عنوان خطاط و محقق جا بزند. فرزند یکی از دراویش فرقه گنابادی که چند سال پیش فوت شده، به شگرد جالبی برای جذب مریدان پدرش متوسل شده است. به گزارش خبرنگار «تابناک»، سیدجمال. ج، فرزند یکی از دراویش فرقه گنابادی که به دلیل ادامه ندادن تحصیل، دانش کمی دارد و به همین دلیل، فوقالعاده بدخط است، با استفاده از یک کتاب قدیمی، تلاش کرده است خود را به عنوان خطاط و محقق جا بزند. این آقازاده، کتاب شعر قدیمی را که با خط خوش چاپ شده بود، با دستگاه کپی تکثیر کرده و سپس بدون اشاره به این که پدر وی شش سال پیش فوت شده، پدر خود را به عنوان شاعر و خود را به عنوان تنظیم کننده معرفی نموده و برای آن که از افشای ماجرا جلوگیری کند، به جای چاپ کتاب، آن را با دستگاه کپی تکثیر و بدون شناسنامه استاندارد، کتابها را در میان دراویش این فرقه، آن هم در تیراژ وسیع توزیع کرده است. گفته میشود، پس از پخش کتاب، به دلیل سادگی افراد فرقه، آنها از این که تاکنون این آقازاده را کمسواد میدانستند، اظهار پشیمانی کردهاند و حلقه مریدان وی پررونقتر شده است. این آقازاده نیز که از این شگرد ابتکاری نتیجه مثبت گرفته است، میخواهد با کپی کردن کتب قدیمی دیگر و درج نام خود روی آنها، آثار مکتوبش را افزایش دهد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 4:36 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
ارديبهشت 1388 ساعت 02:58
به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور، 11 تن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که در روز درویش (شنبه سوم اسفندماه 1387 ) بازداشت و راهی زندان اوین شدند ، سه شنبه 15 اردیبهشت ماه 1388 در ساعت 11 شب ، پس از 75 روز اسارت در زندان اوین آزادشدند . اسامی دراویش آزاد شده : آقایان 1– محمد علی تابان 2 - فیروز بیدآباد 3 – غلامعلی باغستانی 4 – محمد همراهی 5 - رضا شالی 6 – ناصر پاپی 7 – پیمان امرایی 8 – ابوالفضل صالحی 9 – حمید رحمانی 10 – حشمت الله وفایی 11 – عبدالمناف غلامی ، می باشد . در ادامه این گزارش آمده است ، چهار تن دیگر از دراویش ، آقایان مسلم صنعت پرست ، یدالله شمسی خانی ، میکائیل قربانی و اسماعیل صنعت پرست ، هنوز در اسارت بسر می برند . اخبار تکمیلی در این خصوص متعاقبا اعلام می گردد. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:51 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
مصاحبه (قسمت سوم ) :دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و موضوع براندازی!
در پاسخ به سئوالات و ابهامات مخاطبین محترم و رفع شبهه از اذهان عموم، خصوصا معاندین عرفان وتصوف ، در گفتگو با کارشناسان و مدیران سایت مجذوبان نور، سلسله مطالبی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده ،سعی مینماییم درحد توان، به تدریج کلیه پرسشهای مطرح شده را پاسخگو باشیم . امید است عزیزان ایمانی و مخاطبین گرامی با خواندن مطالب مذکور و ارسال نقطه نظرها ی خویش ما را در این خصوص یاری دهند. بخش سوم این مباحث را تحت عنوان دراویش و براندازی،با آقای حمید رضا مرادی یکی از مدیران سایت مجذوبان نور انجام داده ایم ، از در گاه پروردگار منان توفیق و موفقیت همگان را، در راه اتحاد مومنین ، وحدت اسلامی و احیای فرهنگ ملی کشورمان ،آرزومندیم . دراویش گنابادی وبراندازی
سئوال : دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی از سوی مخالفین عرفان و تصوف وبعضی از حامیان افراطی آنها درمیان مسئولین امنیتی ،اجرایی و حتی قضایی متهم به بر اندازی می شوند، اولین سئوال خود را در این خصوص با این پرسش آغاز می کنیم که اساسا حامیان حکومت چه کسانی هستند و نظر شما در این باره چیست ؟
جواب : قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی با تصویب نمایندگان مردم ورای ملت ، مشروعیت و مقبولیت یافته است . هر گروه و شخصی که به قانون اساسی احترام بگذارد وروش و منش او در راستای قانون و اجرا ی آن باشد و برخلاف آن عملی انجام ندهد و خود را موظف و مقید به اجرای آن بداند او را حامی نظام می گویند .حامی نظام بودن به معنی تملق وچاپلوسی مجریان قانون و تواضع و کرنش در مقابل آنان نیست یا به معنی نداشتن اراده وخود باختگی وترس در برابر ظلم و عدم مطالبه حقوق قانونی خود یا سکوت در برابرعدم اجرای قانون از سوی مجریان نیست .حامی نظام بودن به معنی تظاهربه همراهی وتقلید از قدرت و بازیجه بودن و ریا نمودن و عوام زدگی نیست. هر دولتی وحکومتی در شان همان ملتی است که آنرا پذیرفته اند و لیاقت آنرا دارند .نظام جمهوری اسلامی ایران باید در حد و اندازه های کشوری با تمدن چند هزار ساله وملتی با فرهنگ غنی پارسی باشد.نظام جمهوری اسلامی باید لیاقت رهبری جهان اسلام و تشیع را داشته باشد .نظام جمهوری اسلامی باید الگو و سمبل دولتها و ملتهای جهان باشد و.....این ایده آل زمانی محقق می شود که ملت ایران نیز در حد و اندازه های والای انسانی ،خرد اجتماعی ، علم ،ایمان، آگاهی و سمبل جامعه بشری باشند. این مهم با شعار و تبلیغات و خود فریبی میسر نمی شود .وقتی بعد از 30 سال قانون مجازات اسلامی در کشور به صورت آزمایشی انجام می شود و قوانین آن منطبق با رشد و تکامل جامعه بشری نمی باشد و حتی قانون گذار با دیده تردید به آن نگاه می کند و مردم هم دم به اعتراض نمی گشایند ،و قتی تحجر و قشریگری در آغاز هزاره سوم و درمرکز جهان تشیع ،طالب ایجاد و بازگشت قرون وسطی است و با آن با تساهل و تسامح برخورد می شود و ملت نیز بی تفاوت از کنار آن می گذرند ،وقتی نظام قضایی کشور شهروندان را به مقدس و نامقدس تقسیم می کند وبرای جرمی واحد دو دادگاه متفاوت و دو مجازات مختلف در نظر می گیرد و تبعیض را قانونی نموده است واز سوی مردم چرایی!! گفته نمی شود ، وقتی ارزشهای اخلاقی به دلیل سیاستهای اشتباه در جامعه کمرنگ می شود و... حامی نظام بودن به معنی آن است که ابوذروار صراط عدالت و قسط را نگهبان و پاسدار باشیم و مصوبات قانونی وعملکرد مجریان را زیر نظر داشته نسبت به آن حساس بوده و مانع انحراف و تخطی آنها باشیم و نگذاریم به شعور ملی و مذهبی ما توهین شود ،به حقوق قانونی خودو هموطنانمان تجاوز شود.منافع ملی کشور به دلیل اتخاذ سیاستهای غلط نابود شود ونگذاریم بی قانونی قانون شود. به لحاظ حقوقی نیز حتی قانون اساسی که ساختار نظام را مشخص می کند قابل بازنگری است و اصل177 قانون اساسی موید این موضوع است و با شرایطی که قانون معین کرده است با رای مردم قابل اصلاح و تغییر است. اما این تغییر باید توسط مردم انجام پذیرد و پس از طی مراحل قانونی لازم الاجراست و مجریان قانون حق ندارند به نام شرع یا اجتهاد شخصی و استفاده از مقام و شان خود، تصرف در قانون نماید. براساس اصل70 قانون اساسی "مجلس شوراي اسلامي در عموم مسايل د ر حدود مقرر در قانون اساسي مي تواند قانون وضع كند". بنابر این قوانین جاریه و بخشنامه ها و دستورات از سوی هر مقامی باشد نمی تواند و نباید ناقض اصول مندرج در قانون اساسی باشد و اگر چنین بود از درجه اعتبار ساقط است و لازم الاجرا نیست و کسانی را که اطاعت از قوانین سلیقه ای و خود ساخته نمی کنند را قانونا نمی توان مجازات کرد، بلکه مجازات کنندگان مستحق مجازات اند. رای و خواست ملت میزان است ، نام مردم بردن ودر عمل به آنها اجازه صحبت و اظهار نظرو اعتراض ندادن، مخالفت با قانون اساسی است. درفصل سوم قانون اساسی حقوق ملت را متذکر شده است و خصوصا در اصل 27 بیان می دارد : "تشکیل اجتماعات وراهپیمایی ها ،بدون حمل سلاح ،به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است "، ودر این اصل دنباله ای که دربسیاری از اصول دیگرمتذکر می شود که مثلا "مگر به حکم قانون " یا "تفصیل آنرا قانون معین می کند " و....نیامده است و معنای آن این است که حتی نمایندگان مجلس اجازه تصویب قوانینی ندارند که این حق مردم را محدود یا در آن تصرف کنند و بر اساس این اصل، قوانین جاریه و مجریان نمی تواند این حق را ازمردم بگیرند و مردم به صورت مسالمت آمیز، قانونا حق دارند صدای خود را به گوش دولتمردان نظام برسانند .اگر حقوق ملت ضایع شود و مردم نتوانند برای استیفای حقوق قانونی خویش اقدام نمایند، واکنش مردم مجرمانه محسوب نمی شود بلکه اشخاص یا مراکزی که مانع ازاین آزادی می شوند را بایستی محاکمه و مجازات نمود . اصل نهم قانون اساسی می گوید : " در جمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت اراضي كشور از يكديگر تفكيك ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است. هيچ فرد يا گروه يا مقامي حق ندارد به نام استفاده از آزادي، به استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي، نظامي و تماميت ارضي ايران كمترين خدشه اي وارد كند و هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور آزاديهاي مشروع را، هر چند با وضع قوانين و مقررات، سلب كند." بر اساس این اصل، قانونگذار و مجریان قانون به هیچ عنوان نمی توانند با توجیه و تفسیر به رای از قوانین و حتی تصویب قانون، حقوق اساسی ملت را به نام قانون تضییع نمایند .عملی که از سوی بعضی از مراکز امنیتی و قضایی و اجرایی به نام دفاع و حمایت از شرع !! یا انقلاب !!یا امنیت !! یا مقدسات!! یا ...انجام می گیرد ،نه تنها.درجهت محدود نمودن آزادیهای مشروع و قانونی است ، بلکه ناقض عدالت است و در تضاد و مخالفت با نص صریح قانون اساسی است. نتیجه اینکه حامیان نظام آن کسانی هستند که قانون اساسی را ملاک عمل مجریان می دانند و خود از اجرای آن دفاع می کنند وپایبندی به قانون را مبنای رفتار اجتماعی گذاشته اند و مجریان و مسئولین نیز اگر اقدامات آنها در چهارچوب قانون اساسی نباشد حامی نظام نخواهند بود.
سئوال : براندازی به چه معناست؟ وبراندازان کیانند ؟
جواب : به گروه هایی گفته می شود که اعتقاد دارند نظام جمهوری اسلامی باید سرنگون شود . هدف ومنظور براندازان ، استقرارنظامی بجز نظام جمهوری اسلامی ، مثلا نظام شاهنشاهی ، نظام کمونیستی ، نظام سوسیالیستی ، نظام جمهوری ، نظام سوسیال دموکرات و.....می باشد. جمهوری اسلامی ،تنها ترکیب دو واژه ذهنی است که قانون اساسی کشوربه این دو کلمه معنای عینی و واقعی می دهد و قانون اساسی، شالوده و مقدمه ای است که جمهوری اسلامی را تبدیل به نظام جمهوری اسلامی می کند .براندازان درتضاد با ساختارو چگونگی نظم و انتظام موجود در کشور می باشند ومخالفت با قوانین نظام جمهوری اسلامی دارند و دشمنی با مجریان قانون ( دولتمردان ) نیزدر واقع مخالفت با قوانین است زیرا مجوز ریاست و زعامت برمردم را همین قانون به آنها تفویض کرده است . بنابراین اگر فرد یا جمعی معتقد به نابودی و تغییربنیادی ، "قوانین حاکم " باشند به آنها برانداز گفته می شود . براندازان چه در برخورد قهری با نظام وچه در مبارزه سیاسی ، پیکان تهاجم خود را به هرصورت به طرف قوانین نظام و دگرگونی آن متمرکزمی کنند .تاکتیک و استراتژی براندازان، از بین بردن نظم ، مخالفت و ضدیت با قانون (تاکتیک) و نهایتا (استراتژی) استقرارنظام دلخواهشان و تصویب قوانین جدید است. گروه های مخالف نظام، نیازمند حمایت اکثریت مردم یا منفعل نمودن آنها و فعال و اکتیو نمودن اقلیت حامی خویش در صحنه مبارزه با حاکمیت می باشند. براندازان مستقیم و غیر مستقیم مردم را ترغیب به مخالفت با قانون نموده و ایجاد بحران اجتماعی ونارضایتی عمومی می کنند. جالب است گروه های براندازهر چند قانون حاکم را قبول ندارند اما، برای تخریب شخصیتهای نظامی که با آن مبارزه می کنند ، مجریان قانون را متهم به اعمال غیر قانونی می کنند.(البته کلام آنها ممکن است راست یا کذب باشد)،به بیان دیگر مجریان قانون در صورت تخلف از موازین قانونی یا عمدا یا سهوا، به شکل پنهان شرایط موفقیت براندازان رابا اخلال دراجرای قانون و نظم جامعه مهیا می کنند .اگر مجری قانون شایستگی مقام خود را به هر دلیل نداشته باشد از جمله نداشتن تخصص ،عدم پایبندی به قانون ،رفتار غیر انسانی ، عدم تقوای مالی، خشونت ، ریا کاری وگروه گرایی بجای مردم داری و... بالقوه عملکرد او براندازی یا خدمت به براندازان است. عمل برانداز قانون شکنی و قانون ستیزی و قانون گریزی است. براندازان به تدریج و به موازات حکومت، قوانینی بر اساس اندیشه و نگرش خود به شکل نوعی ارزش فکری یا فرهنگی در جامعه مستقر می کنند. از خصوصیات براندازان موازی سازی با قوای قضاییه، مجریه و مقننه است . یکی از شیوه های عملی براندازان تخریب نظام از درون ساختار حکومت است ( ستون پنجم ) . براندازان با حرکتهای آنارشیستی و خودسرانه،قدرت تصمیم گیری در حکومت را بدست می گیرند و خصوصا رخنه در سیستم اطلاعاتی کشور و دادن گرا و آدرس های اشتباه به حاکمان ومدافعان نظام می کنند و این حرکت یک نظام سیاسی را از درون دچار بی نظمی می کند . وقتی سیستم اطلاعاتی که وظیفه اش تشخیص براندازان و عاملان ناامنی است، جای دوست و دشمن را تغییر دهد ،کلیت یک نظام را به واکنشهایی وادار می کند که دوستان خود را از دست داده و زمینه موفقیت و نفوذ هر چه بیشتر دشمنان را فراهم کند .ایجاد ترس وتوهم درمجریان قانون بوسیله گزارشات و تحلیلهای اشتباه و نتیجتا خلق بحران وآشوب وبلوا در جامعه، باعث می شود که خشونت واعمال قدرت جای خود را به اجرای قانون دهد. در نهایت هر شخصی و گروهی از درون و بیرون از نظام ،بنام دفاع از حکومت یا ضدیت با آن، علیه قانون اساسی رفتار نماید وباعث انحطاط جامعه و تضییع حقوق اساسی مردم گردد و نظم و انتظام قانونی نظام را نابود کند ، برانداز می گویند.
. سئوال :. آیا مصاحبه با رادیوها و مراکز خبری خارج از کشورتوسط بعضی از دراویش اقدام براندازانه نیست ؟
جواب : با توجه به قوانین و اصل قانونی بودن جرم و مجازات (اصل 36 قانون اساسی و ماده 2 قانون مجازات اسلامی ) مصاحبه با مراکز خبری کشورهای مختلف جرم محسوب نمی شود و به تبع مجازاتی نیز ندارد. اصل آزادی بیان که در اعلامیه حقوق بشر ودر اصل 24 قانونی اساسی آمده است مبین آزادی مصاحبه و انتشار اخبار توسط افراد جامعه می باشد .بنابراین هیچ محکمه ای در ایران نمی تواند شخصی را به صرف انجام مصاحبه با مراکز خبری خارج از کشور مورد تعقیب و بازجویی و مجازات قرار دهد . دوران کنونی ، عصر ارتباطات است و جهان تبدیل به دهکده ای کوچک شده است و خبرها را نمی توان به صورت گزینشی و به میل عده ای خاص!! انتشار داد. از طرفی باید دید دلیل این مصاحبه ها چیست؟ و اساسا مسائل مطرح شده چه می باشد؟ اگردراویش می توانستند از حقوق مشروع و قانونی خود دفاع نمایند و از مواهب و حقوق شهروندی و آزادی عقیده و بیان برخوردارباشند واز سوی مخالفین تصوف گرفتار بایکوت خبری نمی شدند و می توانستند در مراکز خبری داخل کشور حرف خود را به گوش مردم و مسئولین برسانند، نیازی نبود که اخبار توسط مراکز خبری خارج از کشور منتشر شود . آنچه از سوی دراویش در مصاحبه ها و گفتگوها با این مراکز مطرح و منتشر می شود متاسفانه شرح مصیبتها ، مشکلات و محدودیتهایی که معاندین تصوف و دستهای نفوذی آنها در قوای قضایی و اجرایی برای دراویش ایجاد نموده اند و اظهار و تذکرتخطی از قانون و عدم اجرای آن از سوی بعضی دولتمردان و مسئولین می باشند .این چه منطقی است که عده ای از شیعیان صبوروصلح طلب وقانونمدار را، که شهروندان کشور محسوب می شوند از سوی جماعتی قشری و متحجر مورد ستم قرار گیرند و مجریان قانون در برابر این ستمگری یا سکوت کنند و یا شریک ستمگر شوند واز مظلوم خواسته شود که دم بر نیاور!! و کلامی مگو!! که آبروی مجریان می رود!! و اگر گفت او را به تیغ تهمت براندازی به ظلمی مضاعف گرفتار نمایند و حق اظهار درد هم از مردم گرفته شود!!!. از طرفی باید دید دلیل برد خبری وقدرت و تاثیر پخش اخبار بنگاههای خبری خارج از کشور، در جامعه چیست ؟ اگر مطبوعات داخلی و مردم در اظهارعقاید و بیان دردهای خود آزادی داشتند و مردم به صداقت گفتار مراکز خبری داخل کشور ایمان داشتند و مطمئن بودند که سیاست سانسور برآنها اعمال نمی شود به حتم اخبار دیگران اثر گذار نبود و ضمنا !! بحران روانی برای بعضی ها ایجاد نمی کرد تا با تهمت و افترا پرده بر قانونشکنی بیاندازند. خوراک خبری مخالفان نظام را چه کسانی تولید می کنند؟ قانون شکنان متحجر یا دراویش قانونمدار. شرایط دنیا تغییر کرده است،دیگر نمی توان همه ی زبانها را برید و سکوت برقرار کرد!!و نمی توان گوشها را بست و دانستنیها را کنترل نمود !! امروز دقیقترین شکل سانسورهم نمی تواند اخبار را کانالیزه شده و گزینشی به خورد ملت دهد .
نتیجه اگر کمی انصاف ،ذره ای وجدان، اندکی عقل ، خردلی انسانیت ویک جو درد دین ، مملکت و مردم میبود و اگر حقیقت به تیغ تکفیر ذبح شرعی نمی شد و اگرقداست خدا ،ملائکه ،انبیا ءو اولیاءالهی و تمامی ارزشهای تشیع و اسلام به پتک سیاست خورد نمی شد و اگر پرده های توهم راهنمای کردار نمی بود و اگر با شبیه سازی از وقایع تاریخی همچون دن کیشوت به کارزار دشمن!! حمله نمی شد ،آنگاه دراویش گنابادی ، براندازمحسوب نمی شدند. درویشی نه حامی حکومت ها است ونه دشمن نظام ها ،درویشی با شعارها کاری ندارد که آموزگارشعورها ست، تقوی ومعرفت ،انسانیت و برادری،عدالت و برابری ، اخلاقیات و پرواز روح آدمی به قله کمالات معنوی حوزه گفتار و عمل درویشی است .درویشی علم ملاکها و معیارهاست و مربی طالبان حقیقت است .همانگونه که اسلام ایجاد وحدت فکری و رفتاری درمیان مسلمین نمی کند ومیزان باورهای اعتقادی و پایبندی به مبانی دینی و انسانی در میان مسلمین متفاوت است وهر مسلمان شخصیتی جدا از مسلمین دیگر دارد ،دراویش نیز با یکدیگر در آنچه از مکتب درویشی کسب نموده اند با هم متفاوتند از این رو بزرگان تصوف و عرفان فرموده اند که درویشی با سیاست بیگانه است اما دراویش برمبنای باورهای خود می توانند سیاسی باشند .اما به هر شکل دانش آموزان مکتب درویشی ، سیاسی بودنشان هم بر اساس آموزه ای عرفانی است. دراویش نه با جمهوریت مخالفند و نه با اسلامیت ،مخالفت دراویش با بی قانونی و بی عدالتی ها است. قداست نامها از قداست مسمی ومعانی است ،با مقدس مآبی قباحت ضد ارزشها پاک نمی شود همانگونه که با افترا و تهمت قداست ارزشها باطل نمی شود .با ابداع واژه های جدید و تقسیم بندی های خود ساخته همچون برانداز نرم و زبر!!نمی توان دراویش را برانداز خواند. آنان که دراویش گنابادی را برانداز می خوانند : ازکدام فعل دراویش براندازی را استنتاج نموده اید؟ اگر جماعتی معتقد بود که قانون اساسی در مملکت باید اجرا شود و درست اجرا شود ، آیا آنها براندازند ؟ آنکه قانون را زیر پا می گذارد و مسئولیت خود را در برابر مردم انجام نمی دهد و ظلم می کند، اگر کسی به او گفت چرا ظلم می کنی؟!! آیا این شخص برانداز است؟ آیامخالفت با مخالفان اجرای قانون، به معنای براندازی است؟ .....
ادامه دارد..... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:49 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
08 ارديبهشت 1388 ساعت 10:27
صبح روز دوشنبه 7 اردیبهشت ماه 1388 آقای خان بابا ترک زاده ، از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی توسط اداره اطلاعات زاهد شهر فسا احضار و مورد بازجویی و تهدید قرار گرفت . آقای ترک زاده در تماس تلفنی با خبرنگار سایت مجذوبان نور با اعلام این خبر گفت: پس از آنکه صبح روز گذشته اداره اطلاعات زاهد شهر به صورت تلفنی مرا احضار نمود از من خواسته شد ، تا کسب مجوز قانونی باید مجالس درویشی را در روستای سنان تعطیل نمایم .درپاسخ گفتم مجوز مجلس درویشی را خدا صادر نموده و من تحت هیچ شرایطی این کار را نمی کنم . مأمورین در جواب گفتند : بنابراین ما از طریق قانونی اقدام می کنیم و با مجوز قضایی مجالس را تعطیل می نماییم . جواب دادم : کار شما غیر قانونی و مجوز قضایی شما لودر و بلدوزر است و من هم از این موضوع باکی ندارم.
این گزارش
می افزاید ، آقای خان بابا ترک زاده از
محکومین و مصدومین واقعه تخریب حسینیه شریعت قم می باشد که سال گذشته به دلیل عدم
پرداخت جزای نقدی بازداشت و راهی زندان شد . این درویش گنابادی که ساکن روستای
سنان زاهد شهر فسا می باشد تا کنون بارها بدون مجوز قانونی از سوی مامورین امنیتی احضار شده است .
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:47 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
07 ارديبهشت 1388 ساعت 22:50
محل برگزاری مجالس دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در اصفهان زیر تیغهای لودر رفت . به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ؛ سالنی به متراژ تقریبی 20 متر از قسمت باقیمانده حسینیه مخروبه اصفهان به طور کامل تخریب شد . براساس این گزارش ؛ پس از تخریب حسینیه اصفهان در سحرگاه 30 بهمن 87 ، دراویش گنابادی مجالس خود را در شبهای دوشنبه و جمعه بر خرابه های این مکان مقدس برگزار می نمایند . یکی از دراویش گنابادی ساکن اصفهان در گفتگو با خبرنگار سایت مجذوبان نور با اعلام این خبر گفت : دراویش علیرغم تخریب حسینیه ، همچنان مجالس خود را در فضای بازو در سرما و گرما در زمین حسینیه و در اطراف مقبره درویش ناصر علی برگزار می کنند .
وی در ادامه افزود : متحجرین و معاندین تصوف باید بدانند که مجلس درویشی علیرغم
وجود همه هجمه ها و فشارها حتی با تخریب حسینیه ها هم تعطیل بردار نخواهد بود . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:46 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
05 ارديبهشت 1388 ساعت 20:09
جلسه محاکمه چهارتن از دراویش سلسله نعمت الهی گنابادی با کیفر خواست دادسرای کرج، نهم اردیبهشت 88 در شعبه 112 دادگاه جزایی این شهرستان برگزار می شود. به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور، مرتضی سپندار، امین صفاری،سیاوش ساکی ، هادی اباذری روز پنج شنبه 11 مهر ماه 87 مقابل حسینیه دراویش در شهر کرج دستگیر و با دستور شفاهی علی فرهادی دادستان کرج به سرهنگ اصلانی فرماندهی نیروی انتظامی این شهرستان مدت 4 روز در سلولهای انفرادی بند 6 زندان رجایی شهر (بازداشتگاه تحت نظارت اداره کل اطلاعات غرب استان تهران) بازداشت گردیدند. براساس این گزارش، این چهار درویش گنابادی تحت عناوین اتهامی اخلال در نظم عمومی، توهین به آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای و ضرب و شتم در شعبه 2 دادسرای عمومی و انقلاب کرج مورد بازجویی قرار گرفته و با کیفر خواست صادره از دادسرا، محاکمه این چهار نفر نهم اردیبهشت در شعبه 112 دادگاه جزایی کرج برگزار می شود. این گزارش در ادامه می افزاید: مرتضی سپندار یکی از متهمین این پرونده، جانباز نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران است که پس از آزادی از زندان، در نامه ای خطاب به آیت الله خامنه ای، ضمن اعتراض به عملکرد و برخوردهای خلاف قانون دادستان و مامورین امنیتی کرج با وی،می نویسد: جنابعالی بارها در سخنرانی خود اعلام نموده اید که ما هر چه داریم از برکت وجود جانبازان است اما مامورین اداره اطلاعات به من ثابت نمودند که جانبازی چون من، نه تنها مایه برکت نظام نیست بلکه اسباب ناراحتی است و باید مورد ضرب و شتم نیز قرار گیرد.
این درویش جانباز ارتش در ادامه نامه خود به مقام
رهبری ایران می گوید: من به کدام دلیل و سند، مستحق قرار بازداشت موقت مقام قضایی
و سلول انفرادی اطلاعات کرج بودم؟ به کدامین گناه مرا با پابند و دستبند و چشم بند
مورد بازجویی قرار دادند؟ بارها گفته شده نگذارید این انقلاب به دست نااهلان و
نامحرمان بیفتد، با این اقدام غیرقانونی اداره اطلاعات، این شبهه در ذهن من جانباز
ایجاد شد که گویی نااهل و نامحرمی در نظام اطلاعات کشور نفوذ کرده که این گونه،
جانبازان را مورد بی حرمتی قرار می دهند.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:44 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
05 ارديبهشت 1388 ساعت 20:04
اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان قم با اعطای نیابت قضایی به دادسرای شهرستان بروجرد تقاضای اجرای حکم محکومیت چهارتن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی را نموده است. به گزارش خبر نگار سایت مجذوبان نور؛ اجرای حکم محکومیت آقایان سعید رحیم زاده، شهرام مقدسی، داوود زیوردار، ناصر کردی پور، مبنی بر پرداخت جزای نقدی به اتهام اخلال در نظم عمومی و تمرد از دستور پلیس در دستورکار دادسرای عمومی شهرستان بروجرد قرار گرفته است. براساس این گزارش، این چهارتن در جریان تخریب حسینیه شریعت قم در بهمن ماه سال 1384 توسط عوامل انتظامی و اطلاعاتی دستگیر و با کیفر خواست دادستان قم از سوی شعبه 112 دادگاه جزایی این شهرستان به ریاست قاضی پور موسوی به اتهام اخلال در نظم عمومی و تمرد از دستور پلیس به تحمل یکسال حبس، 74 ضربه شلاق ، جزای نقدی و معرفی ماهیانه خود به ستادهای خبری اطلاعات محل سکونت محکوم شدند که با اعتراضات گسترده دراویش و وکلای مدافع آنها این احکام محکومیت در دادگاه تجدید نظر استان قم نقض و به جزای نقدی تبدیل شدند. در میان محکومین این پرونده دو وکیل دادگستری آقایان فرشید یداللهی و امید بهروزی که وکالت دراویش را در این پرونده بر عهده داشتند نیز به پرداخت جزای نقدی محکوم و مرداد ماه سال گذشته به جهت عدم تودیع جزای نقدی بازداشت و روانه زندان عادل آباد شیراز شدند.
در جریان این پرونده هم چنین پروانه وکالت آقایان
امید بهروزی و مصطفی دانشجو با گزارش مقامات قضایی و امنیتی ، از سوی مرکز امور
مشاوران حقوقی و وکلاء قوه قضاییه باطل شد.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:40 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
03 ارديبهشت 1388 ساعت 12:28
بيانيه سايت مجذوبان نور ؛ دراويش زندانی را آزاد كنيد
سحرگاه چهارشنبه 30 بهمن ماه 1387 حسینیه دراویش سلسله نعمت اللهي گنابادی واقع درتخت فولاد اصفهان، با لودر تخریب و مقبره درویش ناصرعلی که ازآثار تاریخی و فرهنگی ثبت شده می باشد ، مورد آسیب قرار گرفت. در ادامه این اقدام ، جمعی از دراویش اصفهان مورد ضرب و شتم و بازداشت قرار گرفته و تعدادی از آنها روانه زندان و پرونده هايي در دادسرای عمومی و انقلاب اصفهان علیه آنان تشکیل شد . جمعی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی قصد داشتند روز سوم اسفندماه 1387 دراعتراض به تخریب حسینیه ها و اقدامات غیرقانونی مخالفین تصوف ، با حضور در مقابل مجلس شورای اسلامی ، طوماری را امضاء و تحویل نمایندگان ملت نمایند تا شاید! از این طریق بر حقوق قانونی و شهروندی تأکید و ندای مظلومیت خویش را به گوش منتخبان خود در پارلمان برسانند اما این بار نیز ناشنواتر ازقبل ، در ایستگاه متروی بهارستان و خيابانهاي اطراف آن پیش از آنکه موفق به حضور در برابر مجلس شوند، مورد هجمه نیروهای گارد ضد شورش و مأمورین لباس شخصی قرار گرفته و تحت عناوین اتهامی چون اجتماع و تباني به منظور برهم زدن امنیت ملي ، اخلال در نظم عمومي و تمرد از دستور پلیس روانه زندان اوین و بازداشتگاه نیروی انتظامی شدند . تعدادی به قید قرارهای تامین کیفری آزاد ، لکن پانزده تن از آنها با گذشت دو ماه همچنان در زندان اوین در بازداشت بسر می برند . نهایت آنکه قصد وخواست اصلی دراویش انجام نشد. مضافاَ آنکه حتی اگر دراویش لو فرض محال قصد تجمع را هم داشتند براساس اصل 27 قانون اساسی ایران هرگونه تجمع مسالمت آمیز آزاد است و نیازمند اخذ هیچگونه مجوز قانونی ازسوی مراجع حکومتی نمی باشد و از طرفی نیز وفق تبصره یک ماده 41 قانون مجازات اسلامی مجرد قصد ارتکاب ، جرم نبوده و قابل پيگرد قضايي و مجازات نمی باشد . متأسفانه اين روزها تلاش و فعالیت مردم و گروههای اجتماعی از جمله دراویش برای استيفاء حقوق قانونی خود ، جرم ارزیابی و به اقدام علیه امنیت و اخلال در نظم تاویل و تعبیر می شود. به محاکمه کشاندن دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و ایجاد مضیقه های بیشمار برای آنها موید نوعی تنگ نظری و قانون گریزی برخی افراد در دستگاههای امنيتی و ایجاد تشویش ذهنی برای مسئولین قضایی است و باید برای این امر چاره ای اندیشید تا آزادی و حقوق اقشار مختلف ملت تأمین و تضمین شود . سایت مجذوبان نور در تعقیب تذکر به لزوم اجرای دقیق قانون و پایبندی به اصول قانون اساسی و حفظ حقوق شهروندی و آزادیهای مشروع مردم ایران ، از مقامات محترم قضایی می خواهد، دراویش زندانی را بلاقید و شرط آزاد و آنان را به قید فوریت از اتهامات انتسابی تبرئه نمایند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:36 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
واقعه تخریب حسینیه دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در شهرستان بروجرد،با صدوراعلامیه توسط جمعی از طلاب اعزامی از قم و همراهی طلاب بومی!! آغاز شد وهمین عده هدایت و رهبری جریان تخریب رانیز بعهده داشتند .دراویش به وکالت آقای سعید غلامیان ازاین جماعت !!به دادگاه ویژه روحانیت شکایت نمودند . آقای سعید غلامیان وکیل دراویش بروجرد در گفتگو با خبرنگارسایت مجذوبان نور ،به پرسشهای مطرح شده دراین خصوص پاسخ گفت :
مجذوبان نور:آقای غلامیان اخیراً از قول تعدادی از موکلین شما در بروجرد نقل شده است که شما از وکالت در پرونده فقرای بروجرد در دادگاه ویژه روحانیت انصراف داده اید؟ آیا این خبر صحت دارد و شما آنرا تایید می کنید؟
غلامیان : خیر , خبر را درست بعرض شما نرسانیده اند, من کما کان وکالت 70 نفر از فقرای بروجرد را که علیه 42 نفر از افراد روحانی که مهاجمین به حسینیه دراویش بروجرد را رهبری و تحریک کرده اند بعهده دارم و قصد انصراف هم ندارم .ولی حدوداً یک ماه قبل از دادیاری شعبه اول دادسرای ویژه روحانیت خوزستان و لرستان مستقر در اهواز با بنده تماس گرفته و گفتند که چون وکالت در این دادسرا و دادگاه تابع شرایط خاص و صلاحیت ویژه است بر اساس مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام من مجاز به وکالت در این دادسرا نیستم و باید وکیلی را که مورد تایید دادگاه ویژه روحانیت باشد انتخاب کنم. من در این مورد با دادیار محترم شعبه اول مفصلاً صحبت کردم حتی پیشنهاد کردم که من از جانب موکلینم موظف به وکالت هستم و اگر برای تامین نظر شما وکیل دومی انتخاب کنم که حائزشرایط مورد نظر دادسرای ویژه روحانیت باشد آیا من هم خواهم توانست برای تامین نظر موکلینم در کنار وی در مراحل تحقیق و رسیدگی حضور داشته باشم ؟ اما آقای پور محمدی معتقد بودند که حضور بنده نقض غرض محسوب می شود و من مجاز به حضور در دادسرا و دادگاه نخواهم بود .
لذا من از ایشان خواستم که اسامی وکلای صلاحیتدار را برای من ارسال کنند تا به اطلاع موکلین رسانیده و در این مورد تصمیم بگیرند. لذا با موکلین موضوع را در میان گذارده و منتظر نظر ایشان هستم و امیدوارم بتوانم ظرف هفته آینده کتباً مراتب را به دادسرای ویژه روحانیت تقدیم نمایم .
مجذوبان نور: نظر خود شما در مورد ادامه وکالتتان چیست؟
غلامیان : همانطور که عرض کردم من تا زمانی که موکلینم مخالفتی با ادامه وکالت من نداشته باشند به تکلیف خود عمل خواهم کرد .
مجذوبا نور: اگر وکالت شما را در دادگاه ویژه نپذیرند شما چه اقدامی انجام خواهید داد ؟
غلامیان : اولاً که طرح شکایت وکالتاً توسط بنده به دادسرای ویژه تقدیم شده و دادسرا نیز پذیرفته است و نیز به بنده اخطار نموده اند که موکلین را در نمایندگی دادسرای ویژه روحانیت در خرم آباد حاضر نموده تا اظهاراتشان ثبت گردد. لذا من در زمان رسیدگی به پرونده موکلینم به دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت مستقر در اهواز مراجعه خواهم کرد و بعید می دانم که ممانعتی برای حضور و دفاع از دعوی بنمایند.
مجذوبان نور: در رابطه با مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام برای وکالت در دادگاه ویژه روحانیت چه نظری دارید ؟
غلامیان : قاعدتاً نباید برای حقوق و آزادیهای مشروع محدودیتی چه در موضوعات عام و چه در موضوعات خاص مانند وکالت ایجاد نمایند و مصوبه مورد بحث در این مورد دارای حرف و حدیثها و انتقادات فراوانی است که از منظر حقوقدانان و صاحبنظران مطرح شده و این مصوبه مجمع مصلحت نظام را با روح و صراحت قانون اساسی مخالف می دانند زیرا حقوق قانونی و آزادیهای مشروع شهروندان را محدود می نماید و این نظرات و انتقادات بدون اینکه فرصت طرح و بررسی بیابند بدون پاسخ باقی مانده اند و شایسته است که در این باب تصمیم بهتری اتخاذ گردد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 1:11 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
مصاحبه (قسمت دوم ) : دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و امنیت ملی
توضیح : ))در پاسخ به سئوالات و ابهامات مخاطبین محترم و رفع شبهه از اذهان عموم، خصوصا معاندین عرفان وتصوف ، در گفتگو باکارشناسان و مدیران سایت مجذوبان نور، سلسله مطالبی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده ،سعی مینماییم درحد توان، به تدریج کلیه پرسشهای مطرح شده را پاسخگو باشیم . امید است عزیزان ایمانی و مخاطبین گرامی با خواندن مطالب مذکور و ارسال نقطه نظرها ی خویش ما را در این خصوص یاری دهند. بخش دوم این مباحث را تحت عنوان دراویش و امنیت ملی با آقای مصطفی دانشجو یکی از مدیران سایت مجذوبان نور انجام داده ایم ، از در گاه پروردگار منان توفیق و موفقیت همگان را، در راه اتحاد مومنین ، وحدت اسلامی و احیای فرهنگ ملی کشورمان ،آرزومندیم(( .
دراویش گنابادی و امنیت ملی
سئوال : عده ای از مخالفین تصوف، اقدامات دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در استفاده از حقوق قانونی خود به عنوان شهروندان کشور و اصرار بر اجرای قانون را، اخلال در نظم عمومی و تهدید امنیت ملی محسوب می نمایند و با این پیش فرض تعدی و تعرض به دراویش، خصوصا در محاکم قضایی را توجیح می کنند ، نظر شما در این خصوص چیست ؟
جواب : امنیت ملی مفهومی پیچیده ای دارد وبا نگرشهای مختلف تعاریف متفاوت و حتی متضاد دارد . یک جامعه واقعاً چه زمانی امن و چه زمانی ناامن است؟ زمانی که سخن از تهدید در امنیت ملی می شود ، منظور چیست؟ امنیت ملی ماهیتی ذهنی و گفتمانی دارد که ناشی از عواملی چون ادراک و ذهنیت مردم و نخبگان، مصالح و منافع ملی ، مفهوم خودی و غیر خودی ، حفظ و حفاظت از ارزشهای اخلاقی ، فرهنگی،اجتماعی و سیاسی ،استقرار قانون و ثبات آن می باشد و دگر گونی و تغییرساختاری این مقوله ها تهدید محسوب می شود. امنیت ملی در معنای سنتی آن مترادف با اقتدار حاکم و گسترش و توسعه حکومت بوده، اما در برداشت امروزی و متحول آن، در بردارنده امنیت در حوزه های مختلف اجتماعی و رعایت حقوق و آزادیهای فردی و امنیت روانی است و هدف اصلی آن رویکرد پایدار به امنیت مردم و امنیت حاکمیت است. امنیت مردم و حاکمیت دو روی یک سکه امنیت ملی وبرای رسیدن به آن، راهبردهایی دارای جامعیت است که بتواند در بلند مدت، امنیت هردو را تأمین کند. تضمین و رعایت حقوق و آزادیهای اساسی آحاد جامعه از اصول مسلم حقوقي است که در تحقق نظم و امنیت اجتماعی نقش مهمی را ایفا می کند. این اصل از سویی مقتضای پایبندی به قرارداد اجتماعی و انجام وظیفه حکومت در برابر حفظ حقوق ملت بوده و از سوی دیگر عامل مهم و ضامن نظم و امنیت است. بررسی موضوع مهم حقوق و آزادیهای فردی و چگونگی تضمین آنها و محدوده اجرایی آن از وظایف و موضوعات اساسی است که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به بیان مصادیق وچهار چوب این حقوق پرداخته است. یکی از مصادیق مهم این حقوق حق آزادی اجتماعات است که در اصل 27 قانون اساسی محترم و مجاز شمرده شده است. در یک جامعه سامان یافته مبتنی بر اصول حقوقی که به تعبیری جامعه مدنی گفته می شود، وجود نظم و امنیت ملی اساسی ترین عامل رشد سیاسی و اجتماعی است که بدون رعایت حقوق و آزادیهای فردی، تحقق آن امکان پذیر نیست. اگر افراد جامعه نسبت به رعایت حقوق خود مطمئن باشند، نسبت به اجرای تکالیف و تعهدات خود در مقابل جامعه جدی خواهند بود. در حالی که اگر حکومت، حقوق و آزادیهای مردم را مراعات نکند و تعیین حدود آن را دستخوش اختلاف نظر مراکز قانونی و متون نامشخص و شناخته نشده نماید افراد جامعه نیز متقابلاً خود را موظف به رعایت مقررات اجتماعی نمی دانند و در نتیجه نظم و امنیت عمومی مختل می شود و سرمایه های انسانی در مسیری خلاف خواست جامعه به جریان می افتد. بنابراین تضمین حقوق سیاسی افراد اساس پایبندی به اصول همزیستی اجتماعی است. تعرض طرفین قرارداد اجتماعی به حقوق یکدیگر موجب اختلاف در روابط حقوقی آنها می شود و از مهمترین موانع نظم و امنیت اجتماعی محسوب می شود. تنظیم این رابطه از وظایف حقوق اساسی است. قانون اساسی متکفل بیان چارچوب و اصول کلی حقوق و تکالیف متقابل حکومت و ملت است. تصویب قانون اساسی به وسیله نمایندگان منتخب ملت و تأیید آن به وسیله مردم از طریق همه پرسی به منزله انعقاد یک قرارداد اجتماعی مبین بر اراده و آگاهی بین ملت و حکومت است و هرگونه اقدامی برخلاف قرارداد مذکور باطل است. براساس قرارداد مذکور، حکومت موظف است اراده خود در زمینه حدود آزادیهای فردی و اجتماعی و نیز تکالیف مردم و ضمانت اجرای آن را به طور صریح بیان کند. تکلیف حکومت به تضمین حقوق و آزادیهای فردی و حقوق سیاسی و اجتماعی مردم زمینه ساز ایجاد امنیت قضایی و حقوقی و موجب تحکیم وحدت بین ملت و حکومت می شود که ظهور آن در نظم و امنیت اجتماعی متجلی می گردد. بنابراین در یک نظام اجتماعی سامان یافته ، برای جلوگیری از ايجاد تزلزل در امنيت باید روابط طرفین قرارداد اجتماعی را منظم و دقیق تعریف کرد و متخلفین از آن را مورد مؤاخذه قرار داد. بر این مبنا قانون اساسی در فصل سوم ، حقوق و آزادیهای ملت را بر شمرده و قانون مجازات اسلامی برای کسانی که به حریم این حقوق و آزادیها تجاوز می کنند، ضمانت اجرای کیفري در نظر گرفته است. در حقوق کیفری، جرم رفتاری است که ارتکاب آن از طرف نظام اجتماعی برای آن مجازات تعیین شده است و مجازات واکنشی است در مقابل مرتکبین جرم،که از طرف اجتماع اعمال می گردد. یعنی فقط قانون گذار است که می تواند به خلق جرم و مجازات بپردازد. این اصل که نتیجه منطقی تفکیک قواست، پایه و اساس حقوق جزا به حساب می آید. یعنی فقط قانون گذار و تنها اوست که می تواند آیین دادرسی و نحوه برخورد با مجرمین را تعیین کند. براین اساس تا زمانی که قانون وجود نداشته باشد، اصل بر جواز است و هیچ محکمه ای صالح به تعقیب افراد نیست. تعیین مرزبین رفتار مشروع و نامشروع وظیفه مقنن است و قاضی نمی تواند بدون وجود قانون، رفتار افراد را ارزیابی کرده و آن را جرم اعلام نماید و ارتکاب هررفتاری ولو خلاف اخلاق یا مضر به نظم عمومی تا زمانی که از طرف قانون گذار منع نشده است مباح و جایز است و قاضی مکلف به صدور حکم برائت می باشد. زیرا قاضی تنها سخنگوی قانون گذار است و وظیفه او انطباق مصادیق با احکام قانون است. تشخیص مصلحت جامعه و اینکه چه رفتاری خلاف وقابل مجازات است، خارج از حيطه وظیفه قاضی و متولیان قوه قضاییه می باشد و این امر فی نفسه از مصادیق اعلای نظم عمومی است و اتخاذ هرگونه تصمیمی مغایر با آن ولو به صورت قانون باشد بلا اثر است. از جمله ضمانت اجرایی کیفری پیش بینی شده در قانون مجازات اسلامی برای تعرض به حقوق ملت، مقررات مواد 498 و 618 است. در این مواد مصادیق اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی بیان شده است و قانون گذار با بر شمردن این ارکان، راه را برای برداشتهای قضات بسته است اما متاسفانه قضات با اتکاء به گزارشات و بولتن های نهادهای اطلاعاتی، هر رفتار مسالمت آمیز اجتماعی را جرم ارزیابی و نامهایی چون تباني به منظور برهم زدن امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی بر آن می نهند. نمونه آن که در طول چند سال اخیر روند رو به رشدی داشته است تلاش و فعالیت مردم و گروههای اجتماعی، برای استيفاء حقوق قانونی خود است که به اقدام علیه امنیت و اخلال در نظم تاویل و تعبیر می شود. این موضوع بیان گر آن است که حکومت بر پایه و مدار قانون حرکت نمی کند و همواره در تصمیم گیریهای قضایی، سلایق و برداشتها و تفسیرهای شخصی در نظر گرفته می شود. در یک نظام قانونمند ومبتنی براصول و موازین قانونی تحقق سیاستها، مجوز زیر پا گذاشتن قانون و ابزاری نمودن آنرا نمی دهد و تقدم سیاست بر حقوق و آزادیهای قانونی مردم، نتیجه ای جز حاکمیت استبداد در کشور ندارد . برخوردهای خشن و افزایش فشارها بر دراویش و پیروان سلسله نعمت اللهی گنابادی در طول سالهای اخیر موید و بیانگر اعمال چنین روشهایی است. تلقی و برداشت از حضور دراویش گنابادی در عرصه اجتماع به عنوان تهدید علیه امنیت ملی ،ناشی از تنگ نظری،قانون گریزی،هراس و تشویش ذهنی مسئولین است واین معضل نتیجه نگرش ،عملکرد و القاء بعضی افراد در دستگاههای امنيتی است. این اشخاص مخل امنیت و بر هم زننده نظم عمومی بوده وباید آنها را مؤاخذه کرد. چون تمامیت خواهی وخلق بحران وایجاد هرج و مرج وتضییع حقوق اقشار مختلف جامعه به جرم دگر اندیشی، اخلال در امنیت ملی است . به محاکمه کشاندن دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و ایجاد مضیقه های بیشمار برای آنها نمونه بارز ایجاد اخلال در نظم عمومی است، گویی عده ای با این منظور مأموریتي هدفمند را در نهادهای تصمیم گیرنده دنبال می کنند. متهم نمودن دراویش گنابادی به اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی از سوی همین دستهای آلوده در شبکه قضایی و امنیتی صورت می گیرد. چرا که اعمال دراویش گنابادی از جمله در روز سوم اسفند ماه 1387 و حضور مقابل مجلس شورای اسلامی برای بیان اعتراضات خود به نمایندگان ملت ، نه تنها منع قانونی ندارد بلکه مورد تأکید قانون گذار نیز می باشد و قانون اساسی نیز این حق را محترم شمرده است. بنابراین رفتار دراویش، ناهنجاری اجتماعي نبوده تا بتوان آنرا عملی نامشروع قلمداد کرد. حضور در مقابل مجلس و استيفای حقوق قانونی و تذکر به لزوم اجرای دقیق مقررات قانونی در کشور اقدام علیه امنیت ملی نیست . این اقدام قانونی دراویش اخلال در روح و روان همان دستهای آلوده ای است که کمر به نابودی ایران و ایرانی بسته اند و برخوردهای آنها با فعالین عرصه های اجتماعی در طول سالهای اخیر گویای همین مطلب است و باید برای این امر چاره ای اندیشید تا آزادی وحقوق دراویش و سلامت دستگاه قضایی تضمین شود. ادامه دارد....... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 1:10 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
29 فروردين 1388 ساعت 13:44
يكي از دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي دركرج صبح روز شنبه 29 فروردين ماه 88 احضار شد .
به گزارش خبرنگار سايت مجذوبان نور ؛ خانم مارينوس رستمي از دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي و كارمند دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج صبح روز شنبه 29 فروردين ماه 88 توسط مأمورين اطلاعات نيروي انتظامي كرج احضار شد . براساس اين گزارش ؛ مأمورين ، اين درويش گنابادي را به ساختمان مركز رسيدگي به امور اتباع خارجي مقيم ايران ( وابسته به نيروي انتظامي ) واقع در بلوار استقلال منطقه گوهردشت كرج ، منتقل و از وي خواسته اند آمار دراويش و پيروان سلسله گنابادي را در اختيار آنها قرار دهد . چندي پيش نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران طي بخشنامه اي به كلانتريها و يگانهاي انتظامي سراسر كشور خواستار احضار دراويش گنابادي به واحدهاي اطلاعات ناجا و تهيه ليست آماري اعضا و شركت كنندگان در مجالس آنها شده است . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 1:8 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
27 فروردين 1388 ساعت 22:57
حسن کاشانی ، یکی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی جهت اخذ آخرین دفاع پیرامون اتهام انتسابی ، از زندان اوین به دادسرای امنیت اعزام شد . به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور؛ این درویش گنابادی روز دوم اسفند 87 ساعت 1 بامداد ، در منزل مسکونی خود در تهران توسط عوامل پلیس امنیت و اطلاعات به سرپرستی شخصی به نام رهنما به اتهام تبانی به منظور برهم زدن امنیت ملی دستگیر و روانه سلولهای انفرادی زندان اوین شد و تاکنون با گذشت 55 روز با قرار وثیقه یکصد میلیون تومانی همچنان در اوین به سرمی برد . بنابراین گزارش ؛ این درویش گنابادی روز یکشنبه 23 فروردین ماه برای اخذ آخرین دفاع پیرامون اتهام انتسابی به دادسرای امنیت اعزام و تحت بازجویی حیدری فرد ( دادیار دادسرای امنیت ) قرار گرفت . این گزارش درادامه می نویسد ؛ در جلسه آخرین دفاع ، دادیار پرونده با ارائه لیست قریب به 60 پیام کوتاه تلفن همراه sms مبنی بر دعوت از دراویش برای حضور مقابل مجلس شورای اسلامی در روز سوم اسفند 87 ، سعی در پذیرش ارسال این پیامها از سوی وی داشته اما آقای کاشانی با رد ادعای دادیار پرونده ، از پذیرش و امضاء آن استنکاف می کند . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 1:7 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
27 فروردين 1388 ساعت 22:52
پرونده 15 تن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که در روز 3 اسفند 87 مقابل مجلس شورای اسلامی دستگیر و هم اکنون در زندان اوین به سر می برند به دادگاه انقلاب ارجاع شد . به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ؛ رسیدگی به پرونده اتهامی این 15 تن با کیفرخواست دادسرای امنیت در دستور کار شعبه 22 دادگاه انقلاب تهران قرار گرفت .
بنابر این گزارش ؛ این 15 درویش گنابادی پس از گذشت 55 روز
همچنان در زندان اوین نگهداری می شوند و تلاشهای وکلای دادگستری نیز برای آزادی
این دراویش بی نتیجه مانده است
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 1:5 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
23 فروردين 1388 ساعت 16:57
مصاحبه (بخش اول ) : دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و تهاجم فرهنگی
در پاسخ به سئوالات و ابهامات مخاطبین محترم و رفع شبهه از اذهان عموم، خصوصا معاندین عرفان وتصوف ، در گفتگو با کارشناسان و مدیران سایت مجذوبان نور، سلسله مطالبی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده ،سعی مینماییم درحد توان، به تدریج کلیه پرسشهای مطرح شده را پاسخگو باشیم . امید است عزیزان ایمانی و مخاطبین گرامی با خواندن مطالب مذکور و ارسال نقطه نظرها ی خویش ما را در این خصوص یاری دهند. بخش اول این مباحث را تحت عنوان دراویش و تهاجم فرهنگی ،با آقای حمید رضا مرادی یکی از مدیران سایت مجذوبان نور انجام داده ایم ، از در گاه پروردگار منان توفیق و موفقیت همگان را، در راه اتحاد مومنین ، وحدت اسلامی و احیای فرهنگ ملی کشورمان ،آرزومندیم .
دراویش گنابادی و تهاجم فرهنگی
سئوال : عده ای از مخالفین تصوف، حضور دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی درعرصه های اجتماعی و فرهنگی ایران را نشانه تهاجم فرهنگی بیگانگان دانسته وبا طرح این موضوع به نحوی ایجاد فشار و محدودیتهای بیشمار برای دراویش را توجیه می کنند ، نظر شما در این خصوص چیست ؟
جواب : پیش از طرح موضوع و پاسخ به آن باید دید واژه سیاسی تهاجم فرهنگی به چه معناست و قبل از آن باید دید فرهنگ چیست؟ وعوامل موثر بر آن کدامند؟ هر چند نمی توان به صورت جامع ومشخص، تعریف دقیقی از واژه فرهنگ ارائه نمود، اماشاید به صورت کلی بتوان گفت که فرهنگ به معناى خاص براى يك ملت، عبارت ازمجموعه ی خرد جمعی، اعتقادات و ايمانها، قوه خلاقه وباورها، سنتهاو آداب ورسوم ، ادبیات و تمایلات قومی وملی، ذخيرههاى فكرى و ذهنى،وروابط و مناسبات درونی و روانی اجزای یک ملت است.فرهنگ مجموعه ای از شناخت ،مهارت و تجربیات است که اکتسابی و در نبود آن بیشتر قابل درک است مثل هوا برای انسان و آب برای ماهی، وقتی فرهنگ نباشد به اهمیت آن پی می بریم.. گر چه حتی طولانی شدن تغییرات آب و هوایی،می تواند بر فرهنگ مردم اثر گذار باشد، اما به صورت معمول بیشترین عامل تاثیر گذاربر فرهنگ یک جامعه ، دولت و نظام حاکم وچگونگی برنامه ریزیها ی اقتصادی ،سیاسی ،قضایی و فرهنگی و...می باشد.البته باید توجه نمود که فرهنگ هر ملتی زیر مجموعه و جزیی از فرهنگ جامعه بشری است و به هر شکل فرهنگها کم و بیش، تحت تاثیر محیط بیرونی خود نیز قرار دارند . و اما در خصوص موضوع تهاجم فرهنگی باید دید ، چگونه فرهنگ مورد حمله و تهاجم واقع می شود ؟ ومهاجم کیست وهدفش چیست ؟ وزمینه ساز پیروزی مهاجم چیست یا کیست؟ تهاجم فرهنگی چیست؟ ترکیب دو واژه "تهاجم" و "فرهنگ"، ذهنیت شنونده را به سوی جدل و نوعی جنگ هدایت می کند در صورتی که در برخورد دو فرهنگ اساسا جنگ به معنی صوری آن وجود ندارد و در واقع رقابت میان تسلط ارزشها ی متفاوت و حتی ضد ارزش برجامعه می باشد . استفاده از این واژه ها بعضا برآمده از تراوشات ذهنی سیاستمداران برای فریب مردم و توجیه ضعفها و اشتباهات خود درمدیریت جامعه است .شاید هم حربه و ترفندی برای ایجاد رعب و وحشت برای اعمال نوعی سیاست است!!. البته منکر این موضوع نیستیم که اغراض سیاسی و اقتصادی وحتی نظامی در تلاقی فرهنگها وجود ندارد. انسان موجودی اجتماعی است و خصوصا در شرایط کنونی ، به دلیل رشد علم و تکنولوژی و صدها و هزاران فاکتور مختلف، جهان تبدیل به دهکده ای شده است و فرهنگها در گذر زمان به یکدیگر نزدیک و نزدیکتر می شوند و آنچه روشنفکران ما همچون مرحوم جلال آل احمد یا مرحوم دکتر شریعتی در خصوص غرب زدگی اظهار نموده اند امروز نمی توان با آن نگرشها به امور فرهنگی نگاه کرد زیرا آن اصول حاکم برفرهنگها ، در جهان کنونی به گونه ای خاص متحول شده و در حال تغییر است . سیر صعودی تحولات علمی و روابط و مناسبات جدید اجتماعی ،فرهنگها رادر یک رابطه متقابل و تنگاتنگ با یکدیگر قرار داده است . فرهنگ غالب برتمامی فرهنگها، فرهنگی برخواسته از علم و تولید است که چون بیشتر در دست قدرت های استعماری است ذهنیتهای بسته، آنرا ابزار سلطه می بینند،ودر برابر آن قد علم نموده با سنتها و تفکرات خاص سیاسی به نفی آن می پردازند. در صورتیکه ملتهای دیگر نیز با تلاش می توانند از این ابزار به سود منافع ملی و فرهنگی خویش استفاده نمایند و آن را وسیله ارتقاء فرهنگ خود و انتقال آن به دیگران بنمایند. در مراودات و ارتباط فرهنگها است که یک فرهنگ تولیدات و یا ارزشهای خویش را بر فرهنگ مقابل عرضه و حتی تحمیل می کند والبته فرهنگ مقابل لزوما بازنده نیست بلکه فرهنگ ضعیفی است که سعی می کند قوی شود اما گاهی دولتها یا گروهایی از درون و برون از جامعه!!با گرفتن روحیّه خود باوری و اتکا به نفس مردم ، فرهنگ یک ملت را با تزریق ضد ارزشها، به ضعف و ذلت می کشند .فرهنگ ضعیف در یک حرکت انفعالی ، خود باخته، مطیع و بازیچه سیاست می شود. تاثیر خود باختگی فرهنگی در مقابل ارزشهای بیگانه یا تحمیلی را درمیزان وحدت ملی و تلاش مردم برای منافع ملی می توان جستجو نمود . منافع ملی تنها محدود به امور اقتصادی نمی شود بلکه به جایگاه یک فرهنگ و تصاحب سهم بیشتر در ساختار دهکده جهانی در تمامی زمینه ها و بازارهای مختلف آن است . لازمه قدرت فرهنگی و کسب منافع ملی در بازار رقابتها ، بالا بودن سطح آگاهی ، علم ، شناخت ، ایمان و پاسداری از هویت فرهنگ ملی و مخصوصا متاثر از روش و برنامه ریزی دولتمردان و مدیران فرهنگی است.
کشور ایران در جنگ با اعراب شکست می خورد اما در طی دو قرن اسارت، فرهنگ خویش را بازسازی می کند ،ویکی از بزرگترین شا خصه ها ی فرهنگی خویش را ترمیم می نماید، اعراب جز دین اسلام هیچ برتری فرهنگی نداشتند .جاذبیت روح و عرفان اسلام فارغ از مباحث فقهی وشرعی، ضمن آنکه ریشه در فطرت تمامی انسانها داشت، منطبق با فرهنگ ملی و دینی ایرانیان بود و به همین علت است که جناب سهروردی می گوید حکمت ایرانیان باستان پس از اسلام به حلاج و بایزد و دیگران رسید . فرهنگ عرب درمقابل فرهنگ ایرانی در طول زمان نقش می بازد و به زانو در می آید. به خلافت خلفای بنی امیه و بنی عباس اگر دقت کنیم تمایل و شبیه سازی آنها را با حکومتهای شاهان ایرانی بوضوح می بینیم .ایرانیان بقول معروف با اپوزسیون حکومت خلفا ی اموی و عباسی که همان ائمه (ع) باشند وحدت داشتند تمایل ایرانیان به تشیع جدا از تمامی فاکتورهای مختلف مذهبی و سیاسی، حرکتی آگاهانه براساس حفظ هویت فرهنگی بود ،فرهنگ ملی ایرانیان در بعد دینی خویش،حقیقت و روح دین را که همان عرفان باشد قرنهای متمادی محافظت نمود و نگذاشت پیرایه های متعصبانه عربی برآن اثر گذار باشد و با عرفان و تصوف ضمن آنکه وحدت ملی خویش را حفظ نمود ،باعث پویایی و شکوفایی غیر قابل وصفی به ارزشهای دینی، هنر، ادبیات ، فلسفه، حکمت ،علم و تاریخ و تمدن ایران شد .برای اثبات این موضوع کافیست جایگاه شخصیتهایی همچون مولانا ، سنایی، سعدی، عطارو صدها صوفی و عارف بزرگ در فرهنگ و ادبیات ایران را بررسی نماییم . امروز بردن نام خانقاه در نگاه سیاستمداران دینی جرم تلقی می شود اما همین خانقاه ها بیش از هزار سال حوزه های دینی اسلام بوده است و بزرگان دین و عرفان و ادبیات این ملت در همین خانقاهها پرورش و آموزش دیده اند . جنبش های مذهبی و ملی علیه متجاوزین خارجی همچون اعراب و مغولان ریشه در نشر افکار صوفیانه داشته است .ملت ایران هر چند قبل از اسلام خداپرست بودند و ارزشهای اخلاقی و معنوی را در ذخایر فرهنگی خود داشتند اما به واسطه عملکرد غلط موبدان و روحانیون دینی در ساختار تبعیض و ستم قدرت سیاسی ، تاثیر این ارزشها در میان مردم کم رنگ شده و به زبان ساده ملت ایران مخالفت با استبداد حکام را ضدیت با دین و مخالفت با دین را ضدیت با حکام دیدند ، وقتی اعراب به ایران حمله کردند ملت، استبداد بیگانه را بر ستم حاکمان خودی ترجیح داد و دین خارجی را بر دین خود ارجح دانست زیرا درقبول اسلام بود که می توانستند خویش را از ظلم روحانیان رها نموده، نجات دهند . فرهنگ ملی ما آنچه می خواست و محتاج آن بود در اسلام یافت و در طول زمان با همان اسلام به جنگ متجاوزین عرب رفت . تحمل دو قرن اسارت در برابرظلم اعراب مدت زمانی بود که فرهنگ ملی ایرانیان به آن نیاز داشت تا دوران گذر از دین سنتی به دین مدرن را انجام و سامان دهد. امروز آنان که نمی دانند واز حد اقل آگاهی عرفانی، دینی ،تاریخی و فرهنگی کشور بی بهره اند، می نشینند و ساعتها در خصوص سنی یا شیعه بودن عرفا و صوفیان بحث می کنند.آقایان نمی دانند که تصوف ضمن آنکه روح و حقیقت اسلام وهمان تشیع است ،روح و حقیقت فرهنگ ایرانی نیز می باشد و عرفان و تصوف در طی قرنهای متمادی، ضامن وحدت و پویایی دینی ویکی از عوامل وحدت ملی ایرانیان بوده است.تصوف به دلیل داشتن ریشه های عمیق در فرهنگ ملی ، در بهترین شرایط سیاسی و اجتماعی ایران توانست مذهب تشیع را در کشور رسمیت ببخشد. تا دوران صفویه ، مخالفین عرفا ،افراطیون اهل سنت بودند که عامل شهادت عین القضات ها و حلاج ها می شدند واین سلاطین صفوی بودند که جهت نشر فقه جعفری علمای جبل عامل را از لبنان به ایران آوردند وامروز شعبه ای از همان فقهای به ظاهر شیعه بی توجه به حقایق دینی ،تاریخی و ملی، اختلافات مذهبی را دامن می زنند. شیعه بودن یا نبودن مولانا چه مشکلی را حل می کند،اثرفکر و نگرش مولانا در فرهنگ مذهبی و ملی ایران و تاثیر آن در جامعه بشری انکار ناپذیر است . ایرانیان در تهاجم فرهنگی!! یا رقابت با فرهنگهای دیگر قرنهاست که این توانایی را دارند که با مکتب تصوف وبه نام بزرگمردانی همچون مولانا ،سعدی،حافظ و... فرهنگهای دیگر را تحت تاثیر خود قرار دهند ،اما کدام مرکز فرهنگی و کدام سیاست و برنامه ریزی از این انتقال و عرضه ارزشهای دینی و انسانی به ملتهای دیگر توانسته است در جهت منافع ملی استفاده نماید؟ متاسفانه نه تنها این مهم انجام نگرفته است ،بلکه علم مخالفت با این سرمایه های دینی و ملی نیز برافراشته شده است . مخالفین تصوف ، بدنبال تک صدایی دین هستند و غیر خویش را دشمن اسلام می دانند،کاوش در ایمان و اعتقاد دیگران می کنند و شرع را به جنگ قانون واداشته اند و... آیا عاملان این سیاست ضد ملی و ضد مذهبی جیره خوار بیگانه نیستند ؟ آیا عملکرد آنها نیست که مردم را مجبور به بازبینی در باورهای خود می نماید ؟ آیا تیشه به ریشه فرهنگ دینی و ملی زدن ،خدمت به اسلام یا ایران است؟! مخالفت با صوفیه در جهت منافع چه کسانی است ؟ گرایش گسترده مردم به تصوف حتی اگر در بعد سیاسی هم تفسیر و تحلیل شود ، نباید عامل نگرانی مروجان مذهبی و ترس حاکمان سیاسی باشد زیرا تصوف خانه امنی برای ملت است که در کشاکشهای اجتماعی و سیاسی مردم مجبور به پیروی از فرهنگ بیگانه نشوند . چه کسانی خانه ی امید مردم را ویران می کند ؟ حقیقتا مخالفین تصوف بستر سازان ورود فرهنگ بیگانه اند .فرهنگ ما مورد تهاجم قرار گرفته است اما تهاجمی از درون و توسط سیاست زدگانی مذهبی نما و مقدس مآب؟؟.مقابله ملت در مقابل استبداد فرهنگی نامحسوس وبرخوردی دوگانه است و حتی مستبد را دچار توهم می کند زیرا واکنش مردم در دو بستر متضاد اما با هدفی واحد شکل می گیرد . عده ای به حمایت و جمعی به مخالفت با مستبد و نوع نگرش تمامیت خواه او جبهه گیری می کنند. حمایت کنندگان ریا کارانه تقلید می کنند ومخالفین نیز رو به سوی همان تفکراتی می کنند که با آنها مخالفت می شود ،فاجعه بزرگ فرهنگی در آنجاست که مردم نهایتا به باورهای خویش شک می کنند وحساسیت فرهنگی و عرق ملی خویش را از دست می دهند !!! .توسل به مقدسات برای پیشبرد مقاصد سیاسی جنایت فرهنگی است ، نابودی مقدسات با مقدس مآبی خیانت به فرهنگ دینی مردم است . وقتی حسینیه ای با فتوا و به نام حمایت از دین تخریب می شود ، ویرانی باورهای دینی را به دنبال خواهد داشت .ضایع نمودن حقوق انسانی و قانونی شهروندان کشور، ضربه به مرجعیت راستین تشیع ، جفا به خانه حسین (ع) و اولیاءالهی، ایجاد بدبینی به کلیت نظام،وحدت شکنی و قانون گریزی و تحمیل و تزریق ضد ارزشها به فرهنگ دینی حداقل ضایعات عملکرد معاندین تصوف است . تصوف اگر مصداق تهاجم فرهنگی در کشور ماست عامل آن پیامبر اسلام (ص)و علی (ع) است و مخالفین تصوف با توجه به نوع نگرش آنها شاخه ای به ظاهرشیعی از پیروان خوارج هستند همانگونه که وهابیون نیز شاخه اهل سنت خوارج اند زیرا تمامی دین را تنها به ظواهر آن بسنده می کنند و باند و گروهک خویش را مجاز به ایجاد هرج و مرج،قانون شکنی ،تخریب حسینیه ها و حمله به شهروندان مسلمان و شیعه می دانند .
فرهنگ یک ملت را با یک نگرش ملی یا ناسیونالیستی می توان مورد بررسی قرار داد و نگاه دین، نگاهی فرا ملی (انترناسیونالیستی) است. زمانی که به فرهنگ ملی ایرانیان با نگرش دینی صرف و آن هم به شکل متعصبانه ، و جدا از ابعاد مختلف تاریخی، سیاسی و اجتماعی نگاه می شود و وقتی که فرهنگ ملی در مقابل سلیقه های به ظاهرمذهبی خوار و خفیف می شود ، واکنش فرهنگی مردم از این حرکت ناروا، نه نشان از ملیت آنها دارد و نه دین آنها ،بلکه یک مقابله سیاسی به شکل گریز و فرار فرهنگی از تمایل و خواست سلیقه ها و رفتارهای تحمیلی است . متاسفانه عده ای در مقوله خطر هایی که فرهنگ ملت ما را مورد هجوم قرار داده و می دهد نیز دچار نوعی دگماتیزم و تحجر شده اند، اگر یک دختر ایرانی لباس یک خواننده اروپایی و آمریکایی را پوشید، نشان از تهاجم فرهنگی می دانند اما اگر او چادر عربی (که مثلا استفاده از آن در سوریه یا لبنان معمول است ) پوشید این تهاجم فرهنگی محسوب نمی شود !!. اساسا در این نوع نگرشها چون اصل منافع ملی کشورجایگاهی ندارد ، به صورت کلیشه ای و قراردادی به هر موضوعی سیاسی نگاه می شود.
انفعال و بی تفاوتی مردم نسبت به فرهنگ و سنتهای ملی خود ،چه به شکل سازش باشد و چه به شکل مقابله، در هر صورت انحطاط فرهنگی است و باید به این معضل فکر نمود زیرا قبل از آنکه مورد هجوم قرار گرفته باشیم از درون شکست خورده ایم . تواضع مردم و قبول هر آنچه به آنها تحمیل می شود جای شادی ندارد و موفقیت یک گروه محسوب نمی شود این سازش صورت پنهان یک طرف سکه ی انحطاط فرهنگی است و طرف دیگر آن، اجازه دادن به نفوذ فرهنگ بیگانه و دشمن!! است و در واقع هردو اسارت فرهنگی است چه چادر عربی و چه لباس غربی. به هر شکل، مورد هجوم قرار گرفته ایم اما مقصر کیست ؟؟!!!!! آنان که فکر می کنند به علت قدرت و غلبه اعراب ،ملت مااسلام را پذیرا شده است با تفکرزور و خشونت به امور فرهنگی نگاه می کنند ومردم در مقابل سیاست قدرت و قدرت سیاسی به انفعال فرهنگی گرفتار شده اند. مدیریت اشتباه مراکز و نهادهای فرهنگی و سیاسی ، پایه ها و ستون های فرهنگ ملی و مذهبی مردم را تضعیف نموده است ، که یکی از تاثیرات آن دین گریزی مردم است.پدیده ای که در تاریخ فرهنگ ما سابقه نداشته است . اگر قبول کنیم که فرهنگ یک ملت همچون یک موجود زنده حیات دارد ،نفس می کشد ، غذا می خواهد ،رشد می کند و خود را ترمیم می کند تکامل می یابد،زایش دارد و گاه مریض می شود ،دارو می خواهد و...واگر قبول کنیم که فرهنگ تحت تاثیر روابط و مناسبات اقتصادی ، سیاسی ،آموزش و پرورش ،تکنولوژی و صنعت ،نهادهای مدنی و....متحول می شود ، آنگاه به سراغ قانون اساسی و اجرای آن می رفتیم و قانون واحترام به آن را در فرهنگ ملی به شکل ارزشی ، نهادینه می کردیم، نظام قانون دارد و ملاک درستی و نادرستی، قانون وپیروی از آن است .کاسه از آش داغتر شدن ودایه دلسوز تر از مادر شدن بعضی گروه ها جای سئوال دارد!!؟؟. فرهنگ ما نیاز به آزادی ونظم دارد و بستر ساز تهاجم فرهنگ بیگانه عملکرد اشتباه متولیان فرهنگی وعدم اجرای قوانین توسط مجریان قانون است. فرهنگ ملی ما مورد تهاجم سیاست قرار گرفته است. فرهنگ بیگانه همچون آب در چاله های فرهنگ ملی ما خود را قرار می دهد ،چاله ها و نقاط ضعف فرهنگ ما کجاست ؟ و عامل وجود معضلات فرهنگی چیست یا کیست؟ چه عاملی ورود یک صنعت و تکنولوژی به جامعه را تبدیل به معضل فرهنگی می کند ؟ کدام سیاست غلط مقصر این فاجعه می باشد ؟ چه عواملی مقبولیت فرهنگی به سنت های بیگانه می دهد ؟ کدام جناح سیاسی در کشور طالبانیزم شیعه را سامان دهی می کند ؟ باید فرهنگ مذهبی خود را باز بینی نماییم و ریشه های تفکر تحجر و قشری گری را و سیاستهای حامی آنها را شناسایی نماییم .باید دید چه کسانی علمداران پنهان خوارج در مذهب شیعه و کشور ما هستند؟.چگونه است که یکباره و در عرض 4 سال، قشری گری و تحجرچون اژدهایی خفته و منجمد ،بیدار و گرم می شود ودر فرهنگ ایران و در نظامی که داعیه عدالت ،آزادی و کرامت انسانی را داشت و دارد، خود نمایی می کند و خویش را وارث و صاحب انقلاب می بیند !!!! و عملا قانون مملکتی را به ریشخند گرفته است ؟؟!! و ارزشهای مذهبی و عرفانی را به چالش می کشد؟؟ پاسخ این پرسشها را باید از زبان برنامه ریزان سیاست فرهنگی کشور شنید به شرطی که تنگ نظریها و تعصبات را کنار گذاشته، تصمیم به حل مشکلات نمایند!!!! آیا تحولات فرهنگی چه خوب و چه بد را، می توان جدا از عملکرد مجریان قانون و سیاستهای اتخاذ شده توسط آنان مورد بررسی قرار داد ؟ قانون اساسی تمامیت ارضی و استقلال کشور را مد نظر قرار داده است ،آیا استقلال فرهنگی ورشد و شکوفایی فرهنگ مردم را نیز مد نظر قرار داده است ؟اگردر قانون اساسی کشور ،راه های جلوگیری از هجوم فرهنگ بیگانه منظور نگردیده است این یک خلاء قانونی و باید آن را اصلاح نمود واگردر قوانین راه و روش پیشگیری وجود دارد، مشکل در نوع عملکرد مجریان قانون است و اگر قانون و مجریان قانون مشکلی ندارند، پس مشکل کجاست ؟ در هرحال معاندین تصوف، مخالفین و تضعیف کنندگان فرهنگ مذهبی و ملی کشور و خود عامل نفوذ بیگانه وبستر ساز تهاجم فرهنگی!!! و انحطاط فرهنگی هستند .
ادامه دارد....... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 19:27 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
20 فروردين 1388 ساعت 00:52
فیروز بیدآباد از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که در روز سوم اسفندماه 1387 ( روز درویش ) مقابل مجلس شورای اسلامی دستگیر و به اتهام اخلال در نظم عمومی و تمرد از دستور پلیس در زندان اوین به سر می برد از وضعیت جسمی نامناسبی برخوردار است . همسر وی در گفتگویی با خبرنگار سایت مجذوبان نور با اعلام این خبر گفت : فیروز بیدآباد مبتلا به بیماری سنگ کیسه صفرا می باشد و قبل از بازداشت تحت معالجه و درمان پزشکان متخصص قرار داشت اما تاکنون در زندان اوین بیماری وی روبه وخامت گذاشته است . وی در ادامه افزود : همسرم نیازمند مراقبتهای ویژه پزشکی و عمل جراحی می باشد و بیم آن می رود در اثر سهل انگاری مسوولین زندان ، خطرات جانی برای وی در برداشته باشد . وی به نامه خود به معاون دادستان و سرپرست دادسرای امنیت تهران اشاره و گفت : براساس قوانین و مقررات حاکم بر امور زندانیان ، مسوولیت مراقبت پزشکی از همسرم برعهده مسوولین زندان اوین و مقامات قضایی ذیربط می باشد لذا در نامه ای به سرپرست دادسرای امنیت تهران خواستار رسیدگی فوری به وضعیت شوهرم شدم و مسوولیت هرگونه اتفاق ناگوار برای وی برعهده ایشان می باشد .
گفتنی
است تعداد 16 تن از دراویش پس از گذشت 50 روز کماکان در زندان اوین به سر می برند
.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 19:25 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
20 فروردين 1388 ساعت 00:34
به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ؛ تعداد 16 تن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که در روز سوم اسفندماه 1387 ( روز درویش ) مقابل مجلس شورای اسلامی دستگیر و به اتهام اخلال در نظم عمومی و تمرد از دستور پلیس تحت پیگرد دادسرای امنیت تهران قرار گرفتند پس از گذشت 50 روز کماکان در زندان اوین به سر می برند .
براساس این گزارش ، برای این 16
تن قرار وثیقه 50 میلیون تومانی صادر شده که تاکنون دراویش گنابادی در اعتراض به
غیرقانونی بودن عملکرد مقامات دادسرای امنیت و غیرقابل استناد بودن جرایم انتسابی
از تودیع وثایق معینه خودداری نموده اند
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 19:23 توسط نور
|
|
||
|
|
|
||||
|
چهلمین روز فراق
عارفی وارسته ، عاشقی دل باخته و عابدی به خدا پیوسته بود .لباس تقوی برپندار و کردارخویش پوشانده ودر تمامی عمر پر برکتش یاران را دعوت به دوستی ،تقوی،اتحاد، صبر،گذشت ،تواضع وبندگی حق می نمود. خداوندش جان او را بر مدار مهر و محبت طواف داده بود .درس سلوک را با مهر و عشق به مولای خویش به سالکان راه خدا می آموخت .تواضع به غایت داشت وبا بزرگی روح ، خاک راه دراویش بود در چهلمین روز فراقش با گفتن چند عبارت از فرمایشات ا و یادش را گرامی می داریم : فرمود : روندگان راه حق دو دسته اند : گروهی تنها مولایشان را دوست دارند وگروهی دیگر هم او وهم خویش را ، این شرک است ،در راه دوست باید خود را گذاشت و سر انداز بود. فرمود : ازدنیاهر چه گرفتی و به دست آوردی روزی پس خواهی داد یا در حیات یا به وقت ممات ، دامن مولای خویش و مهر اورا بگیر که در مرگ و زندگی تنها او مشکل گشا و عروه الوثقی است ودر آخرت هم اوفریادرس است. فرمود : دل بر فانی مبند ، که به ترس از دست دادنش نمی ارزد . کسی گفت که محبت شما دیگران را گستاخ میکند ...،فرمود: من مامور به مهر شده ام ،غضب از من ، خلاف امراو است. فرمود : در مقابل مولای خویش لال باش و گوش به فرمان ،اگر سئوالی فرمود ، به آن اندازه جواب ده وحرف بزن که بی ادبی نباشد. فرمود : عاشقی دیوانگی است در عاشقی عاقلی نکن .
یادش گرامی باد
|
|||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 8:55 توسط نور
|
|
|||||
|
|
|
|
|
11 فروردين 1388 ساعت 23:13
جمعی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ساکن نهاوند با نماینده این شهرستان در مجلس شورای اسلامی دیدارو گفتگو کردند . به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ، تعدادی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ساکن شهرستان نهاوند با دکتر سنایی ، نماینده این شهرستان در مجلس شورای اسلامی دیدار و گفتگو کردند . در این دیدار ، دراویش با برشمردن مشکلات و محدودیتهای تحمیل شده از سوی معاندین تصوف ، با تقدیم نامه ای به افزایش موج این فشارها و اقدامات خلاف قانون ،مراتب اعتراض خود را اعلام نمودند . در بخشی از این نامه آمده است : به راستی اینجا کجاست ؟؟!! هیچ کس پاسخگوی مردم نیست ؟؟. اگر در کابل یا بحرین یا مدینه و لبنان و غزه و چچن و پاچنار و میانماره و.....زندگی می کردیم سوژه بسیار خوبی می شدیم برای رجال سیاسی و دولتمردان در ایران تا به خیابان ها بیایند و مرگ بر اسراییل سر دهند و از حقوق پایمال شده برادران دینیشان در کشور های دیگر حمایت نمایند و در بوق و کرنا کنند که آزادی عقیده در آن سرزمین ها وجود ندارد و یا شیعیان آن کشور ها توسط وهابی ها و طالبانیسم و صهیونیسم و هزاران ایسم دیگر در تحت فشار هستند و یا در مدینه مسجد شیعیان را تخریب می کنند و شیعیان در حبس به سر می برند.... ولی در ایران حسینیه هایمان تخریب شده و به آتش کشیده می شود و منازل دراویش تخریب می گردد و دوستداران علی (ع) را به حبس می برند و قرآن ها را به آتش می کشند و کتب مذهبی زیر تیغ لودر ها پاره می گردد و عزیزانمان را در شهر های مختلف به حبس می برند و صد افسوس که والیان حکومتی طارم اعلی را میبینند و پیش پای خود و مملکت خود را نمی بینند . به راستی اینجا کجاست ؟؟؟متولی این مملکت کیست ؟؟؟قانون چه معنا دارد؟؟و مجری قانون کیست ؟؟
نماینده نهاوند دکتر سنایی در این دیدار
ضمن ابراز تأسف و تاثراز اقدامات غیر قانونی علیه دراویش گنابادی،در مقام نمایندگی
مردم خویش را متعهد دانست که مراتب اعتراض و مظلومیت دراویش را به اطلاع مسئولین
برساند
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 23:44 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
07 فروردين 1388 ساعت 23:25
هو 121
بنی آدم اعضای یک دیگرند که در آفرینش زیک گوهرند
ریاست و اعضای محترم هیأت مدیره اتحادیه کانونهای وکلای دادگستری ایران
با عرض سلام
احتراماً ، با تقدیر و سپاس از تلاش عالیجنابان و وکلای محترم در پاسداری از حریم قانونی ملت شریف ایران ، به استحضار می رسانیم : یکی از انگیزه ها و دلایلی که سبب استقلال کانون وکلا و پاسداری و دفاع ازشرافت وکیل و حیثیت وکالت گردید ممانعت از تمرکز و انحصار قانون در دست نهادهای قدرت و جلوگیری ازتحریف و تفسیر سلیقه ای ازمواد قانونی بود . مسلماً سکوت در برابر تعرض و شکستن شأن وکیل و مقام وکالت، نه تنها متعرض را بر فعل خویش محکم و استوار می کند، بلکه موقعیت و نقش این نهاد حقوقی را در ساختار قضایی کشور متزلزل می سازد . همانگونه که مستحضرید در سالهای اخیر، به موازات افزایش فشار و محدودیت بر دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و وکلای آنها، حمایت قانونی از سوی نهادهای دولتی و مدنی نسبت به آنان کاسته واقدامات غیر قانونی علیه دراویش به یک رویه تبدیل شده و شکایت علیه این سنت نابجا در محاکم صالحه به اقدام علیه امنیت ملی تأویل می شود . متأسفانه در مقام دفاع از حقوق دراویش، با شکایات مراکز امنیتی، پروانه وکالت دو تن ازوکلای مرکزامور مشاوران قوه قضاییه ابطال گردیده(مصطفی دانشجو و امید بهروزی) و دوتن ازاعضای کانون وکلای فارس ( فرشید یداللهی فارسی و امیر اسلامی بورکی ) تحت پیگرد قضایی قرارگرفته اند. عالیجنابان ؛ ما جمعی ازکارشناسان ، حقوقدانان و وکلای مدافع دراویش گنابادی در غربت قانون و تنهایی مظلوم و خاموشی یارانی که امید به حمایت آنان داشتیم در راستای عمل به رسالت انسانی و قانونی خویش و فارغ از هر گونه گرایش سیاسی و حزبی ، با الهام از تعالیم عرفانی و دینی ، در جهت آگاهی مردم بر حقوق قانونی و شهروندی خودو تذکر به مسئولین در اجرای صحیح اعلامیه حقوق بشر و قانون اساسی و شکستن بایکوت خبری و ....اقدام به تاسیس سایت مجذوبان نور نمودیم تا دراین ظلمت تحمیلی، امید به عدالت را، پاسبان باشیم . سروران ارجمند ؛ مدیران سایت مجذوبان نوربر این اعتقادند که خاموشی و مواضع انفعالی کانونهای وکلای دادگستری در خصوص تضییع حقوق دراویش گنابادی وخصوصا وکلای آنها می تواند بستر ساز حاکمیت قانون ستیزی و قانون گریزی در جامعه و نا کارآمدی این نهاد مدنی باشد . اگرتعهد وکیل در محکمه جز پایبندی به سوگندی باشد که یاد نموده است ودر دفاع از مظلوم ترس و هراس داشته واحساس تشویش و ناامنی نماید ،اظهار قانون، عدالت و احقاق حق ،شرافت وکیل وحیثیت وکالت ، ریشخند بر حقوق ملت از سوی صاحبان قدرت است. همانگونه که رسیدگی به تخلفات انتظامی وکلا، در صلاحیت کانونهای وکلای دادگستری است ،حمایت و دفاع ازوکیل درمقابل تعدی و تعرض مراجع قضایی،انتظامی و امنیتی نیز برعهده این نهاد مدنی بوده و دفاع از حیثیت عدالت ایجاب میکند که وکیل رادر طوفان حوادث رها ننمایید . از اینرو مراتب جفای رفته بر وکلای دراویش را به استحضار رساندیم . باشد که برای احترام به حیثیت وکالت وشرافت عدالت که وجه مشترک تمامی مدافعین حق و حقیقت است تدابیری اندیشیده شود.
با تشکر مدیران سایت مجذوبان نور : فرشید یداللهی فارسی ، امیراسلامی بورکی مصطفی دانشجو، امید بهروزی ، افشین کرمپور، حمید رضا مرادی
رونوشت : 1- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری مرکز جهت استحضار و اقدام لازم جهت دفاع از حیثیت شغل وکالت 2- ریاست محترم مرکز امور مشاوران حقوقی ، وکلاء و کارشناسان قوه قضاییه جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت 3- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری فارس، بوشهر، کهکیلویه و بویراحمد جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت 4- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری آذربایجان شرقی جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت 5- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری آذربایجان غربی جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت 6- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری اصفهان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت 7- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری مازندران جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت 8- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری گیلان جهت استحضارو اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت 9- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری خوزستان و لرستان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت 10- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری کرمانشاه و ایلام جهت استحضارو اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت 11- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری خراسان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت 12- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری قزوین و زنجان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت 13- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری همدان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت 14- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری مرکزی جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت 15 - ریاست محترم کانون وکلای دادگستری قم جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت 16- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری اردبیل جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت 17- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری کردستان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت 18- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری گلستان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 0:29 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
06 فروردين 1388 ساعت 04:09
امروز پنج شنبه 6 فروردین 1388 بر اساس گزارش دریافتی از خبرنگار سایت مجذوبان نور تعداد 16 تن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که در روز "درویش" سوم اسفند ماه 1387 دستگیر و بازداشت گردیدند ، پس از با زجوئی های متمادی و حبس در سلولهای انفرادی به بند عمومی زندان اوین انتقال یافتند. قرار تأمین کیفری که از سوی بازپرس شعبه دوم دادسرای امنیت تهران قاضی سبحانی برای این عده از دراویش صادر گردیده است، قرار وثیقه 50 میلیون تومانی می باشد که این قرار با عناوین اتهامی و دلایل ارائه شده و همچنین باتوجه به وضعیت مزاج و وسن و حیثیت دراویش بازداشتی هیچگونه تناسبی ندارد وآنها در اعتراض به اقدامات غیر قانونی مسئولین، از سپردن وثیقه خودداری نموده اند . در ادامه این گزارش آمده است:
1ـ محمد علی تابان 70 ساله 2ـ فیروز بید آباد 3ـ حشمت الله وفائی شعار هفتاد و سه ساله 4ـ حمید رضا رحمانی 5ـ محمد همراهي 6ـ حسن كاشاني 7ـ عبدالمناف غلامي ارجنکی 8ـ پيمان امرائي 9ـ غلامعلی باغستانی 70 ساله 10 ـ میکائیل قربانی 11 ـ مسلم صنعت پرست 12 ـ اسماعیل صنعت پرست 13 ـ ناصر پاپی 14 ـ سلیمان نوری 15 ـ یدالله شمسی خانی 16 ـ رضا شالی اسامی 16تن دراویش زندانی می باشند که از سلولهای انفرادی به بند عمومی منتقل گردیده اند.
در پایان این گزارش ، یکی از دراویش که اخیرا از
زندان آزاد شده است در مصاجبه با خبرنگار سایت مجذوبان نور می گوید: برخی از بازداشت شدگان در روزهای اولیه بازجوئی،به دلیل مقاومت در برابراجبار به اقرار در فبول اتهامات وبرخوردهای غیر قانونی دیگر ، با بازجویان حتی مجبور به درگیری فیزیکی می شوند که توسط مأمورین اداره اطلاعات شدیدا مورد ضرب و شتم قرارمی گیرند و از معرفی این دراویش به پزشکی قانونی و شکایت از مامورین خاطی ممانعت می شود |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 3:33 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
30 اسفند 1387 ساعت 14:02
با نوروز،غربت را به دیروز می سپاریم ودر سپیده دم فردا ، با شهادت به اهورایی بودن عشق وآزادی ،درحلقه مجذوبان نور می نشینیم و سرود حقیقت را فریاد می زنیم . حلول سال نو و نوروز باستانی ، يادگار زرتشت پیامبر ، بر مرشد و مقتدای دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی حضرت آقای دکترحاج نور علی تابنده مجذوبعلیشاه ارواحنا فداه ،مشایخ بزرگوار سلسله ،دراویش غیور زندانی ، عزیزان ایمانی و ملت شریف ایران مبارک باد.
مدیریت سایت مجذوبان نور |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 21:27 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|
|
30 اسفند 1387 ساعت 02:03
سالی که گذشت اینچنین بود:
15 فروردين : به گفته آگاهان ، اداره اطلاعات شهرستان بروجرد با فشار بر شهرداری این شهرستان ، از محصور نمودن و دیوارکشی زمین موقوفه حسینیه مخروبه دراویش نعمت اللهی گنابادی توسط دراویش ، جلوگیری و ممانعت نموده است
16 ارديبهشت : طبق اخبار واصله امروز 16/2/1387 تعدادی از دراویشی که در جریان تخریب حسینیه بروجرد، مورد ضرب و جرح ، بازداشت و بازجویی قرار گرفته بودند ؛ از طرف دادسرای عمومی شهرستان بروجرد ، به منظور اخذ آخرین دفاع ، در جلسه رسیدگی روز شنبه مورخ 21/2/ 87 به شعبه چهارم دادیاری احضار گردیده اند
21 ارديبهشت : 1- بازداشت محمد اسماعیل صلاحی ، از دراویش نعمت اللهی گنابادی در شهر میبد 2- احضار هفت نفر از محکومین حادثه تخریب حسینیه قم برای اجرای حکم
3- پرتاب کوکتل مولوتف به مجلس فقری دراویش گنابادی در شهرستان امیدیه 4- نامه تهدید آمیز گروهک موسوم به منصورون 2 خطاب به یکی از دراویش گنابادی در شهرستان امیدیه
23 اردیبهشت : پایان ضرب الاجل دو ماهه کمیسیون ماده صد شهرداری شهرستان کرج برای تخریب حسینیه دراویش نعمت اللهی گنابادی
26 ارديبهشت : بازداشت سه تن از دراویش گنابادی محکوم در جریان قم
28 ارديبهشت : بازداشت سه تن ديگر از دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي محکوم در جریان قم
7 خرداد : بازداشت محکومین قم همچنان ادامه دارد
12 خرداد : 1- آقایان مرتضی شریفی دارانی و مرتضی حیدری فارسانی دو نفر از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی محکوم در جریان قم بازداشت شدند. 2- سرپوش حیاط حسینیه دراویش نعمت اللهی گنابادی شهرستان همدان توسط مأمورین شهرداری و با حضور نیروهای امنیتی و انتظامی تخریب گردید.
16 خرداد : صبح روز پنجشنبه 16 خرداد ماه، تعدادی از مأمورین اجرائیات شهرداری کرج به همراه عوامل انتظامی برای اجرای حکم تخریب حسینیه دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در این شهرستان به محل حسینیه مراجعه نمودند.
21 خرداد : حکم تخریب منزل مسکونی آقای رحمت الله جوادی ، محل برگزاری مجالس دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در چرمهین از توابع استان اصفهان از سوی کمیسیون تجدیدنظر شهرداری تأیید شده و طی اخطار ابلاغی به مالک ، تخریب این مکان ظرف سه روزآینده انجام می شود .
23 خرداد : رهروان حسین در بند و زندان – بازداشت تنی چند از دراویش محکوم در جریان قم
27 خرداد : دستور بایکوت خبری سلسله دراویش نعمت اللهی گنابادی به کلیه رسانه ها و جراید داخلی ایران
28 خرداد : نیروهای انتظامی و امنیتی اصفهان مجلس روزه خوانی در مسجد مردآویج این شهر، که به مناسبت دهه فاطمیه توسط شیخ سلسله نعمت اللهی گنابادی جناب آقای جذبی منعقد گردیده بود تعطیل نموده ویکی از دراویش (آقای خالصی) را دستگیر و بازداشت می نمایند
29 خرداد : آقای امیرعلی محمدی لباف از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در شهرستان قم توسط نیروهای امنیتی بدون مجوز و دستور مقام قضایی دستگیر وبه نقطه نامعلومی منتقل گردید
31 خرداد : نیروهای امنیتی و پلیس خودرو جناب آقای جذبی (شیخ دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ) را که در راه بازگشت از شهر کرد به اصفهان بودند متوقف و ایشان را بازداشت و خودرو شخصی وی را مورد تفتیش و بازرسی قرار می دهند
4 تیر : حسینیه دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در شهر اهواز از سوی عده ای لباس شخصی با نام مأمورین اداره آب مورد اصابت کوکتل مولوتف قرار گرفت وخدمه این مکان عبادی نیزبه ضرب چاقو مجروح و به بیمارستان منتقل شد .
06 تیر : آقای عنایت الله دانش پژوه از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در شهرستان قم بازداشت شد
7 تیر : آقای علی کریمی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در شهرستان قم بازداشت شدند
8 تیر : خانمها لیدا تابان ، ویدا تابان و فائزه واحدی ، سه تن از پیروان طریقت نعمت اللهی گنابادی از وزارت آموزش و پرورش اخراج شدند . این سه درویش گنابادی پس از هفت سال خدمت درمدارس شهرستانهای کرج و هشتگرد با حکم اداره کل تعیین صلاحیت و اسناد وزارت اطلاعات ایران به دلیل وابستگی به سلسله دراویش نعمت اللهی گنابادی از کار برکنار شدند و شعبه 23 دیوان عدالت اداری نیز درتصمیم قضایی اخیرالصدور خود ، این احکام اخراج را تأیید نموده است .
10 تیر : پلیس اطلاعات و امنیت عمومی شهرستان گناباد ، برای تنظیم و ارائه لیست ثبت اسامی مراجعین به مکان مقدس مزار سلطانی بیدخت،دراویش ومخصوصا خادمین مزار را با تهدید و ارعاب تحت فشار گذاشته است.
11 تیر : مقارن ساعت10 صبح ، خانه مسکونی آقای رحمت الله جوادی که از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و منزل وی محل انعقاد مجالس درویشی در چرمهین اصفهان است با خاک یکسان شد.
14 تیر : آقای رحمت الله جوادی از سوی دادگاه باغ بهادران احضارشد
15 تیر : آقای برزو نعمتی در فاجعه تخریب منزل مسکونی آقای رحمت الله جوادی ، توسط نیروهای امنیتی بازداشت ، زندانی و ممنوع الملاقات گردید .
24 تیر : ابطال پروانه وکالت امید بهروزی وکیل دراویش گنابادی از سوی مركز امور مشاوران حقوقي قوه قضاييه
02 مرداد : آقای رحمت الله جوادی دستگیر و روانه زندان گردید .
08 مرداد : در ادامه بایکوت خبری دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی، وبلاگ های خورشید حق، ذوالفقار حسینی، صوفی، نور تابان، فقر و درویشی، بناء تصوف، صلح کل، اخبار سلسله نعمت اللهی گنابادی، بخش فرهنگی مددکاری رضا و مرکز فرهنگی ایرانیان بار دیگر فیلتر شدند .
13 مرداد : آقای اسماعیل صلاحی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی، یکشنبه 13مردادماه 1387 ساعت 8صبح از سوی شعبه 101 دادگاه عمومی- جزائی شهرستان میبد احضار و اتهام ایشان توهین به مقام معظم رهبری و بنیانگذارجمهوری اسلامی عنوان گردیده است .
14 مرداد : درپی تخریب حسینیه شریعت قم و واقعه بهمن ماه 1384 و صدور حکم دادگاه تجدید نظر وتبدیل جرائم انتسابی ،به جزای نقدی و امتناع آقایان فرشید یداللهی و امید بهروزی نسبت به پرداخت آن ، از سوی مقامات قضایی حکم جلب این دو وکیل دراویش صادر گردیده است
15 مرداد : 1- امروز سه شنبه 15 مرداد ماه 1387 آقای خان بابا ترک زاده یکی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و از محکومین حادثه قم در شهرستان فسا بازداشت شد . 2- آقای یوسف امیری از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ساکن شهرستان چرمهین روز سه شنبه 15مردادماه 1387 ، احضار، بازداشت و روانه زندان گردید .
16 مرداد : در ساعت 14روز چهارشنبه 16مرداد ماه ماه1387، آقای رحیم آهنگ از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی به همراه دو تن از وکلای دراویش آقایان فرشید یداللهی و امید بهروزی خود را به زندان عادل آباد شیراز معرفی نمودند
17 مرداد : براساس حکم شعبه 101جزایی دادگاه انقلاب میبد ، آقای اسماعیل صلاحی محکوم به تحمل یک سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی شدند که در اجرای مواد 25 و 29 قانون مجازات اسلامی دو سوم این محکومیت مشروط به اینکه به مدت 4 سال از تشکیل جلسات با آقایان شاکر ،امامی ،زمانیان ،قانعی وامثال الذالک و ارتباط با عناصر فرقه گنابادی و ارسال مکاتبات با سفارتخانه های خارجی ،تشویش اذهان عمومی از طریق نشر اکاذیب ،توهین به مراجع عظام تقلید خودداری نماید ، به حال تعلیق در می آید .
22 مرداد : آقای امیرعلی لباف از دراویش نعمت اللهی گنابادی وماذون نماز این سلسله در شهرستان قم از سوی شعبه 101 دادگاه عمومی –جزائی دادگاه این شهراحضار شد
26 مرداد : دادگاه باغ بهادران با صدور احضاریه برای بیش از 25نفر از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ساکن در شهرستان چرمهین اصفهان ،آنان را موظف نموده است که ظرف یک هفته خود را به این دادگاه معرفی نمایند .
8 شهریور : سه تن از ماموران امنیتی شهرستان اهواز به منزل آقای فرهنگ دشتستانی یکی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ساکن آبادان مراجعه نموده ،منزل وی را بازرسی و ضمن ضبط کتابها ، سی دی و عکس های بزرگان سلسله گنابادی ،وی را بازداشت نموده و به شهر اهواز منتقل می نمایند .
10 شهریور : 1- آقای اسماعیل صلاحی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی، از سوی دادگاه عمومی- جزائی شهرستان میبد احضار و اتهام ایشان تمرد از دستور مأموران عنوان گردیده است 2- آقای تیمور همایونی یکی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و ازمحکومین پرونده تخریب حسینیه شریعت قم در شهرستان شیراز بازداشت شد. 3- کتاب فروشی مروی در شهرستان گناباد ( در نزدیکی بیدخت زادگاه و مدفن بزرگان سلسله نعمت اللهی گنابادی ) مورد تفتیش و بازرسی مأمورین امنیتی قرار گرفت . مأمورین اداره اماکن عمومی نیروی انتظامی به دستور دادستان این شهرستان کلیه آثار و کتب دراویش سلسله گنابادی را در کتابفروشی مروی ضبط و توقیف نموده و مسئول فروش این کتابفروشی را نیز به پاسگاه نیروی انتظامی منتقل نمودند .
17 شهریور : آقای نظر علی مروی به دایره نظارت بر اماکن عمومی نیروی انتظامی شهرستان گناباد احضار و پس از حضور، مراتب دستور دادستان این شهرستان ، مبنی بر منع فروش کتابهای دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ، طی صورتجلسه تنظیمی توسط سروان میرزایی و گروهبان کد خدایی( دو تن از مامورین امنیتی گناباد )،به ایشان تفهیم گردید و طی نامه کتبی پلیس امنیت عمومی گناباد 24 ساعت به وی مهلت داده شد که برای جمع آوری و انتقال کتابهای مزبور از کتابفروشی اقدام نماید .
19 شهریور : آقای امیرعلی لباف (ماذون نماز دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در شهرستان قم )به اتهام تشویش اذهان عمومی و تشویش اذهان مراجع و مقامات رسمی و توهین به مقدسات اسلام از سوی دادگاه جزایی قم ، به تحمل74 ضربه شلاق ،5 سال زندان و 10 سال تبعید به شهر بابک محکوم گردید.
23 شهریور : آقای محمد رضا گودرزی که مجالس درویشی دربندر لنگه در منزل وی منعقد می باشد صبح امروز توسط ستاد خبری اطلاعات بصورت تلفنی احضار شد . به دلیل عدم حضور آقای گودرزی در ستاد خبری دو تن از ماموران امنیتی به مغازه وی مراجعه ،ایشان را بازداشت وبه ستاد خبری منتقل می نمایند .
02 مهر : شعبه دوم دادیاری دادسرای نظامی ساری ، مأمورین اداره اطلاعات شهرستان بهشهر را که در اردیبهشت ماه سال 1385 بدون ارائه حکم مقام قضایی به منازل آقایان اسماعیل و محمود رزازی از دراویش گنابادی در شهرستان نکاء وارد شده و ضمن تفتیش و بازرسی منازل آنها ، کلیه آثار عرفانی موجود را ضبط و این دو درویش را به اداره اطلاعات احضار نمودند ، تبرئه کرد .
4 مهر : افرادی با هویت گروه منصورون 2 با پرتاب کوکتل مولوتف به مجلس دراویش نعمت اللهی گنابادی در امیدیه حمله ورشدند . همچنین این افراد با ریختن بنزین برروی وسیله نقلیه یکی از دراویش قصد آتش زدن آن را داشتند که خوشبختانه با اطلاع دراویش از این واقعه حادثه ای رخ نداد .
08 مهر : آقای عباس اولیایی ، از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی براساس گزارش واحد عقیدتی سیاسی سازمان هواپیمایی مبنی بر اینکه وی در مراسم فرقه دراویش به رهبری خدابنده !! شرکت داشته و گرایش متعصبانه تؤام با ذهنیت ضد انقلابی و انحراف در مسایل اعتقادی ، سیاسی و اخلاقی دارند ، از سوی هیأت رسیدگی به تخلفات اداری سازمان هواپیمایی تحت تعقیب قرار می گیرند و اتهام « عضویت در یکی از فرقه های ضاله که از نظر اسلام مردود شناخته شده اند » به ایشان تفهیم می شود و نهایتاً بر اساس رأی هیأت ، بازخرید می شوند .
9 مهر : مخالفت وتهدید دراویش گنابادی اصفهان به برگزاری نماز عید فطر
11 مهر : 1- در ساعت 4 بعد از ظهر عده ای ازمخالفین تصوف با صحنه سازی و ایجاد جو آشوب و بلوا در اطراف حسینیه کرج اجتماع نموده اند . نیروهای پلیس و گارد ویژه برای جلوگیری از تهاجم آنها در اطراف حسینیه مستقر گردیده اند . 2- سیاوش ساکی ، مرتضی سپندار، امین صفاری ، هادی اباذری ، چهارتن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در کرج بازداشت شدند . این چهار درویش توسط نیروهای انتظامی و اطلاعاتی در مقابل حسینیه دراویش در کرج دستگیر و پس از ساعاتی توقیف غیرقانونی در کلانتری مرکزی به بند 6 زندان رجایی شهر که بازداشتگاه انفرادی اطلاعات است ، منتقل شدند .
12 مهر : آقای مهدی مردانی راد بر اساس نظریه اداره کل تعیین صلاحیت و اسناد وزارت اطلاعات به اتهام پیروی از سلسله نعمت اللهی گنابادی ، از خدمت در آموزش و پرورش گرگان برکنار شد
14مهر : جناب آقای فرهان پور(کرمعلی)-ازمشایخ سلسله نعمت اللهی گنابادی- توسط مامورین اداره اطلاعات شهرستان یاسوج بازداشت شدند . آقای فرهان پور پس ازآنکه نزدیک به 3ساعت ، در بازداشتگاه اداره اطلاعات به دلیل مسافرت در کشور خود مورد بازجویی قرار گرفت ،آزاد شده و این شهر را ترک نمودند.
29 مهر : خانم مریم علیجانی، آقایان آرش خدابخشی، مرتضی سپندار و سید سلمان میرسلیمی از سوی معاونت اطلاعات کلانتری مرکزی کرج به صورت کتبی و به عنوان متهم احضار شدند و باید صبح روز چهارشنبه اول آبان ماه 1387ساعت 8.30 صبح خود را به دایره اطلاعات معرفی کنند .
30 مهر : 1- صبح امروز ساعت 6.45 دقیقه (قبل از وقت اداری)، جناب آقای حاج مسعود وحدت مجاز نماز محترم دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی توسط مأمورین اجرای احکام دادگستری خرم آباد بازداشت و روانه زندان گردید. آقای وحدت مدتی قبل به جرم نشر اکاذیب در دادگاه بدوی به تحمل 91 روز حبس محکوم گردیده بود که این محکومیت در دادگاه تجدیدنظر به جزای نقدی معادل 300 هزار تومان تبدیل شد . 2- 28 تن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی شهرستان چرمهین به دادگاه بخش باغ بهادران احضار شدند .
04 آبان : اداره اماکن عمومی نیروی انتظامی شهرستان گناباد با تمدید جواز کسب و فعالیت تجاری آقای علیرضا عباسی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی مخالفت نموده است .
07 آبان : 1- ساعت 10 صبح ، نماینده سه ارگان دادستانی ، اداره اطلاعات و نیروی انتظامی شهرستان پارسیان(عسلویه) وارد منزل شخصی آقای جلال خرمروز از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی شده و اتاق پذیرایی محل سکونت وی را پلمپ نمودند. 2- آقای مرتضی سپندار از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و جانباز نیروی دریایی ارتش به اتهام توهین به مقام رهبری ، با قرار 20 ملیون تومانی از سوی شعبه دوم بازپرسی شهرستان کرج بازداشت شد.
14 آبان : 1- بامداد امروز جناب آقای فرهان پور (کرمعلی ) از مشایخ سلسله نعمت اللهی گنابادی در فرودگاه بندر عباس بازداشت شد. آقای فرهان پور که به دعوت دراویش بندر عباس به این شهر مسافرت می نمایند در بدو ورود توسط نیروهای امنیتی و یگان ویژه ، بازداشت و پس از چند ساعت بازجویی ایشان را مجبور به ترک این شهر می نمایند . 2- ساعت 3 بعداز ظهر امروز آقای مهندس امیرعلی محمدی لباف مجاز نماز دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی شهرستان قم ، توسط نیروهای انتظامی و امنیتی ، به دستور شعبه اول دادیاری اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی قم ، جهت اجرای حکم دادگاه ( 74 ضربه شلاق ، 5 سال حبس و 10 سال تبعید ) دستگیر و روانه زندان شد .
28 آبان : آقای محمد اسماعیل صلاحی فیروز آبادی دانشجوی رشته حقوق ، بنا به تصمیم کمیته انضباطی از نیم سال اول 87-88 اخراج دائم از واحد دانشگاهی دانشگاه آزاد میبد گردید.
30 آبان : محمد اسماعیل صلاحی جهت اجرای حکم بازداشت شد .
07 دی : 1- محمدجعفر انتصاری، عبدالرضا گودرزی، هادی حبیبی و رویا اسدپور از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در جزیره کیش توسط مأمورین اطلاعات دستگیر و بازداشت شدند. 2- مأمورین امنیتی پس از بازرسی حسینیه دراویش گنابادی در جزیره کیش، اقدام به مصادره اقلام مختلفی از جمله عکسها و کتابهای حسینیه را کردند که با مقاومت خادم حسینیه آقای مراد کوچک زاده روبروشده و ایشان را بدون حکم قضایی بازداشت و با دستبند به اداره اطلاعات منتقل گردید.
8 دی : 1- نیروهای امنیتی و انتظامی ، مقارن ساعت30 /17به صفوف نمازگزاران دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی حمله ور شده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده وتعدادی را نیزدستگیرو بازداشت نمودند. در روز گذشته مامورین اداره اطلاعات، حسینیه دراویش را، مورد تفتیش و بازرسی قرار داده و قفلهای درب ورودی این محل عبادی را تعویض می نمایند. چند تن ازدراویش جهت اعتراض به این موضوع ظهر امروز به حسینیه مراجعه نموده که با برخورد غیر انسانی مامورین روبرو می گردند که در نهایت خانم محبوبه زهتاب بازداشت و درب ورودی حسینیه نیز پلمپ می شود. 2- اداره اطلاعات با تهدید و ارعاب از برگزاری مجلس شب دوشنبه در منزل آقای غلامرضا رحمانی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ممانعت نمود اما دراویش گنابادی با مقاومت دربرابراعمال غیر قانونی نیروهای امنیتی ،مجلس درویشی را درمنزل برادر ایشان مرحوم اسماعیل رحمانی منعقد نمودند.
14 دی : شهر بيدخت زادگاه و مدفن نوابغ علم و عرفان و تصوف اسلامي و از توابع شهرستان گناباد در استان خراسان رضوي ، از اطلس جغرافياي ايران حذف شد.
16 دی : حکم 74 ضربه شلاق آقای امیر علی محمدی لباف، مجاز نماز دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی قم، توسط مامورین شعبه اول دادیاری اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی قم در زندان به اجرا در آمد .
21 دی : جلسه شورای تأمین کرج در سه روز متوالی از تاریخ شنبه 21/10/87 تا روز دوشنبه 23/10/87 با حضور فرماندار ، شهردار و کلیه مسؤولان ادارات این شهرستان و تنی چند از مقامات امنیتی اعزامی از تهران تشکیل و موضوع حسینیه دراویش نعمت اللهی گنابادی در دستور کار قرار گرفت .
23 دی : مامورین حراست اداره آموزش و پرورش شهرستان بندر دیلم با احضار آقای عیسی برمکی ،از وی خواسته اند که مجالس شب های دوشنبه را تعطیل نماید ودر صورت امتناع از این دستور، وی را به بندر نخل تقی تبعید و منتقل خواهند نمود و دراویش این شهرستان اجبارا و جهت حمایت از برادرایمانی خود مجلس را در محل دیگری برگزار نمودند . آقای فرج امیرزاده مجلس دار شب های جمعه بندردیلم ، در دو مرحله مورد تهاجم و ضرب و شتم نیروهای قشری قرار گرفته است و بارها از سوی مامورین اداره اطلاعات و متحجرین منطقه ،به دلیل انعقاد مجالس درویشی در منزلش مورد تهدید و ارعاب قرار گرفته است . قشریون این منطقه اعلام نموده اند در صورتی که مجالس دیلم تعطیل نگردد به منازل دراویش حمله خواهند نمود.
24 دی : فرمانداری گراش چندی قبل آقای اکرم باشی نژاد ازدراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی،شاغل در شهرداری این شهرستان را احضارو پس از چند ساعت بازجویی با تهدیدو ارعاب از وی می خواهند که در مجالس درویشی شرکت ننماید. هم زمان و به موازات برخورد فرماندار، امام جمعه این شهرآقای حلاجی نیز در نماز جمعه با توهین به دراویش گنابادی وبا تهمت وافترا و اظهارات کذب ، نمازگزاران راترغیب به برخورد با دراویش می نماید. آقای حلاجی در بخشی از خطبه های نماز می گوید : "دراویش گنابادی در حال ازدیادند و ما از آنها میترسیم باید با آنها مقابله کرده و جلوی انها ایستاد ...
25 دی : دو تن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی به نامهای قاسم و احمد جعفرپور که در خیابان هاتف مقابل امامزاده اسماعیل اصفهان در حدود پنجاه سال است به شغل آرایشگری مشغول می باشند اخیراً جهت تمدید پروانه کسب خود به اداره اماکن مراجعه نموده و مسئولین با تقاضای آنها مخالفت و پروانه کسب آنها را تمدید نمی نمایند .
26 دی : ساعت 7 شب نیروهای اطلاعاتی و انتظامی جزیره کیش ، بدون ارائه مجوز قضایی مبنی بر جلب و یا ورود به منزل در شب ، پس از محاصره و کنترل شدید منطقه ، به منزل آقای محمد جعفر انتصاری هجوم برده و تعدادی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که در آن مکان جهت برگزاری مجلس درویشی و ذکر خدا حضور داشتند را جلب و با برخورد فیزیکی با مردان و زنان و با زور و غلبه، به بازداشتگاه اداره اطلاعات کیش منتقل نمودند. 29 دی : مقارن ساعت 30/17نیروهای امنیتی و انتظامی جزیره کیش منزل آقای رضا گودرزی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی را که مجلس شب های دوشنبه در منزل وی برگزار می گردد ، محاصره نمودند و مانع ورود عده ای از دراویش به مجلس شدند . دراویش گنابادی در زیر فشار نیروهای پلیس به هر شکل مجلس را برگزار کردند و عده ای از آنها نیز مجلس را در پشت حلقه محاصره نیروهای امنیتی و انتظامی منعقد نمودند .
30 دی : آقایان فرشید یداللهی و امیر اسلامی ، جهت پی گیری پرونده های موکلان و طرح دفاعیات خود عازم جزیره کیش شدند ؛ اما به محض حضور نزد مقام قضایی، بر اساس گزارش اداره اطلاعات کیش تحت عناوینی چون جعل عنوان و نشر اکاذیب مورد باز جویی و پیگرد قضایی قرار گرفتند.
03 بهمن : حکم محکومیت جمشید لک از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در شهرستان دورود به تحمل 74 ضربه شلاق ، صبح امروز از سوی دادگستری این شهرستان اجرا شد .
09 بهمن : سجاد قائدرحمتی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی از سوی دادگاه جزایی آبدانان با شکایت نیروی انتظامی به اتهام فعالیت غیرمجاز درامور سمعی و بصری به پرداخت 600 هزار تومان جزای نقدی محکوم شد و شعبه 4 دادگاه تجدیدنظر استان ایلام نیز این محکومیت را عیناً تأیید کرد . سجاد قائدرحمتی به دلیل عدم پرداخت جزای نقدی در زندان آبدانان به سر می برد .
12 بهمن : در ادامه تخریب منزل آقای رحمت الله جوادی و بازداشت تعدادی از دراویش در چر مهین اصفهان، آقایان قنبر بلالی و بابک مبینی ازسوی نیروهای امنیتی و انتظامی بازداشت شدند .
13 بهمن : احضار آقاي نادر آبي از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و مجلس دار شبهای جمعه در شهرستان گناوه از طرف اداره اطلاعات .
14 بهمن : نیروی انتظامی جمهوری اسلامی طی بخشنامه ای به کلانتریهای سراسر کشور ابلاغ کرده تا نسبت به جمع آوری آمار اقلیتهای مذهبی و پیروان فرق و مذاهب مختلف در حوزه انتظامی خود اقدام نمایند . کلانتریها و یگانهای انتظامی ، مفاد این بخشنامه را به دراویش و پیروان سلسله نعمت اللهی گنابادی نیز تعمیم داده و در بعضی از شهرها ، تنی چند از دراویش رابه واحدهای اطلاعات کلانتریها به صورت شفاهی احضار و از آنها خواسته شده تا زمان و مکان برگزاری مجالس درویشی و آمار دراویش و شرکت کنندگان در این مجالس را به آنها اعلام نمایند
27 بهمن : محمد اسماعیل صلاحی دانشجوی رشته حقوق دانشگاه میبد یزد و از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که با شکایت اداره کل اطلاعات ، در زندان اردکان یزد دوران محکومیت خود را می گذراند ، از سوی دانشگاه آزاد اسلامی میبد به محرومیت از تحصیل محکوم شد و متعاقب آن و در پی اعتراض و کلای وی، کمیته مرکزی دانشگاه در تهران ، مجازات اخراج را به محرومیت از تحصیل در کل واحدهای دانشگاهی آزاد درایران تعمیم وافزایش داد
30 بهمن : درساعت یک بامداد امروز مقبره آقای مرحوم درویش ناصر علی در تخت فولاد اصفهان توسط 200 تن از نیروهای امنیتی ، یگان ویژه ، اماکن و شهرداری محاصره می شود ، ماموران به بهانه تفتیش و بازرسی وارد مقبره می شوند و 5تن از دراویش (نگهبانان و خادمین به نامهای آقایان آقایان کشاوررز ،آرمان،حسن مومن ،علی تیموری ومحمد حسنپور ) را دستگیر و بازداشت می کنند .سپس کتابخانه و کلیه وسایل و اقلام موجود در این محل جمع آوری وکلیه ساختمان های اطراف مقبره (ساختمان قدیمی و محل مجالس ) را با بلدوزر تخریب می نمایند.
1 اسفند : 1- صبح امروز مأموران امنیتی به منزل آقای تمیمی از دراویش گنابادی ساکن در شاهین شهر اصفهان هجوم برده و ضمن تفتیش و بازرسی منزل وی ، ایشان را دستگیر و بازداشت نمودند. 2- دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی جهت برگزاری مجلس درویشی در شب جمعه از ساعت 15 امروز، در محل حسینیه و مقبره درویش ناصرعلی گرد هم آمده اند. مأمورین امنیتی و گارد ضد شورش انتظامی منطقه را به محاصره درآورده و با ایجاد رعب و وحشت ، درصدد جلوگیری از انعقاد مجلس درویشی بر آمده اند. بنابر از اظهارات یکی از حاضرین در محل، شخصی به نام سرهنگ شجاعی، که فرماندهی این عملیات علیه دراویش را به عهده داشت، در چندین مرحله بیان نموده است که ما امروز نقش یزید را برای شما ایفا خواهیم نمود. پس از محاصره دراویش ، مأمورین لباس شخصی و نیروهای گارد ویژه در ساعت 4.30 بعد از ظهر با حمله به تجمع دراویش به ضرب و شتم آنها پرداختند. در این درگیری که با استفاده از باتوم و سنگ و پرتاب گاز اشک آور صورت پذیرفت، در حمله مهاجمین در ساعات اولیه بیش از 70 تن از مردان ، زنان و کودکان دراویش زخمی و مجروح شده وبه بیمارستان انتقال یافتند و چندین تن توسط این نیروها بازداشت و دستگیر شدند.
3 اسفند : جمعی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ،به دلیل حملات گسترده و روز افزون نهادهای امنیتی و انتظامی ، در جهت استیفاء حقوق حقه خویش ،در روز شنبه سوم اسفند ماه 1387 در مقابل مجلس شورای اسلامی اقدام به تجمع مسالمت آمیز نمودند که با ممانعت گارد ضد شورش ومامورین امنیتی روبرو شدند. برای جلوگیری از این تجمع، نیروهای گارد ویژه و مامورین امنیتی میدان بهارستان و خیابانهای اطراف آنرا،عملا تبدیل به پادگان نظامی نمودند و صدها تن از دراویش گنابادی را دستگیر و بازداشت کردند .
4 اسفند : عده اي از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ساكن اصفهان ، جهت برگزاري مجلس شب دوشنبه و اقامه نماز در خرابه های مقبره درویش ناصرعلی در تخت فولاد اصفهان ، به آنجا مراجعه كردند كه عده اي از مأمورین لباس شخصی و نیروهای گارد ویژه نيروي انتظامي در حين اقامه نماز به آنان حمله كردند و دراويش را مورد ضرب و شتم قرار دادند . در این درگیری تعدادی از دراویش زخمی و مجروح گردیده و آقاي كشاورز و چندين تن ديگر از دراويش نعمت اللهي گنابادي توسط این نیروها بازداشت و دستگیر شدند و آنان را به مكان نا معلومي منتقل كردند.
7 اسفند : نامه سایت مجذوبان نور به کمیساریای عالی حقوق بشر و اعلام موارد نقض حقوق دراویش
13 اسفند : حجت الاسلام علی موحدی راد ، دادستان شهرستان گناباد با دفن پیکر مطهر دراویش در مزار سلطانی بیدخت مخالفت کرده است .
15 اسفند : امروز پنجشنبه و تنها چند روز بعد از واقعه وفات شیخ بزرگوار سلسله نعمت اللهی گنابادی جناب آقای ناصر آقا ملکی سروستانی (مهرعلی) ، گروهی متشکل از برخی روسا و کارکنان ادارات دولتی بنا به دعوت نماینده ولی فقیه سروستان(امام جمعه سروستان) اقدام به برگزاری مجلسی هم زمان با مجلس شب جمعه دراویش نموده و بعد از سخنرانی امام جمعه علیه تصوف و درویشی، اقدام به نصب پلاکارت هایی علیه صوفیه نمودند.در همین راستا نیروهای انتظامی با هماهنگی های به عمل آمده هم زمان اقدام به مسدود کردن خیابان ها و کوچه های مشرف به مجلس شب جمعه و توقف و انتقال موتور سیکلت های فقرا نمودند .
28 اسفند : تعداد قریب به 15 تن از دراویش گنابادی بازداشتی در روز سوم اسفند مقابل مجلس شورای اسلامی ، کماکان در زندان اوین نگهداری می شوند .
سایت مجذوبان نور |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 21:25 توسط نور
|
|
||
|
|
|
|||||
|
||||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 22:54 توسط نور
|
|
||||||